سفرنامه‌ی الموت (بهشت گمشده قزوین)

 

 

همسفران از فرنگ آمده‌ی ما

همیشه ذوق سفر دارم و گاهی نیاز به سفر از نیاز من به خورد و خوراک هم بیشتر می‌شود. نمی‌دانم؛ شاید مثال نقضی برای هرم سلسله‌مراتب نیازهای مزلو باشم. سفری برنامه‌ریزی شده و یک روزه به همراه دوست صمیمی‌ام، امیر، و زوج خونگرم و باصفای اسپانیایی به منطقه‌ی الموت قزوین، مقر فرماندهی حسن صباح، که قریب به هزار سال پیش بر این بخش از ایران زمین حکم می‌رانده است. برایم تک‌تک لحظات این سفر لذت‌بخش، دوست داشتنی و سرشار از حس بودن، لمس کردن و زنده شدن است.

هوای نسبتاً خنک صبحگاهی دلچسب و عالی است؛ مادر مهربان طبیعت دست نوازش صبحگاهی‌اش را بر سر و روی ما می‌کشد؛ مادری که فارغ از فرهنگ، نژاد و رنگ پوست، سخاوتش را به میلیاردها فرزند خود می‌بخشد. البته گاهی ما انسان‌ها با رفتارهای غلط خودمان، این مادر مهربان را خشمگین می‌کنیم.

ابتدا باید به دنبال همسفرمان برویم که در هتل میرعماد منتظرمان هستند. قرارمان ساعت هشت‌ونیم صبح است. آنها آخرین روز سفرشان در ایران را سپری می‌کنند و از ابتدا به این فکر بودیم که با خاطره‌ای خوش و به یادماندنی و نشان دادن مهمان‌نوازیِ ایرانی، آن‌ها را راهی سرزمین خودشان کنیم.

غربی یا شرقی؟ مسأله این است

پس از آشنایی اولیه، برنامه‌ی سفر را خیلی مختصر برای‌شان توضیح می‌دهم. اسم‌شان یوجِنی و مونیکا است و دهه‌ی 40 سالگی را پشت سر می‌گذارند. کمی که از هتل دور می‌شویم، کنار سوپرمارکت در نزدیکی چهارراه ولیعصر توقفی کوتاه برای خرید آب داریم. می‌توانیم به سمت شرق و ابتدای جاده‌ی الموت شرقی برویم، اما تصمیم می‌گیریم به سمت شمال شهر و منطقه‌ی باراجین برویم چرا که قصد داریم از زیبایی‌های الموت غربی هم لذت ببریم. وارد جاده‌ی باراجین که می‌شویم، در سمت چپ جاده، دانشگاه آزاد قزوین خودنمایی می‌کند که حالا بین مردم به دانشگاه آزاد باراجین معروف است. تابستان است و در دانشگاه و اطراف آن خبری از خیل عظیم از دانشجویان نیست. سمت راست جاده، مردها و زن‌هایی را می‌بینیم که در مسیر مخصوص، صبحگاهان با پای پیاده یا با دوچرخه‌ در حال فرار از زندگی شهری و پناه بردن به دامان طبیعت هستند و می‌خواهند جسم و روح خود را جلا دهند یا شاید بهانه‌ای برای با هم بودن در کنار دوستان و خانواده داشته باشند. کمی بعد، سازه‌ای نمادین در بالای بلندی و در سمت راست جاده پدیدار می‌شود که در زیر آن، مردان گمنامی رخ در نقاب خاک کشیده‌اند، مردانی که شجاعانه ایستادند تا ما در امنیت باشیم.

از کنار پارک جنگلی باراجین و منطقه‌ی تفریحی فدک رد می‌شویم. فرصت تنگ است و زمانی برای صرف وقت در این پارک و تماشای حیوانات و پرندگان زیبا در دهکده‌ی طبیعت این پارک نداریم. دهکده‌ی طبیعت به همت مهندس نوری و با کمک شهرداری ساخته شده تا مأمنی برای حیوانات باشد. کمی جلوتر، دو راهی امامزاده-بهرام‌آباد است. کمی درباره‌ی امامزاده‌ها با یوجنی و مونیکا صحبت می‌کنم. وارد جاده‌ی بهرام‌آباد شده و مسیر خود را ادامه می‌دهیم. با گذشت زمان، آفتاب بیشتر جون می‌گیرد. از کنار چمنزارهایی که اکنون به رنگ زرد در آمده می‌گذریم؛ چمنزارهایی که سبزی‌ بهاری‌شان دوام چندانی نداشت و زرد شدن آن‌ها و رودخانه‌ی بی‌آب کنار جاده، نوید خبرهای خوبی را نمی‌دهد. همچنان که انتظار داشتیم جاده کمی خلوت بود.

پیش به سوی رازمیان

در حال طی مسیر به سمت رازمیان هستیم که ناگهان منظره‌ای نظر همسفرهای ما را جلب می‌کند. جنگلی از ابر را روبه‌روی‌مان می‌بینیم که بر فراز رشته کوه‌های البرز تشکیل شده است. برای ثبت این لحظات توقف می‌کنیم. پس از توقفی کوتاه برای عکاسی از این جنگل ابر و مناظر زیبای شالیزارهای برنج دو روستای سرسبز کامان و زرشک که به فاصله‌ی کمی از پیست اسکی قزوین قرار دارند، مسیرمان به سمت رازمیان و دره‌ی الموت را که بین گردشگران به «دره‌ی قاتل‌ها» یا Valley of Assassins معروف است، ادامه می‌دهیم. گردنه‌های جاده و رنگ سبز شالیزارهای برنج در جوار رودخانه‌ی شاهرود به همراه نسیم خنکی که می‌وزد، نوید از طبیعتی بکر، لحظاتی ناب و دلچسب می‌دهند. بخش‌هایی از جاده خاکی و پر از دست‌انداز است. پس از یک ساعت و نیم، بالاخره حوالی ساعت ده به رازمیان می‌رسیم. شهر ساکت و آرام است.

یکی دیگر از قلعه‌های اسماعیلیه به نام دژ لمبسر در دو کیلومتری رازمیان وجود دارد که پس از قلعه‌ی حسن صباح، مشهورترین قلعه‌ی این فرقه است. این قلعه نیز به مانند سایر قلعه‌های ساخته شده در آن دوره، از سه طرف غیرقابل نفوذ است و فقط یک مسیر دسترسی دارد و به دلیل وجود انبارهای آذوقه و آب‌انبار، ساکنان آن در محاصره‌ی طولانی می‌توانستند جان به در برند.

دو روستای هیر و ویار نیز در نزدیکی رازمیان قرار دارند که ذغال‌اخته‌ی آن‌ها معروف است و معمولاً در شهریور جشنواره‌ای به شکرانه‌ی برداشت محصول برگزار می‌کنند. اما زمان علیه ماست و به‌ناچار باید مسیر را ادامه دهیم.

الموت شرقی  

مسیر رازمیان-معلم‌کلایه را ادامه می‌دهیم تا وارد منطقه‌ی الموت شرقی شویم.

