جغرافیای قصران

جغرافیای طبیعی (موقع مطلق و موقع نسبی)

منتهی الیه شرقی رودبا رقصران" داخل سرچشمه رودخانه سیاه پلاس"۵۱درجه و۵۸دقیقه طول جغرافیایی وروستای ایراء با موقعیت ۳۵درجه و۴۷ دقیقه و ۵۶ثانیه عرض جغرافیایی و۵۱ درجه و ۵۰ دقیقه و۲۷ ثانیه طول جغرافیایی و ارتفاع ۲۴۲۷متر از سطح دریا ؛ومجاور آن گردنه "سیرک سر" با موقعیت ریاضی ۳۵ درجه و ۴۸ دقیقه و ۳/۲۰ ثانیه عرض جغرافیایی و ۵۱ درجه و ۴۹دقیقه و۳۳ثانیه طول جغرافیایی وارتفاع ۲۳۴۱ متر از سطح دریا و شمال شرق آن ناحیه "سفید آب دشت لار" با موقعیت  ریاضی۳۶ درجه و ۱دقیقه و۶/۳۷ ثانیه عرض جغرافیایی و۵۱ درجه و ۴۸ دقیقه و۴/۴۴ثانیه طول جغرافیایی وارتفاع ۳۱۳۰ متر از سطح دریا و غرب آن ناحیه "شکرآب" با موقعیت ریاضی۳۵درجه و ۵۵ دقیقه و ۳/۲۶ ثانیه طول جغرافیایی وارتفاع ۲۴۷۰ متر از سطح دریا وشمال غرب آن در "گردنه دیزین"با موقعیت ریاضی۳۶ درجه و ۲دقیقه و۵/۱۴ثانیه عرض جغرافیایی و۵۱درجه و ۲۵ دقیقه و ۶/۵۸ ثانیه طول جغرافیایی و ارتفاع ۳۳۰۰ متر از سطح دریا می باشد وسراسر جبهه جنوبی آن را آخرین رشته کوه جنوبی البرز مرکزی مانند دیواری عظیم از "قله توچال" با موقعیت ریاضی۳۵درجه و ۵۳ دقیقه و۶/۱۱ ثانیه طول جغرافیایی و ارتفاع ۳۹۹۲متر از سطح دریا تا گردنه سیرک سر ، مجاور روستای ایراء(شرق) در بر گرفته است. 

همچنین از لحاظ موقع نسبی ، رودبار قصران واقع در شمال شرقی تهران از جنوب با تجریش ، از شمال با دیزین و رشته کوه های جنوبی البرز ، از شرق با لواسانات و مناطق حفاظت شدة بین رودبار قصران و شهرستان دماوند و از غرب با کوه های همجوار بین رودبار قصران و کرج همسایه است .

جغرافیای انسانی

بنابر  سر شماری "مرکز آمار ایران در سال ۱۳۷۵جمعیت  شهر قصران (اوشان فشم میگون) ۱۰۵۸۷ نفر و جمعیت دهستان رودبار قصران ۴۶۵۱نفر و جمعا ۱۵۲۳۸ نفر بوده است. بر اساس این سر شماری جمعیت نسبی رودبار قصران با ۷/۱% رشد جمعیت  و همچنین بدلیل افزایش مهاجرت  در حال حاضر، حدود ۲۰۰۰۰نفر می باشد واین جمعیت نسبی تقریبا ۲۸۱ نفر در هر کیلو متر مربع است .