تا روستای بعدی که دیکین باشد کمتر از سی دقیقه راه است ولی چنان مجذوب این زیبایی شده‌ایم که دل تاب نمی‌آورد و باز هم توقف می‌کنیم تا مسافران از فرنگ آمده‌ی ما، یادگاری‌هایی را در دوربین خود ثبت کنند. لبخند رضایت‌شان حاکی از شوق آن‌ها دارد و مانند ما، عجله‌ی چندانی برای رسیدن به مقصد که همان قلعه‌ی معروف حسن صباح باشد، ندارند. آن‌طور که پیداست، سفری کم‌شتاب را در پیش داریم.

در کنار این همه موهبت و زیبایی، عدم رعایت در مصرف آب و نیز گاهی خساست آسمان که نمی‌دانم چه حکایتی دارد و گاه کم‌لطفی و بی‌توجهی و مسئولان به خشکسالی، لبخند من و شوق این مردمان زحمت‌کش را به حسرت و آه و افسوس تبدیل می‌کند؛ مردمانی که سالیان سال کمر همت بسته و برای آبادانی این سرزمین تلاش کرده‌اند.

بلی، تاریخ گواهی می‌دهد منطقه‌ای که از دیرباز جزئی از دریای کاسپین و در زیر آب بوده، اکنون به مانند کتابی مصور در جلوی چشمان ما خودنمایی می‌کند.

گاهی در کنار این جاده نشسته‌ام و به فکر فرو رفته‌ام که چرا و چگونه ممکن است همچنان مردمانی در عصر پیشرفت و فناوری می‌توانند بی‌اعتنا به هیاهوی شهر در خانه‌های خشت و گلی زندگی کنند و لذت ببرند. در بعضی روستاها به‌رغم مهاجرت جوان‌ترها به شهر، مردمانی زندگی می‌کنند که عطای شهرنشینی را به لقایش بخشیده و به‌رغم کهولت سن و سرمای طاقت‌فرسای زمستان و بسته شدن راه‌ها، همنشینی با این طبیعت را با هیچ چیزی عوض نمی‌کنند.

hNPSLd6FjE5KLsfUEaNV789CkoOGu6mw4lUZeS1s.jpeg

الموت بیش از پانصد روستای دارای سکنه دارد. ولی فقط چند تا از این روستاها از بقیه شهرت بیشتری دارند. یکی گازرخان به خاطر قلعه‌ی حسن صباح و دیگری زرآباد به خاطر درخت خون بارش و گرمارود به خاطر طبیعتش. ظرفیت گردشگری الموت به همین چند روستا ختم نمی‌شود و گشت‌وگذار در این طبیعت بکر گاهی هفته‌ها زمان می‌برد و شاید در انتها نیز سیراب نشوید از این زیبایی، شکوه، عظمت و بخشندگی.

N61bDwDwk1F7RmAWAsUGkgIYBxId5wnoxU1thuik.jpeg

روستای دیکین؛ مهمان‌نوازی صاحبان «قلعه‌ی عقاب‌ها»

ساعت 11 به روستای دیکین می‌رسیم. چیزی انتظارمان را می‌کشد. آری قدری استراحت و تفریح در باغچه و خانه‌ای سنتی و پیرزنی مهربان و کدبانو در خانه‌ای محلی که ساکنانش به آن «قلعه‌‌ی عقاب‌ها» می‌گویند.

عقاب نماد الموت به حساب می‌آید و «الموت» نیز به معنای «آشیان عقاب» است.

دیکین را به صنایع دستی (گلیم و گبه و گل‌دوزی‌های زیبا) و مردمان خونگرم و مهمان‌نوازش می‌شناسند. در اینجا انواع میوه از جمله انگور، شاه‌توت، سیب، آلبالو و گیلاس پیدا می‌شود. دیکین حدود 10 کیلومتر با دریاچه‌ی اوان فاصله دارد و به همین خاطر، گردشگرانی را که از راه دور و نزدیک آمده باشند، مجاب می‌کند تا اندکی را در این اقامتگاه محلی سپری کنند تا جانی تازه کنند.

به یوجنی و مونیکا می‌گویم، این خانه در هر سفر با مهربانی پذیرای ماست. قدم در خانه می‌گذاریم. در سمت چپ راهروی ورودی، باغچه‌ای با درخت‌های آلبالو، شاه‌توت، سیب و گردو و نیز یک ماشین بسیار قدیمی قرار دارد که آدم را یاد ماشین مشتی ممدلی می‌اندازد. شاید اگر می‌توانست زبان باز کند، حکایت‌هایی جذاب از دوران قدیم را برای‌مان روایت می‌کرد. در سمت راست راهرو، کوزه‌هایی قدیمی و بزرگ و دستگاهی قدیمی قرار دارد که صاحب‌خانه می‌گوید برای غربال گندم از آن استفاده می‌شده است. در داخل محوطه، خانه‌ای ویلایی قرار دارد که محل زندگی پیرزن است و پشت خانه به سبک محلی بازسازی شده تا پذیرای گردشگرانی باشد که شب قصد اقامت در این منطقه‌ را دارند. آلاچیقی نیز در انتهای راهروی ورودی گذاشته‌اند.

هنوز به نیمه‌ی راه نرسیده، پیرزن به استقبال ما می‌آید. لبخندی می‌زند و با مهربانی ما را به نوشیدن شربت، چای و صرف میوه دعوت می‌کند. هر بار که به این خانه می‌آمدیم قدری شاه‌توت از درختان باغچه می‌چیدم و می‌خوردیم، اما این بار خبری از شاه‌توت نبود، تمام آن‌ها بر روی شاخه‌های درخت خشکیده بودند. البته هنوز می‌توان کمی گردوی تازه چید. هر بار جز روی گشاده از صاحبان باصفا و مهمان‌نوازش ندیده‌ام.

کباب یا جوجه‌کباب؟

زیر آلاچیق چوبی می‌نشینیم و با همسفران اسپانیایی‌مان درباره‌ی این خانه، اهالی آن و مهمان‌نوازی ایرانی‌ها گپ و گفتی می‌زنیم. قدری استراحت کرده و پس از خوردن چای و میوه و تخمه‌ی آفتاب‌گردان تازه، سفارش ناهار را به اهالی خانه می‌دهم. همسفران اسپانیایی ما که از خوردن کباب و جوجه‌کباب خسته شده‌اند، وقتی می‌فهمند می‌توانند ماهی تازه‌ی قزل‌آلای الموت را برای ناهار سفارش دهند، بسیار خوشحال می‌شوند. مگر بهتر از این می‌شود؟ پس از سفارش ناهار و خداحافظی، ساعت 12 ظهر خانه را ترک کرده و به سمت قلعه حرکت می‌کنیم.

rlMe4Sn0HoozC1tK6BfVANjxh68DGQJ6KS7l3kBw.jpeg

قلعه منتظر ماست، ما داریم می‌آییم

پس از ده دقیقه به شهر معلم کلایه می‌رسیم؛ بزرگ‌ترین شهر الموت شرقی و مرکز آن. قلعه‌ای باستانی به نام میمون دژ در نزدیکی معلم‌کلایه قرار دارد. در ورودی این روستا، محوطه‌ای شامل زمین بازی برای کودکان و تعدادی آلاچیق برای استراحت مردم تدارک دیده شده است. پس از ورود به روستا، میدانی کوچک را می‌بینیم که مجسمه‌ی یک عقاب را در وسط آن قرار داده‌اند تا به همه یادآوری کند که اینجا جولانگاه عقاب‌های طلایی بوده و هست. کمی بعد، به سه راهی روستای شهرک می‌رسیم؛ جایی که قرار است آزاد راه الموت به سمت تنکابن از آنجا بگذرد. اما حکایت این آزادراه نیز به مانند حکایت آزادراه تهران-شمال است و فعلاً امیدی به تکمیل آن نیست. در ظاهر، نگرانی‌هایی بابت مسائل زیست‌محیطی و تأثیر ان بر بافت سنتی و نواحی جنگلی مسیر سه هزار در شمال وجود دارد. مسیرمان را به سمت روستای گازرخان ادامه می‌دهیم تا به پای قلعه برسیم و خودمان را برای بازدید از آن آماده کنیم.

نزدیک ساعت یک بعدازظهر به روستای گازرخان و پای قلعه می‌رسیم. روستا به خاطر حضور زیاد گردشگران و تعطیلی عید غدیر شلوغ است و گاهی برای عبور از کوچه دقایقی باید منتظر عبور خودروهای دیگر بمانیم و کیفیت بد آسفالت و سربالایی با شیب زیاد هم مزید بر علت شده این مسیر کوتاه تا قلعه کمی دشوار باشد. جای پارک نیز به سختی پیدا می‌شود. در پای قلعه، نزدیک به باجه‌ی فروش بلیت، دو پیرزن را می‌بینیم که در گوشه‌ای بساط پهن کرده‌اند و خوراکی و انواع سبزی خشک شده را به بهایی ناچیز می‌فروشند و چشمان پرامیدشان به دست سخاوتمند گردشگران است. قدری جلوتر دیگری تمشک را در کاسه‌ای پلاستیکی ریخته و آن را با هزار امید و آرزو زیر سایه‌ی درختی تنومند پهن کرده و به همین ترتیب امرار معاش می‌کند. همیشه سعی می‌کنم با خرید از جوامع محلی کمک اندکی به اقتصاد آن‌ها بکنم. البته خرید را به بعد و پس از بازدید از قلعه موکول می‌کنیم.

قلعه ما را فرا می‌خواند

ابتدا باید بلیت بخریم که حکایت آن نیز جالب است. بلیت برای گردشگران ایرانی 2500 تومان و برای گردشگران خارجی 15000 تومان است. با خرید بلیت، دو انتخاب پیش روی شماست. می‌توانید لذت رنج بالا رفتن از مسیر را تا خود قلعه بچشید یا الاغی اجاره کرده و سوار بر آن، مسیر را طی کنید. البته که انتخاب من و همسفرانم گزینه‌ی اول است.

اگر کوهی را که قلعه بر بالای آن قرار دارد به دقت بنگرید، عقابی را می‌بینید که از دل زمین برآمده و می‌خواهد آسمان را فتح کند، اما گویی چیزی پای آن را بسته است. قلعه بر بالای سر این عقاب ساخته شده است و حوادث زیادی را در طول تاریخ دیده است. در طول مسیر، داستان‌ها و افسانه‌های مختلفی را که درباره‌ی قلعه و فرقه‌ی اسماعلیه و نیروهای فدایی حسن صباح وجود دارند، برای همسفرمان توضیح می‌دهم و آن‌ها نیز با علاقه گوش می‌دهند. پس از حدود 15 دقیقه کوهپیمایی سبک، به سایبانی می‌رسیم که در آنجا نیز فروشندگانی بساط چایی و تنقلات پهن کرده‌اند. کمی استراحت می‌کنیم و آبی می‌نوشیم تا بتوانیم مابقی مسیر را ادامه دهیم. 15 دقیقه‌ی دیگر می‌گذرد و به ورودی محوطه‌ی قلعه می‌رسیم.

بالاخره رسیدیم

قبل از رفتن به سمت دروازه‌ی اصلی قلعه، به ناحیه‌ای می‌رویم که در آن زمان یکی از نقاط دیده‌بانی بوده است. از آنجا روستای گازرخان و چشم‌اندازی زیبا را می‌بینیم و در آن لحظه حس همان فرمانبردار آشیان عقاب را داری که سال‌های سال بر این همه شکوه و عظمت حکمرانی کرده است. یوجنی دوربینش را در می‌آورد تا این منظره را ثبت کند. سپس به سمت دروازه‌ی اصلی قلعه رفته و با گذر از پله‌های چوبی که روی داربست‌هایی نصب شده‌اند وارد قلعه می‌شویم. پس از ورود، در سمت چپ، مسجد و در کنار آن نیز اسطبل اسب‌ها را می‌بینیم. البته باید کمی قوه‌ی تخیل داشته باشید تا با شنیدن توضیحات راهنمای بومی آن منطقه بتوانید شکل و شمایل آن را در ذهن‌تان مسجم کنید. متأسفانه بخشی از تخریب‌ها در زمان قاجار و به دلیل کاوش برای یافتن گنج بوده است.

x6XF5UDSqjncan1bH0OUheiIo2TInanGbrYPMTVo.jpeg

در ادامه، آب‌انبار و محل ذخیره‌ی آذوقه را می‌توان دید که جزء ویژگی‌های مشترک این قلعه‌هاست. به بالای سر عقاب که برویم، ناحیه‌ی دیده‌بانی دوم را خواهیم دید که تا دوردست‌ها را می‌توان مشاهده کرد. در بالای قلعه، کافی‌شاپ کوچکی به نام «دستکند» قرار دارد. صاحب آن پسر جوانی اهل روستای شهرک است که در رشت رشته‌ی هنر می‌خواند. در ورودی آن به قدری کوتاه است که آدم را یاد خانه‌ی هابیت‌ها در فیلم ارباب حلقه‌ها یا شهر لی‌لی‌پوت‌ها در داستان‌های گالیور می‌اندازد. اما به قدری شلوغ است و جا تنگ که از خیر ورود به آن می‌گذریم. ساعت دو بعدازظهر است و کم‌کم باید برگردیم. پس از گشت مختصری در بالای قلعه و لذت بردن از مناظر و مرور تاریخچه‌ی آن، آماده می‌شویم تا به پایین قلعه حرکت کنیم که مردی تقریباً 50 ساله وقتی می‌بیند با یوجنی و مونیکا در حال صحبت به زبان انگلیسی هستم، از من می‌پرسد: «آقا ببخشید اینا خارجی‌ان؟» و با پاسخ مثبت من، پسر نوجوانش را صدا می‌زند. حدسم درست از آب می‌آید، پدر شوق این را دارد که پسرش چند کلمه‌ای با یوجنی و مونیکا انگلیسی صحبت کند.