جغرافیای سیاسی

 وسعت شهرستان شمیران حدود ۱۱۱۱ کیلومتر مربع می باشد؛ که از این مساحت حدود ۵۰۰ کیلو متر مربع به رودبار قصران اختصاص دارد. که این وسعت شامل یک شهر به نام "اوشان فشم میگون" یا شهر "قصران" ویک دهستان به نام "رودبار قصران" به مرکزیت روستای حاجی آباد می باشد. دهستان رودبار قصران شامل ۴۹ آبادی یا روستا است که مهمترین آنها عبارتند از :

«آب نیک»  «آهار» «امامه»«امین آباد»«ایگل»«باغگل»«بایِر» «جیرود»«حاجی آباد»«دربندسر»«درود» «روته»«رودک»«زایگان (زاگون)»«زرده بند»«شمشک» «شنستان»«کلوگان»«گرمابدر»«لالان ( لالون )»

منابع

 پازوکی  طرودی ؛ ناصر ؛ آثار تاریخی  شمیران ؛ج1 ؛ نشر اداره  کل  میراث  فرهنگی  استان  تهران  ؛ تهران ؛ 1382 .

·  محمودیان علی اکبر ؛ اطلس شهرستان شمیران ؛ نشر موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتا شناسی و بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی ؛تهران ؛1381.

نقشه رودبارقصران

اردوی یک روزه روستای آهار و آبشار شکرآب

 

 

 

 بسته پیشنهادی  ما شامل طبیعت‌گردی در روستای آهار همچنین پیاده روی گلگشت تا «آبشار شکرآب» است.

اردوی یک روزه روستای آهار و  آبشار شکرآب

 

برنامه پیشنهادی اردوی یک روزه روستای آهار و آبشار شکرآب

موقعیت محل: استان تهران، منطقه عمومی رودبار قصران

اردوی یک روزه روستای آهار و  آبشار شکرآب

دسترسی: از طریق خروجی‌های شمال شرق تهران وارد بزرگراه شهید بابایی شده و پس از رسیدن به خروجی استخر به سمت شمال ادامه مسیر می‌دهیم تا به گردنه قوچک برسیم. ادامه مسیر بعد از گردنه به دوراهی می‌رسد که راه مستقیم به لواسان می‌رود. ما راه سمت چپ را که تابلوی فشم دارد انتخاب کرده و پس از طی مسیری حدود 10 کیلومتر به دوراهی اوشان می رسیم. از این دوراهی باید وارد اوشان شده و جاده را تا انتهایی ترین قسمت ادامه دهیم. روستای آهار در منتهی الیه همین جاده قرار دارد.

 

فاصله از مرکز تهران: 65 کیلومتر

 

مدت زمان رسیدن: بدون در نظر گرفتن ترافیک از مرکز تهران 2 ساعت

مدت برگزاری اردو از زمان حرکت تا بازگشت به مبداء: 10 تا 12 ساعت

مدیریت زمان: برای استفاده مفید از زمان در فصل بهار بهتر است در همان ساعات اولیه صبح حرکت کرد تا حدود ساعت 10 صبح به روستا برسیم. برای پیاده‌روی از ابتدای روستا تا آبشار حداقل دو و در صورت حرکت آرام حداکثر سه ساعت زمان نیاز داریم. برای صرف ناهار و استراحت در کنار آبشار و امامزاده نیز 2 تا 3 ساعت زمان دیگر در نظر گرفته و حدود ساعت 4 عصر آماده بازگشت می‌شویم. مسیر برگشت به دلیل سرازیری کمتر از رفت زمان نیاز دارد و حداکثر دو ساعت به طول می‌انجامد. با این حساب حداکثر در ساعت 5 تا 6 عصر به روستا رسیده و با احتساب مسیر دو ساعته تا تهران در حدود ساعت 8 شب به مبداء بازمی گردیم.

لوازم مورد نیاز: کفش کتانی یا کوه – کوله کوچک یکروزه – ناهار شخصی – یک بطری کوچک آب(یا قمقمه) - زیرانداز سبک – دفترچه یادداشت کوچک و خودکار(برای ثبت خاطرات) – لوازم شخصی دیگر

لوازمی که برگزارکننده می‌تواند همراه بیاورد(بر اساس نوع برنامه‌ریزی): زیرانداز بزرگ – فلاسک چای– لوازم پذیرایی – لوازم کمک های اولیه و ...