 

بازگشت به پایین قلعه

در مسیر بازگشت به پایین قلعه، پسرک دست‌وپا شکسته با یوجنی و مونیکا گفت‌وگو می‌کند و وقتی می‌فهمد آن‌ها اهل بارسلونای اسپانیا هستند بیشتر خوشحال می‌شود، چون از طرفدارهای پروپا قرص بارسلوناست. پدر پسرک نیز کنجکاو است که بداند زبان انگلیسی‌ پسرش چطور است. سؤالی که پاسخ دادن به آن برایم زیاد آسان نیست. مونیکا که انگلیسی‌اش به اندازه‌ی یوجنی خوب نیست، دست‌وپا شکسته و کمی هم با زبان اشاره، مشغول گپ و گفت با پسرک می‌شود و من و یوجنی درباره‌ی وضعیت محیط‌زیست در ایران، گیاهان و جانوران منطقه و نیز یوزپلنگ ایران و وضعیت آن صحبت می‌کنیم تا کمی از بحث‌های تاریخی دور شویم و مسیر بازگشت برای‌مان لذت‌بخش‌تر و کوتاه‌تر شود. به او درباره‌ی گل‌گاوزبان ایرانی  می‌گویم که فقط در منطقه‌ی البرز مرکزی رشد می‌کند. در نهایت، حدود ساعت دو و نیم بعدازظهر به پایین قلعه می‌رسیم.

و اما بعد ...

در پایین قلعه، دوستم امیر منتظر ماست تا سفر را ادامه دهیم. به پایین قلعه که می‌رسیم، عهدم را فراموش نمی‌کنم و از پیرزن کمی آلبالو و آلوچه‌ی خشک می‌خرم. سوار ماشین می‌شویم و به سمت روستای دیکین برمی‌گردیم. در مسیر بازگشت، پس از خروج از روستای گازرخان و ورود به جاده‌ی اصلی الموت، وارد اولین سه راهی در سمت راست می‌شویم تا قبل از بازگشت به «قلعه‌ی عقاب‌ها» و صرف ناهار، از طبیعت زیبای روستای اندج نیز لذت ببریم. در مسیرمان به سمت روستای اندج، صخره‌های عجیب کنار جاده که گویی چشم دارند و ما را زیر نظر گرفته‌اند، نظر ما را به خودشان جلب می‌کنند. کنار جاده پارک می‌کنیم و پیاده می‌شویم تا تصاویری را از این صخره‌ها ثبت کنیم. در دل این صخره‌ها، حفره‌ای بزرگ وجود دارد که به گواه تاریخ، ظاهراً سکونت‌گاه انسان‌ بوده‌اند. پس از این توقف کوتاه، به راه‌مان ادامه می‌دهیم و پس از حدود نیم ساعت به روستای اندج و باغ‌های اطراف آن می‌رسیم که مسیر بین صخره‌ها و باغ‌ها جای خوبی برای مختصری پیاده‌روی است.

در ورودی مسیر، پسر جوانی با ذوق خاصی دکه‌ای کوچک علم کرده و در گرماگرم تابستان، دمنوش گیاهی می‌فروشد. پیشتر درباره‌ی گل‌گاوزبان با یوجنی صحبت کرده بودم و وقتی می‌فهمد می‌تواند این دمنوش گیاهی را که برای تمدد اعصاب خوب است امتحان کند، مشتاق می‌شود تا پس از پیاده‌روی به سراغ پسر جوان برویم و گل‌گاوزبان را امتحان کند. در ابتدای مسیر، پناهگاهی در دل صخره وجود دارد که می‌توان از طریق پله‌های چوبی که روی داربست قرار گرفته‌اند، به آنجا وارد شد و از آن بازدید کرد. دو ماه پیش، در این روستا جشنواره‌ی گیلاس برپا بوده است و این داربست را هنوز جمع نکرده‌اند. پیشتر نردبانی قدیمی در آن‌جا بود که از طریق آن، وارد پناهگاه صخره‌ای می‌شدیم. البته خانواده‌هایی هم در باغ بساط جوجه‌کباب را به پا کرده‌اند و بویی راه انداخته‌اند که ما را مدهوش می‌کند. ساعت نزدیک سه و نیم بعدازظهر است و هنوز ناهار نخوردیم.

به مسیر ادامه می‌دهیم و به بالای تپه‌ای می‌رویم تا منظره‌ی روستا را به نظاره بنشینیم. پس از چند دقیقه استراحت در بالای تپه، سریع به ابتدای مسیر ورودی و دکه‌ی جوان برمی‌گردیم. البته مسیر برگشت کمی لیز است که با کمک من و امیر بدون مشکل به پایین می‌رسیم. به دکه‌ می‌رسیم. پسر جوان که سر پا شور و شوق است و انگلیسی دست و پا شکسته‌ای هم بلد است، دمنوش‌ها و خواصش را به ما توضیح می‌دهد و حتی منویی انگلیسی آماده کرده است. منو را که می‌بینم، تلاشش برایم تحسین‌برانگیز است، ولی نکته‌ای نظرم را جلب می‌کند. اسامی انگلیسی منو همگی اسامی علمی دمنوش‌ها و گیاهان دارویی هستند که این موضوع را به او می‌گویم و او را تشویق می‌کنم که به دنبال معادل‌های رایج این گیاهان بگردد که با روی باز استقبال می‌کند.

یوجنی که فکر و ذکرش مشغول گل‌گاوزبان است می‌خواهد این دمنوش را امتحان کند. اما فرصت کم است و پسر جوان پیشنهاد می‌دهد، دمنوش‌های کیسه‌ای‌اش را بخریم. یوجنی دو دمنوش کیسه‌ای گل‌گاوزبان به قیمت 5000 تومان می‌خرد و پسر جوان نیز طرز تهیه‌ی آن را توضیح می‌دهد.

رفع گرسنگی و خستگی

به‌سرعت سوار ماشین می‌شویم تا به داد شکم‌های‌مان برسیم. حدود ساعت چهار و نیم به «قلعه‌ی عقاب‌ها» می‌رسیم و بوی برنج دم‌کشیده و ماهی به مشام می‌رسد. خانه پر از هیاهو و سر و صداست، انگار خبری است که ما از آن بی‌خبریم. وارد یکی از اتاق‌های خانه می‌شویم و منتظریم تا ناهار برای‌مان آورده شود. سفره را پهن کرده و ترشی بامیه و فلفل‌های شیرین را روی سفره می‌چینیم. سپس نوبت برنج و ماهی است. اهالی خانه به قدری سخاوتمند و مهمان‌نوازند که به اندازه‌ی شش نفر ماهی درست کرده‌اند. در اینجا راز هیاهو و شلوغی بی‌سابقه‌ی خانه برای‌مان آشکار می‌شود. گویا تولد نوه‌ی پیرزن است و ما هم از کیک تولد بی‌نصیب نمی‌مانیم.

ناهار را که بسیار لذیذ و با تبحر خاصی درست شده در سکوت می‌خوریم. پس از آن، 15 دقیقه‌ای در همان اتاق استراحت می‌کنیم تا خستگی راه را از تن به در کنیم. حدود ساعت پنج‌ونیم با اهالی خانه خداحافظی می‌کنیم و به سمت قزوین برمی‌گردیم. حین برگشت، در یکی از تپه‌هایکنار جاده نزدیک رجایی‌دشت که تک‌درختی بالای آن قرار دارد می‌ایستم تا نظاره‌گر زیبایی غروب الموت باشیم. امیر و من سر به هوا هستیم و چشم می‌چرخانیم تا شاید به مراد دل‌مان برسیم. به دنبال عقاب طلایی می‌گردیم. امیر که چشمان تیزبینی دارد ناگهان مرا مطلع می‌کند که جفتی عقاب را در آسمان دیده؛ طوری جولان می‌دهند که گویی کل آسمان برای آن‌هاست. دوربین دوچشمی را می‌آورم و عقاب‌ها را به یوجنی و مونیکا نیز نشان می‌دهم. آن‌ها نیز چند دقیقه‌ای را محو تماشای غرور و زیبایی این عقاب می‌شوند و در خلوت خود، با شور و ذوق خاصی به عکاسی و ثبت لحظات آخرین دقایق خود در این نقطه می‌پردازند.

OrPxqrKmH66fkGuJkpMiwy5AbzIhS2SohDwtD0Li.jpeg

بازگشت به وطن

سوار ماشین شده و بدون توقف به سمت قزوین برمی‌گردیم. ساعت هشت به قزوین می‌رسیم. یوجنی و مونیکا می‌خواهند به هتل ایبیس بروند تا کمی استراحت کنند و ساعت شش صبح به پروازشان به مقصد اسپانیا برسند. در کمال تعجبِ آن‌ها، به جای اینکه به سمت اتوبان برویم، به بهانه‌ای وارد شهر شده، توقف کوتاهی می‌کنیم، پیاده می‌شوم و زعفران کوچکی می‌خرم تا موقع خداحافظی به رسم مهمان‌نوازی و ساختن خاطره‌ای خوش، به یوجنی و مونیکا بدهیم. به نظر می‌رسد کمی از این مسأله ناراحت‌اند که چرا وارد شهر شده‌ایم؛ ولی حرفی به زبان نمی‌آورند. کمی بنزین می‌زنیم و به سمت اتوبان قزوین-تهران حرکت می‌کنیم.

روز عید و تعطیلات پایانی تابستان است و اتوبان ترافیکی تقریباً سنگین ولی روان دارد. البته ماشین‌هایی نیز در این شلوغی ویراژ می‌دهند که تعجب یوجنی و مونیکا را برمی‌انگیزانند. بالاخره پس از حدود دو ساعت و نیم، ساعت ده و نیم شب به هتل ایبیس می‌رسیم. موقع خداحافظی وقتی زعفران را به یوجنی می‌دهم و علت توقف در داخل شهر را توضیح می‌دهم، خیلی خوشحال می‌شود و می‌گوید: «این لحظه رو به خاطر می‌سپرم». با شنیدن این جمله و دیدن لبخند بر لبان آن‌ها، خستگی سفر از تن‌مان در می‌رود. پس از خداحافظی، باید به سمت قزوین برگردیم. در طول مسیر، خاطرات این سفر را با امیر مرور می‌کنم و ساعت یک‌ونیم شب است که به قزوین می‌رسیم. شهر ساکت است و خلوت و خودش را برای فردا آماده می‌کند. امیر من را می‌رساند و رهسپار خانه‌ی خودشان می‌شود. سفر ما پس از حدود 17 ساعت با خاطراتی خوش و بسیار زیبا و به مصداق «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی»، با تجربه‌ای جدید به پایان می‌رسد

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

 

در فاصله ی ۷۵ کیلومتری قزوین و در منطقه ای کوهستانی، دریاچه ای قرار دارد که به دلیل موقعیت ویژه اش چشم اندازی دیدنی را در ارتفاع ۱۸۱۵ متری از سطح دریا، برای علاقه مندان به طبیعت ایجاد کرده است. اگر از بالا به این دریاچه بنگریم متوجه پوشش گیاهی زیبایی می شویم که آن را محصور کرده و تا پای کوه هایی مرتفع ادامه می یابد. کوه ها نیز استوار ایستاده اند و از دریاچه و پوشش گیاهی اطرافش محافظت می کنند.

نام این دریاچه ی شگفت انگیز، اُوان و به معنای محل گرد آمدن آب است و از تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹، به عنوان هشتاد و نهمین اثر طبیعی ملی در فهرست میراث طبیعی ایران قرار دارد.دریاچه اوان یکی از دریاچه های طبیعی ایران است که به سبب چشم انداز تماشایی از شهرت زیادی برخوردار می باشد. وجود جاده مناسب تا کنار دریاچه و امکانات قابل قبول در حاشیه ی آن، تفرجگاهی مناسب را برای تفریح خانواده ها فراهم می کند در اطراف این دریاچه زیبا، مکان مطلوب و مناسبی برای برپایی کمپ و اقامت های شبانه کوله پشتی گردها وجود دارد که اوقاتی هیجان انگیز را برای گردشگران خودمانی به ارمغان می آورد..

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

درباره شکل گیری این دریاچه در الموت قزوین، حرف و حدیث های بسیاری وجود دارد و روایت های گوناگونی مشاهده می شود. برخی معتقدند که دریاچه بر اثر لغزش در زمین و در حدود پانصد سال پیش به وجود آمده است. افراد دیگری هم هستند که بر این نظریه پافشاری می کنند که اُوان، بازمانده یک دریاچه بزرگتر همچون کاسپین است که به مرور زمان، از وسعت آن کاسته شده و اتفاقا، نام قزوین نیز تغییر یافته همین نام به نظر می رسد.

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

مسیر سفر یکی از قسمت های فراموش نشدنی آن است که می تواند شیرینی سفرمان را دو چندان کند. برای رسیدن به مقصد امروزمان باید راهی جاده ی قزوین - الموت شویم؛ جاده ای پیچ در پیچ و کوهستانی که با آبی بیکران آسمان و مناظری تماشایی به استقبالتان می آید تا از خستگی راه سفر بکاهد.پیچ های جاده شما را مجبور خواهند کرد تا از سرعت خود بکاهید و شاید با دیدن منظره ای تماشایی لحظه ای توقف کنید و در سکوت و آرامش به تماشای زیبایی های خلقت بنشینید. بعد از ۳ تا ۴ ساعت آخرین پیچ جاده را هم رد می کنید و بالاخره به یکی از زیباترین دریاچه های ایران می رسید.