ورودیه: ندارد.

توضیح ضروری: مربیان عزیز دقت کنند در این برنامه باید چندین نفر به کادر برگزار کننده اردو اضافه نمایند تا عملیات کنترل دانش‌آموزان در مسیر حرکت به خوبی صورت پذیرد.

 

جذابیت ها:

1-    تماشای طبیعت زیبای منطقه رودبار قصران

2-    پیاده روی در کوچه‌های روستا تا رسیدن به کنار رودخانه

3-    عبور از میان باغات عمدتا آلبالو و گیلاس

4-    زیارت دو تن امامزادگان طاهر و زاهد در میان باغات شکرآب

5-    تماشای آبشار زیبای شکرآب

6-    استفاده چندساعته از طبیعت کنار رودخانه همراه با بازی و برنامه‌های فرهنگی

 

برنامه اردو:

 

برنامه ریزی این اردو باید بر اساس قواعد طبیعت‌گردی صورت پذیرد. همنوردان پس از توجیه کامل نسبت به منطقه و جذابیت‌های آن، همچنین موارد مهم ایمنی در سفرهای طبیعت گردی که(در مقالات قبل به آن ها اشاره شده است) توسط راهنما یا مربی توضیح داده می‌شود وارد روستا می‌شوند. بخشی از مسیر پیاده‌روی این اردو در کوچه‌های روستا انجام می‌گیرد تا جایی که از انتهای روستا خارج شده و به کنار رودخانه می‌رسیم.

از این جا به بعد طبیعت بکرتری در پیش روی ماست. حدود یک کیلومتر از ادامه مسیر به سمت آبشار و امام‌زادگان، در کنار رودخانه طی می شود. پس از آن وارد مسیر مالرو با شیب 30 درصد شده و پس از طی مسافتی نه چندان کوتاه به ورودی صحن قدیمی امامزاده که با نرده‌ای محصور شده است می‌رسیم. در حیاط امام‌زادگان امکانات اندکی از جمله چند اتاق برای شب‌مانی، ظروف امانتی، چای آتشی و برخی اقلام سوپری موجود است.

برای رسیدن به آبشار شکرآب باز هم باید مسیر را از پشت نرده‌های صحن ادامه داد. از این جا تا آبشار حدود ده دقیقه فاصله دارد. بخش‌هایی از مسیر در نزدیکی آبشار قلوه سنگی و صخره‌ای است که باید احتیاط لازم صورت پذیرد.

اردوی یک روزه روستای آهار و  آبشار شکرآب

آگاهی:

1-    پارک اتوبوس و مینی بوس خصوصا در روزهای تعطیل در پارکینگ انتهای مسیر ممکن نیست. راننده باید قبل از رسیدن به روستا مکانی را برای توقف درنظر بگیرد.

2-    بهترین فصل اجرای این برنامه ماه آخر بهار و فصل تابستان است. همچنین اجرای این برنامه در فصل زمستان و ماه آخر فصل پاییز مناسب نیست.

3-    قبل از برگزاری این بسته، وضعیت هوا در ارتفاعات البرز و وضعیت جاده لواسان و فشم را بررسی نمایید.

4-    از همراهی همنوردانی  که دارای مشکلات بدنی و یا بیماری‌های خاص هستند امتناع شود.

5-    در ابتدای روستا مغازه‌های سوپر و ... برای خرید اقلام ضروری وجود دارد. همچنین در فصل تابستان و ماه مرداد، محصولات باغ های منطقه بیشتر شامل آلبالو و گیلاس در همین مغازه‌ها به فروش میآ‌رسد.

6-    بخشی از مالرو در انتهای مسیر کمی دشوار و ممکن است برای دانش‌آموزان خطرساز باشد. مربیان تمهیدات لازم را در نظر بگیرند.