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

زبان این مردم تاتی و به قولی دیلمی است. زبان رایج در کوهستان جنوب گیلان که گستره منطقه کوهستانی اشکور تا علی‌آباد منجیل و از شمال تا سراوان رشت و شمال قزوین و کوه‌های غرب مازندران را در برمی‌گیرد. الموت بخش بزرگی از استان را در قالب دو بخش الموت به مرکزیت شهر معلم کلایه و بخش رودبار شهرستان به مرکزیت شهر رازمیان در خود جای‌داده است.

منطقه الموت در دامنه کوه‌های سر به فلک کشیده البرز مرکزی و در حاشیه دره بزرگ شاهرود قرار دارد. این سرزمین کهن و افسانه‌ای، در طول تاریخ فرازوفرودهای تاریخی بسیاری به خود دیده که به نام اسماعیلیان و به‌ویژه حسن صباح اوجی دیگر یافته و همواره موردتوجه گردشگران، جهانگردان و پژوهشگران بسیاری بوده است.

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

جالب است که بدانید، قزوین را سرزمین غارها و قلعه ها می دانند. برای همین، بقایای قلعه شیرکوه، قلعه لمبسر، نویزرشاه، ایلان سپید، قلادوش و بسیاری قلعه‌های دیگر در کنار طبیعت بکر و چشم‌اندازهای زیبای رود گرمارود، اندج رود و رود الموت و نینه رود که همگی به شاهرود می‌ریزند، جاذبه‌های طبیعت‌گردی و گردشگری بسیاری برای منطقه و استان قزوین فراهم کرده است.گفتنی است، جاذبه‌هایی باشکوه و به‌غایت زیبای این منطقه شامل دژهای کهن، نمای الموت از فراز قلعه‌ها، درخت چنار خونبار زرآباد، غار حاجت خانه اکوجان، آرامگاه‌های سنگی شاه کوه و حسن‌آباد است که بیش از ۳۰ بنای مذهبی تاریخی دیگر را نیز باید به آثار تاریخی و جاذبه‌های گردشگری الموت اضافه کنی

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

الموت، نقاشی خیال انگیز قزوین

تعداد ، نوع و تصویر هواپیماهایی که در داخل کشور پرواز می کنند

 

 اولین شرکت هواپیمایی مسافربری در ایران هما بود اما با گذشت چند ده سال اکنون شمار ایرلاینهای داخلی به عدد 16 میرسد
 
 

به گزارش پارسینه ،هواپيمايي ايران « ايرانين ايرويز» در ارديبهشت ماه سال 1325 تاسيس گرديد و اولين خدمات مسافرت هوايي خود را در مسير تهران به مشهد مقدس و پس از جنگ جهاني دوم آغاز نمود. درطول 17 سال (از سال1324 تا 1341) و به تدريج با دارا بودن تنها چند پرواز بين المللي به مهمترين خط هوايي داخلي تبديل شد. در سال 1333 خط هوايي خصوصي ديگري تحت عنوان " پرشين ايرويز"يا "پارس" تاسيس گرديد. در ابتدا، خط هوايي "پرشين ايرويز" فقط وظيفه ي حمل باربه اروپا را به عهده داشت.

 اما هيات وزيران در تاريخ بيست و يكم بهمن سال 1340 ، پيشنهاد وزير راه را مبني بر تاسيس يك شركت هواپيمايي را به تصويب رساند. در پي اتخاذ اين تصميم شركت هواپيمايي ملي ايران در تاريخ پنجم اسفند ماه سال 1340 با ادغام دو شركت هواپيمايي "ايرانين ايرويز" و " پرشين ايرويز" و ايجاد خط هوايي جديدي بانام "هواپيمايي ملي ايران" با علامت اختصاري و سمبل " هما" تاسيس شد و از فروردين ماه سال 1341 فعاليت هاي خود را آغاز نمود.

طراحی آرم شرکت هما در پاییز ۱۳۴۰ بر گرفته از سرستون پرنده‌نمایی در تخت جمشید که سه خصلت متفاوت داشت: سر عقاب، گوش‌های گاو و یال‌های اسب،  انجام شد. رنگ آمیزی هواپیماهای هما به شکل زیر است: بدنه‌ای کاملاً سفید با کلمه ایران ایر به رنگ آبی پررنگ بالای پنجره مسافران و نشان هما به رنگ آبی پررنگ بر روی دم هواپیما که یک نوار آبی رنگ بالای آن قرار دارد. مدل هواپیماهای هما توسط یک شرکت آلمانی تهیه شده ات.

آژانس خبری حمل و نقل هوایی (skift) در گزارش سال ۲۰۱۳ خود، ۳۰ لوگوی برتر شرکت‌های هوایی دنیا را معرفی کرد. در این بین لوگوی هواپیمایی ملی ایران "هما" به دلیل جذابیت، سادگی و رسا بودن پیام به عنوان برترین لوگوی شرکت‌های هوایی جهان انتخاب شد

اولین شرکت هواپیمایی مسافربری در ایران هما بود اما با گذشت چند ده سال اکنون شمار ایرلاینهای داخلی به عدد 16 میرسد، جدول تعداد هواپیما و نوع آن به تفکیک در زیر آمده است:

IR

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
32.3 سال 2 فروند 2 فروند 4 فروند B747-100/200 747
38.2 سال 3 فروند 1 فروند 4 فروند B747SP 747SP
20.4 سال 0 فروند 4 فروند 4 فروند A300-600 306
31.5 سال 2 فروند 7 فروند 9 فروند A300-B2/B4 300
23.8 سال 4 فروند 2 فروند 6 فروند A310 310
17.6 سال 1 فروند 5 فروند 6 فروند A320 320
21.8 سال 0 فروند 1 فروند 1 فروند MD-80 ام دی 80
39 سال 3 فروند 0 فروند 3 فروند B727-200 727
22.2 سال 3 فروند 13 فروند 16 فروند F100 100
24 سال 18 فروند 35 فروند تعداد کل ناوگان : 53 فروند


MH

 

 

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
28.2 سال 0 فروند
2 فروند 2 فروند B747-300 743
22 سال 3 فروند 0 فروند 3 فروند B747-400 744
20 سال 0 فروند 2 فروند 2 فروند A340-300 هواپیمایی ماهان
23.3 سال 2 فروند 12 فروند 14 فروند A300-600 306
32.4 سال 3 فروند 3 فروند 6 فروند A300B2/B4 300
23.7 سال 2 فروند 8 فروند 10 فروند A310 310
21.3 سال 0 فروند 2 فروند 2 فروند A320 ایرباس 320

26.5 سال

23.8 سال

14.8 سال

19.2 سال

0 فروند

1 فروند

0 فروند

0 فروند

1 فروند

8 فروند

4 فروند

2 فروند

1 فروند

9 فروند

4 فروند

2 فروند

BAE 146-200

BAE 146-300

BAE RJ100

BAE RJ-85

146
23.2 سال 11 فروند 44 فروند تعداد کل ناوگان: 55 فروند

md

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
23.3 سال 0 فروند 12 فروند 12 فروند MD-82 MD82
23.3 سال 0 فروند
12 فروند 12 فروند تعداد کل ناوگان: 12 فروند

 

توضیح: هواپیمایی ایران ایرتور بزرگترین کاربر توپولف 154 در ایران به موجب بخشنامه سازمان هواپیمایی کشوری، قبل از سال 1390 تعداد 12 فروند توپولف 154 خود را از ناوگان خارج و آنها را زمین گیر کرده است.


IAA

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
17 سال
0 فروند 1 فروند 1 فروند A340-300
34 سال 1 فروند 4 فروند 5 فروند B727-200 & F 727
21.4 سال 1 فروند 18 فروند 19 فروند Fokker 100 f100

20.5 سال

12.5 سال

1 فروند

0 فروند

3 فروند

2 فروند

4 فروند

2 فروند

ATR72-200

ATR72-500

ATR
22.3 سال 3 فروند 28 فروند تعداد کل ناوگان: 31 فروند

 

 

توجه: شرکت آسمان علاوه بر ناوگان فوق، دارای دو فروند فالکون 20 نیز می باشد که در نقش آمبولانس هوایی سرویس دهی می کند که به جهت عدم استفاده در پروازهای مسافربری در فهرست بالا گنجانده نشده است.

 

KISH

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
22.1 سال 0 فروند 7 فروند 7 فروند

MD-82/83

MD80
20.5 سال

0 فروند

3فروند

3 فروند

F100

هواپیمایی کیش ایر
21.6سال 0 فروند 10 فروند تعداد کل ناوگان: 10 فروند

 

توضیح: کیش ایر به موجب بخشنامه سازمان هواپیمایی کشوری قبل از سال 1390 تعداد 2 فروند توپولف 154 خود را از ناوگان خارج و آنها را زمین گیر کرده است.

 

Caspian

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
20.8 سال 0 فروند 5 فروند 5 فروند MD-83 MD83
20.8 سال 0 فروند 5 فروند تعداد کل ناوگان: 5 فروند

 

 

توضیح: هواپیمایی کاسپین به موجب بخشنامه سازمان هواپیمایی کشوری، قبل از سال 1390 تعداد 4 فروند توپولف 154 خود را از ناوگان خارج و آنها را زمین گیر کرده است.

Taban

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
25.1 سال 0 فروند 2 فروند 2 فروند Airbus A310 هواپیمایی تابان

17.4 سال

0 فروند

6 فروند

6 فروند

MD-88

MD-82
19.4 سال 0 فروند 8 فروند 8 فروند تعداد کل ناوگان: 8 فروند

 

توضیح: هواپیمایی تابان به موجب بخشنامه سازمان هواپیمایی کشوری، قبل از سال 1390 تعداد 1 فروند توپولف 154 خود را از ناوگان خارج و آن را زمین گیر کرده است.

 

 

Saha

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
38 سال 3 فروند 1 فروند 4 فروند B707-320 707
38 سال 3 فروند 1 فروند تعداد کل ناوگان: 4 فروند

 

توجه: مجوز فعالیت هواپیمایی ساها به دلیل فرسودگی ناوگان معلق شده است

ATA

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
20.2 سال 0 فروند 6 فروند 6 فروند MD-83 MD8
21.4 سال 0 فروند 3 فروند 3 فروند A320-200
20.6 سال 0 فروند 9 فروند تعداد کل ناوگان: 9 فروند

 

Zagros

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
25.1 سال

0 فروند

9 فروند

9 فروند

 

 

MD-82/83

 

 

Zagros
20.3 سال 0 فروند 2 فروند 2 فروند A320-200 zagros A320
24.3 سال 0 فروند 11 فروند تعداد کل ناوگان: 11 فروند

 

Fars Air

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
11.4 سال 0 فروند 2 فروند 2 فروند Yak-42D Fars Air
11.4 سال 0 فروند 2 فروند تعداد کل در ناوگان: 2 فروند

هواپیمایی معراج

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
18.7 سال

0 فروند

2 فروند

2 فروند

A300-600

هواپیمایی معراج
15.3 سال

0 فروند

3 فروند

3 فروند

A320-200

معراج ایر
17 سال 0 فروند
5 فروند تعداد کل ناوگان : 5 فروند

 

توجه: معراج ایر علاوه بر ناوگان فوق، دارای هواپیماهای ایرباس 321 و بوئینگ 707 نیز می باشد که متعلق به دولت جمهوری اسلامی ایران بوده و به دلیل عدم به کارگیری در مسیرهای برنامه ریزی شده مسافربری در فهرست بالا گنجانده نشده است.

NIOC

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
19.6 سال 0 فروند 4 فروند 4 فروند Fokker F100 F100
22.5 سال 0 فروند 4 فروند 4 فروند Fokker F50 F50
21 سال 0 فروند 8 فروند تعداد کل ناوگان: 8 فروند

 

 

میانگین سن ناوگان

زمین گیر

فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
22.6 سال 0 فروند
2 فروند 2 فروند F-50
22.6 سال 0 فروند
2 فروند تعداد کل ناوگان : 2 فروند

 

هواپیمایی قشم

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
21.6 سال 0 فروند 3 فروند 3 فروند A300-600 A300
17.7 سال 0 فروند 2 فروند 2 فروند A320-200 qeshm air A320
20.4 سال
2 فروند 0 فروند 4 فروند F-100 فوکر 100 قشم ایر

13.9 سال

0 فروند

2 فروند

2 فروند

BAE RJ-100

ارجی 100
21.5 سال 1 فروند 3 فروند 4 فروند F-50 فوکر 50 قشم ایر
19.5 سال 1 فروند 14 فروند تعداد کل در ناوگان: 15 فروند


atrak air

 

میانگین سن ناوگان زمین گیر فعال تعداد در ناوگان مدل تصویر
21.6 سال

0 فروند

2 فروند

2 فروند

 

 

A320-200

 

 

Atrak A320
21.6 سال 0 فروند 2 فروند تعداد کل ناوگان: 2 فروند

 

اوستیا پردیس ایران و ایرانیان دور افتاده از مام میهن...

 

تاریخ پرسیا

اوستیا پردیس ایران و ایرانیان دور افتاده از مام میهن

ایرنی‌ها، آسی‌ها یا آس‌ها گروهی از مردم ایرانی تبار و از اقوام آریایی هستند که منطقه قفقاز سکونت دارند. 
ایرنی‌ها یا آسی‌ها که در اوستیای شمالی (روسیه) و اوستیای جنوبی (گرجستان) زندگی می کنند خود را «ایرن» یا «ایرَتّه» خواننده و سرزمین خود را «ایرستون» می‌نامند. «ایر» به معنی ایرانی و آریایی و -ته پسوند جمع در زبان‌های سغدی، آسی و یغنابی است. 