7-    امکان صرف صبحانه گروهی در مسیر وجود دارد. برای این منظور باید قبلا با رستوران‌هایی که دارای منوی صبحانه گروهی هستند هماهنگی لازم را انجام داد.

 

 

 

 

اشکور

قدیم الایام اشکور در منطقه کوهستانی شمال البرزودر قسمت شرق منطقه دیلمان تعریف شده بود.

  اشکور در امتداد سلسله کوه های البرزقرار دارد و از جنوبی ترین نقطه شهرستان هاي رودسر و املش آغاز تا جنوبی ترین نقطه شهرستان رامسر ادامه دارد. محدوده اشکور از جنوب به قزوین از مغرب به سياهكل ، لنگرود ورود بار الموت واز شرق به بخش کوهستا نی شهرستان  تنکابن واز شمال به دامنه های کوهستانی رحیم آباد،املش و رامسر متصل است.

در حال حاضر، قسمت عمده  مناطق اشكور  در جنوب شهرستان رودسر بخش رحيم آباد استان گيلان واقع شده است

  قبل ازسالهای ۱۳۳۸  ، اشكور از لحاظ جغرافيايي شامل دو دهستان به نامهاي دهستـان اشكور بالا شامل 50 آبادي و دهستـان اشكور پايين شامل 107 آبادي است و با مجموع 157 آبادي، در جنوب شهرستان رودسر استان گيلان واقع شده است که قسمتهای کوهستانی شهرستان های رودسر - املش و شهرستان  رامسر فعلی را شامل می گردد.
هم اکنون منطقه اشکورات شامل ۷دهستان و ۲۵۲آبادی از توابع شهرستانهای رودسر واملش از استان گیلان وشهرستان رامسر از استان مازندران به نام :
دهستانهای شوئیل ( سال 1373از اشکورسفلی منفك شده است)-  اشکور سفلی و  اشکور علیا  (  بخش   رحیم آباد  شهرستان رودسر) - دهستانهای کجید و سمام ( شهرستان املش )و دهستانهای اشکور و      جنت رودبار از شهرستان رامسر تقسیم بندی شده است.

روستای دشتک یکی از روستاهای دهستان شوئیل بوده که در فاصله حدود ۵کیلومتری غرب روستای شوئیل قرار گرفته است و در نقشه مشخص شده است. 

نقشه جغرافيايي منطقه اشكورات به تفكيك  دهستانهاي شهرستان هاي رودسر، املش و رامسر

 

شايان ذكر است ؛اشکور تمدنی دیرینه داشته و به سلسله کاکیان برمی گردد. در سده‏هاي اخير نام عالمان بي‏شماري با پسوند «اشكوري» در كتب تراجم و رجال آمده است.

اشكور از لحاظ فرهنگي در منطقه تاريخي ديلم قرار دارد و مردم اين سامان كه جزء كوچكي از مردم ديلم به شمار مي‏آيند، همگي در قرن سـوم از آيين زرتشـت خارج و توسـط «ناصـرالحــق اُطـــرو ش».

( ابومحمد حسن بن علي بن عمر الأشرف بن علي زين العابدين عليه‏السلام ملقب به ناصر الحق و اصمّ و اُطروش، جدّ مادري سيد مرتضي و سيد رضي است كه دين مقدس اسلام را در بلاد ديلم از راه تبليغ رواج داد.)

مسلمان و   شيــعه اثني عشري شدند.

 بعد از اسلام نيز اين مناطق شاهد تحوّلات گوناگوني بوده است. يكي از اين تحولات، قيام فرزندان اين آب و خاك «آل بويه2 يا آل ديالمه» است كه حركت آنان منجر به سقوط حكومت  عبّاسيان و تشكيل اولين دولت شيعي در جهان اسلام از سال 325 تا 447 ه·· . ق گرديد. آنان در قسمت زيادي از بلاد عراق عجم و عراق عرب من جمله بغداد حكمروايي داشتند و فقهايي چون شيخ مفيد، سيد مرتضي، سيد رضي، شيخ طوسي، سلاّر ديلمي و غير ايشان در كنف حمايت اين مردان بزرگ شيعي به نشر معارف و فرهنگ و فقه علوي پرداختند.

استعفای آیت الله خامنه‌ای از سرپرستی سپاه پاسداران

در سال ۵۸ رقم خورد؛

استعفای آیت الله خامنه‌ای از سرپرستی سپاه پاسداران

 سرپرستی سپاه توسط آیت الله خامنه‌ای ۴ ماه به طول انجامید و ایشان در اسفندماه ۱۳۵۸ برای شرکت در انتخابات مجلس اول از این سمت استعفا دادند.

 

شاید کمتر کسی این خبر را شنیده باشد که آیت الله خامنه‌ای در سال ۱۳۵۸ مدتی سرپرستی سپاه را بر عهده داشته است.  در زندگی‌نامه ایشان آمده است: از دیگر مأموریت‌های وی از طرف شورای انقلاب، مسئولیت مرکز اسناد و نیز سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۳ آذر ۱۳۵۸ بود. وی قبل از این نیز به نمایندگی از سوی شورای انقلاب در برخی جلسات سپاه پاسداران شرکت می‌کرد.

علت انتخاب او به سرپرستی سپاه، باقی ماندن پاره‌ای اختلافات در بدنه و سازمان سپاه بود که در ماههای پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته بود و با تلاشهای میانجیگرانه به نتیجه نرسیده بود.

وی که از حامیان نیروهای نظامی مردمی، به‌ویژه سپاه بود، در مدت حضور در رأس آن نیرو سعی کرد علاوه بر رفع اختلافات موجود، سازمان مناسبی بدان بدهد. او در ۵ اسفند ۱۳۵۸ از مسئولیت سرپرستی سپاه به دلیل نامزدی در انتخابات نخستین دورۀ  مجلس شورای اسلامی استعفا داد.[۱]

**ماجرای تشکیل سپاه چه بود؟

بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در ۲۲ بهمن ۵۷، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که ذهن نیروهای انقلاب را به خود مشغول ساخته بود، تأسیس یک نیروی نظامی قدرتمند بود که بتواند در مقابل توطئه‌ها و خطراتی که انقلاب را تهدید می‌کرد، از کیان انقلاب دفاع کند.

آنچه در این بین قابل تأمل است، تشکیل غیر رسمی و خودجوش یک نیروی مردمی در آغازین روزهای پیروزی انقلاب است. این نیرو که اعضای آن در مساجد، اماکن دولتی، پادگان‌ها، کاخ‌ها و مراکز حساس حضور داشتند، وظیفه حفاظت از اموال و تأمین امنیت اجتماع را بر عهده داشت. هر چند این نیروها بعدها نام کمیته‌های انقلاب به خود گرفتند، اما در واقع هسته اصلی «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» را باید در این اجتماعات جست و جو کرد.

اولین اعلام رسمی تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از سوی عباس امیر انتظام، سخنگوی دولت موقت در دوم اسفندماه ۵۷ صورت گرفت؛ اما در آن شرایط، چند گروه تحت عنوان سپاه پاسداران فعالیت می‌کردند که هر کدام منطقه‌ای از تهران را برای فعالیت انتخاب کرده بودند.

برخی از نیروهای سیاسی، تحت فرماندهی حسن لاهوتی در باغشاه مستقر بودند. عده‌ای دیگر نیز با سرپرستی محمد منتظری و محمدکاظم موسوی‌ بجنوردی در مرکز گارد شهربانی (اداره گذرنامه فعلی) استقرار پیدا کرده بودند. عباس زمانی (ابوشریف) نیز به همراه نیروهای خود، پادگان جمشیدیه را در اختیار داشت. پاسداران مستقر در سلطنت‌آباد (پاسداران) نیز بیشتر با اعضای نهضت آزادی و دولت موقت هماهنگ بودند و حسن لاهوتی نیز در آن منطقه نفوذ داشت.

اختلاف نظر موجود بین این گروه‌ها از یک سو و همچنین تلاش دولت موقت برای در دست گرفتن اداره این نیروی نظامی که با مخالفت بعضی از سپاهی‌ها مواجه شده بود، باعث شد تا شورای انقلاب برای سر وسامان دادن به اوضاع، شورایی۱۲ نفره که اعضای آن نمایندگان ۴ گروه فوق بودند، تشکیل دهد. این افراد بعدها به عنوان اعضای شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی شدند.

این عده عبارت بودند از: عباس زمانی، جواد منصوری، عباس دوزدوزانی، محمد منتظری، یوسف کلاهدوز، محمدکاظم موسوی بجنوردی، مرتضی الویری، محمد بروجردی، محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و علی دانش‌منفرد.

نمایندگان این گروه‌ها با توافق شورای انقلاب و نظر مثبت حضرت امام و با این هدف که سپاه به عنوان یک نیروی مستقل از ارتش و دولت، زیر نظر شورای انقلاب باشد، اساسنامه‌ای برای این نهاد تدوین نموده و در تاریخ دوم اردیبهشت ۵۸ منتشر کردند.

برای تعیین فرمانده سپاه، جواد منصوری، عباس زمانی و محمدکاظم موسوی‌بجنوری نامزد بودند که در نهایت جواد منصوری به عنوان اولین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تعیین شد. شورای فرماندهی سپاه در اولین اطلاعیه خود در ۱۶ اردیبهشت ۵۸، وظایف کلی این نیروی نظامی را مبارزه مسلحانه علیه جریان‌های مسلحانه ضد انقلاب، دفاع در برابر حملات و اشغالگری‌های عوامل یا قوای بیگانه در داخل کشور، همکاری و هماهنگی مؤثر با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، تربیت و آموزش اخلاقی، ایدئولوژیکی، سیاسی و نظامی کادرهای سپاه، حمایت از نهضت‌های رهایی‌بخش و حق‌طلبانه مستضعفین جهان تحت نظارت و رهبری انقلاب و استفاده از نیروی انسانی سپاه به هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه و کمک به طرح‌های عمرانی دولت جمهوری اسلامی برشمرد.[۲]

**اولین سرپرست سپاه چه کسی بود؟

امام خمینی (ره) در ۲۵ شهریور ۵۸ حکم نمایندگی خود در سپاه را برای حجت‌الاسلام حسن لاهوتی نوشتند. با رسیدن لاهوتی به نمایندگی امام در سپاه (و به نوعی سرپرستی سپاه) منافقین و برخی همفکران آنها با تمام توان به دوره کردن وی پرداختند و علاوه بر استفاده از وی برای فحاشی به بزرگان انقلاب و عملکرد نظام، سطح سوء استفاده خود را به مسائل حادتری هم کشاندند. یکی از موارد بسیار حیاتی در این قضیه (که اثرات فاجعه آمیز آن در زمان ورود منافقین به فاز جنگ مسلحانه آشکار شد) رسیدن انبوهی از اسلحه به دست منافقین از همین کانال بود.

آقای علی محمد بشارتی(مسئول اطلاعات وقت سپاه) به یک نمونه از این موارد چنین اشاره کرده است:

«سفر دیگر ما به کرمانشاه بود که در معیت مرحوم آقای لاهوتی، نماینده وقت امام خمینی در سپاه، صورت گرفت. ... در این سفر که سه روز به طول انجامید سلاح های زیادی جمع آوری کردیم که بیشتر آنها ژ-۳ و کلت، از نوع روولور، بودند. تصمیم داشتیم که همه این‌ها را به تهران منتقل کنیم که به علت نفوذ منافقین ورق به گونه دیگری برگشت. در سفر کرمانشاه، پسر آقای لاهوتی -وحید- هم همراه ما بود، اما هیچ مسئولیتی نداشت. او با منافقین در ارتباط بود و با تحت تأثیر قرار دادن پدرش، تعداد زیادی از سلاح های جمع آوری شده، خصوصاً کلت ها را از او گرفته و برده بود. من خیلی دیر از این قضیه مطلع شدم. آقای فرزین به من گفت که آقا وحید سلاح ها را جعبه کرده و برده است. با شنیدن این خبر خیلی عصبانی شدم، اما رعایت حال آقای لاهوتی را کردم و به ایشان چیزی نگفتم. با این حال تصمیم گرفتم که قضیه را با امام خمینی در میان بگذارم، چون این مسئله چیزی نبود که بتوان آن را جدی نگرفت و از کنار آن به سادگی گذشت. ... فردای آن روزی به قم رفتیم تا گزارش ها را خدمت امام خمینی عرض کنیم. امام خمینی احوال آقای لاهوتی را پرسید. من فرصت ندادم و گفتم آقای لاهوتی همین است. آدم بسیار عاطفی است و خیلی از صحبت هایی که می کنند دلپذیر و دلنشین است اما به لحاظ سیاسی آسیب پذیر است و همه و از جمله منافقین او را می خواهند جذب کنند. امام خمینی که معمولاً خیلی کم سؤال می کردند، یک سؤال دیگر هم راجع به روابط آقای لاهوتی و مجاهدین پرسیدند و من پاسخ دادم که ایشان مانند ما در زندان بوده و در آنجا با اکثر آنها آشنا شده است؛ اما آشنایی و رفاقت یک چیز است و هواداری از آنها چیز دیگر و موضوعی ثانوی است؛ ایشان هواداری هم می کنند.» (عبور از شط شب، انتشارات مرکز اسنادانقلاب اسلامی، صفحات ۲۳۵ تا ۲۳۷)

البته همین رفتارهای آقای لاهوتی که گزارش‌های مکررش توسط فرماندهان انقلابی سپاه (مثل آقایان جواد منصوری و علی محمد بشارتی) به امام می رسید به علاوه عملکرد مخرب وی در سخنرانی هایش به نفع منافقین و علیه نظام، نهایاتاً باعث شد که حضرت امام پس از مدتی (در همان سال ۵۸) او را از سمتش کنار گذاشته و حضرت آیت الله خامنه‌ای را جایگزین وی کنند. (همان، صفحه ۲۳۷)[۳]

حجت‌الاسلام لاهوتی در تاریخ ۲۹ آبان ۵۸ استعفای خود را تسلیم رهبر انقلاب کرد ، در متن نامه استعفای حجت الاسلام لاهوتی آمده است: «محضر مبارک فرمانده کل قوا و رهبر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (دامت برکاته)

با کمال احترام بعرض عالی می‌رساند، با اینکه تصمیم داشتم در حساس‌ترین ارگان مبارزاتی یعنی سپاه پاسداران در راه اسلامی و امام امت تا آخرین قطره خون خویش خدمت نمایم ولی با کمال معذرت از پیشگاه محترم آنحضرت اعلام می‌داریم بعللی از جمله کسالت قلبی بیش از این نمی توانم در این پایگاه در خدمت اسلام و مسلمین باشم. آرزومندم در جای دیگر تا آخرین حد توانم بخدمت سربازم ادامه دهم.»

لاهوتی در نامه دیگری خطاب به پاسداران سراسر کشور گفت : دلایل استعفای من مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود، بهمین جهت در یک مصاحبه مفصل مطالب خود را روشن بیان خواهم نمود.[۴]

**ناراحتی حجت‌الاسلام لاهوتی از برکناری از سپاه

در ۲۹ آذر ۱۳۵۸ گزارشی از جلسه هفتگی آیت‌الله خامنه‌ای منتشر شده که بخشی از انتقادات حجت‌الاسلام لاهوتی در آن منعکس شده است. در این گزارش آمده است:

حجت‌الاسلام سیدعلی خامنه ای در جلسه هفتگی روزهای دوشنبه دانشجویان که در مسجد دانشگاه تهران برگزار می‌شود به سؤالات متعدد دانشجویان پاسخ گفت: من معتقدم که حزب و سازمان بخصوصی منتی بر سر این انقلاب ندارد و هیچ حزبی نقش در پیدایش این انقلاب به آن معنا نداشته است.

حجت‌الاسلام خامنه‌ای ضمن تأکید بر لزوم تشکل و سازماندهی بعد از انقلاب در پاسخ به این سوال که آقای لاهوتی گفته است ارتش و سپاه پاسداران آلت دست و یا بازوی مسلح حزب بخصوصی است گفت: منظور ایشان حزب جمهوری اسلامی است و علت آن وجود بنده در آنجا است. بنده پیش از آنکه عضو حزب باشم عضو ارگان تصمیم گیرنده منصوب از طرف امام در شورای انقلاب هستم. این شورای انقلاب است که سپاه را اداره می کند و اهداف آنرا معین می کند و از روز اول سپاه را به وجود آورد.

شورای انقلاب ناگزیر یک عضو از اعضای خودش را باید در سپاه جایگزین می کرد ، در چند ماه گذشته احساس نیاز نمی شد ولی با گذشت چند ماه احساس نابسامانی در امر سپاه احساس شد که بایستی یک نفر از سوی شورای انقلاب به آنجا می رفت.

ایشان همچنین در مورد حمله سپاه به مقرهای مجاهدین خلق[منافقین] نیز گفتند : حمله پاسداران به مراکز مجاهدین بخاطر آن نبوده است که این مراکز مراکز مجاهدین است، اگر در نقطه ای فتنه‌انگیزی و یا توطئه شود چه از سوی مجاهدین و یا هر گروه دیگر باید تعقیب کرد.

**استعفای آیت‌الله خامنه‌ای از سرپرستی سپاه

سرپرستی سپاه توسط آیت الله خامنه‌ای ۴ ماه به طول انجامید و ایشان در اسفندماه ۱۳۵۸ برای شرکت در انتخابات مجلس اول از این سمت استعفا دادند.

دکتر حسن حبیبی، سخنگوی وقت شورای انقلاب، متن استعفای آیت‌الله خامنه‌ای را این‌گونه قرائت می‌کند:

شورای انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران

با احترام

با اینک که به فضل خداوند در پرتو مجاهدات مستمر و خستنی‌ناپذیر امام بزرگوار و امت فداکار در آستانه تمامیت ارکان نظام سیاسی جمهوری اسلامی هستیم، با تعیین نمایندگی فرماندهی کل قوا از طرف امام و فراهم آمدن زمینه برای تشکیل شورای عالی دفاع موجب و لزومی برای ادامه مسئولیت نمایندگی اینجانب از سوی آن در شورا در وزارت دفاع و سپاه پاسداران بنظر نمی‌رسد علاوه بر این با توجه به اینکه گروه‌های اجتماعی متعددی اینجانب را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی نامزد کرده‌اند استعفاء خود را از این مسئولیت بدینوسیله تقدیم می‌دارم. به امید آنکه هرچه زودتر اقدام نهایی برای اداره نیروهای مسلح بر مبنای قانون اساسی بعمل آید.

با احترام

سیدعلی خامنه‌ای

۵۸/۱۲/۵

نکته جالب اینجاست که پس از استعفای آیت الله خامنه‌ای از سرپرستی سپاه پاسداران، ایشان به عنوان سرلیست حزب جمهوری اسلامی وارد کارزار انتخابات مجلس اول می‌شوند و به این مجلس نیز راه پیدا می‌کنند.