اوسِتیا، سرزمینى‌ شامل‌ دو بخش‌ است که‌ بخشى‌ از آن‌ با نام‌ «جمهوری‌ خودمختار اوستیای‌ شمالى ـ آلانیا‌» تابع‌ جمهوری‌ فدراتیو روسیه‌، و بخش‌ دیگر آن‌ با نام «استان‌ خودمختار اوستیای‌ جنوبى‌» تابع‌ جمهوری‌ گرجستان‌ است‌. به اعتقاد پژوهشگران اوستی‌ها از بازماندگان اقوام آریایی و ایرانی تبار «سکا» یا «سرمتی» هستند. سکا‌ها‌‌ یا سرمتیان همان قومی هستند که در اساطیر ایرانی و شرقی از آن‌ها به تورانیان نام می‌برند. از دیدگاه زبان‌شناسی زبان مردم اوستی از شاخه زبان‌های ایرانی شناخته شده ‌است. بیشتر مردم اوستیا مسیحی و گروهی نیز مسلمان هستند. 

آنها به زبان آسی سخن می‌گویند که جزیی از شاخهٔ خاوری زبان‌های ایرانی است. این زبان از خانوادهٔ زبان‌های شرقی ایرانی است و با زبان‌های یغنابی رابطهٔ نزدیک دارد. این زبان را ادامهٔ زبان سکایی می‌دانند. زبان آسی یکی از دیرین ترین زبان های ایرانی است. 

آداب و رسوم

آداب و رسوم ملی آن‌ها بازمانده‌ای از آداب ایرانیان باستان است که در فلات ایران به علل گوناگون کمرنگ شده ولی در این دیار و بعلت زندگی کوهستانی آن‌ها همچنان باقی مانده است. دعا بر سر میز غذا، نوروز، چهارشنبه سوری، جشن‌های گوناگون و رفتارهای ناب اجتماعی بازمانده‌ای از آن است. 

تقریبا تمامی رفتارهای اجتماعی آنان از نظر جامعه‌شناسی قابل بررسی و مقایسه با رفتار ایرانیان است. آداب و رسوم دفن مردگان، احترام به بزرگان خانواده، جایگاه زن و مرد و... از نمونه‌های بارز آن است. در مورد مذهب اوست‌ها نیز نکات جالبی موجود است. بخشی از آن‌ها مسلمان و بخش دیگر مسیحی هستند ولی تمامی آن‌ها به آیینی اعتقاد دارند که تنها در مذهب آریایی‌ها و مزداپرستی وجود دارد، یعنی اعتقاد به
۷ ایزد و ۱ خدا. این نکته بسیار جالب است و اشتراک فراوانی با ایران باستان دارد. 

۱- مسجد پرسیسکیوس یا ایرانی ولادی قفقاز: (اوستیا) این مسجد که تقریبا ۱۲۰ سال است بنا شده، همکنون در شهر ولادی قفقاز پایتخت اوستیای شمالی قرار گرفته است و در حدود ۵۰ سال است که بسته است و به مسجد شیعی معروف گشته است. این مسجد زیبا و ساده با معماری اصیل ایرانی در کنار رودخانه معروف تِرِک قرار دارد و بعلت عدم توجه در این منطقه رو به تخریب است. 

۲- محله ایرانیان ولادی قفقاز: (اوستیا) این محله که در قسمت قدیم شهر واقع شده برای کارکنان معدن قدیم شهر که در یکصد سال پیش دایر بوده است، تعبیه گشته است که اکثر آن‌ها ایرانیان آذربایجان و گیلان بوده‌اند که برای کار در این منطقه زندگی می‌کردند. این محله اکنون نیز ایرانی دارد ولی هیچ کدام نه فارسی می‌دانند و نه با ایران ارتباط دارند. 

ایرانیان تا سال
۱۹۲۲ در مدارس روسی می‌توانستند آموزش فارسی ببینند ولی به مرور زمان این حق را از ایرانیان گرفتند. 

۳- کنسولی و مدرسه ایران در ولادی قفقاز: (اوستیا) تا ۱۹۱۸ م کنسولی ایران در قفقاز یعنی در تفلیس و ولادی قفقاز دایر بود ولی با قدرت گرفتن بولشویک‌های روسیه این مراکز بسته شد. در ولادی قفقاز ساختمان قدیمی کنسولی ایران که به مدت صد سال در آنجا فعالیت می‌کرد همچنان پابرجاست ولی نامی از ایران در آنجا موجود نیست. در ولادی قفقاز به علت وجود ایرانیان بسیار، مدارس فارسی زبان زیادی فعالیت می‌کردند که بمرور زمان آن‌ها نیز روسی شدند از جمله مدارس معروف ایران در قفقاز، مدرسه نوروز بود که تا سال ۱۹۲۲ همچنان فعالیت می‌کرد و مدرسه‌ای مذهبی و شبانه روزی بوده است. 

۴- معماری بومی اوستیا: معماری بومی اوستیا عناصر ظریفی دارد که در این مقال نمی‌گنجد ولی معماری آنان همچون معماری ایرانی ست و یک ایرانی در شهرهای اوستیا احساس غربت نمی‌نماید. این شباهت را می‌توان با معماری سنتی ایران در تهران قدیم با ولادی قفقاز مقایسه نمود. 

۵-جاده‌های معروف قفقاز: در قفقاز جاده‌های معروف تاریخی وجود دارند که در تاریخ جهان نیز شناخته شده هستند. جاده نظامی قفقاز که ما ایرانیان به آن داریال می‌گوییم که از قدیمی‌ترین گذرگاه‌های بشر است و همواره در تاریخ ایران دروازه شمالی ایران نامیده می‌شود. در اینجاده می‌توان آثار بی‌بدیع ایرانی فراوانی را یافت. اینجاده مسیر اصلی لشگرکشی شاه عباس صفوی به قفقاز و همچنین نادر شاه و حمله روس‌ها به ایران بوده است. 

نکته جالب دیگری که قابل بیان است همانا نگاه ارتش آلمان و هیتلر به این جاده بود که برای فتح آن در جنگ جهانی دوم تا
۵۰ کیلومتری آن نیز رسیدند ولی نتوانستند پیروز شوند و در اصل می‌خواستند با در اختیار گرفت این جاده نیروهای خود را تا ایران پخش کنند. 

جاده دیگری که نامش هم ایرانی ست و یادگار نادر شاه افشار است، شاهناد است که در کوه‌های صعب العبور قفقاز واقع شده است. به این جاده که نادر از آن گذشته و در آن جنگیده، بومیان شاهناد (شاه نادر) می‌گویند. 

رویدادهای کنونی

اختلافات و درگیری میان اوست‌ها و گرجیان همواره وجود داشته و در تقسیم بندی‌های سیاسی و قومی، نزاع‌ها بیشتر برگرفتن زمین تاکید داشته است. درگیری‌های قومی میان این دو ملت فرهیخته قفقاز در قرن بیستم و مشخص کردن مرزهای مصنوعی شکل گرفت. تاثیر اورجکیندزه و استالین، یاران گرجی لنین برای احیای کولخید و ایبریای باستان در دوران ابتدایی شوروی در تقسیمیم بندی مرز‌ها کم نبود. 
بدین ترتیب نطفۀ نفرت در منطقه میان این دو قوم باستانی کاشته شد. بعد از فروپاشی شوروی استان خودمختار اوستیای جنوبی از فرصت استفاده کرده و با توجه به حمایت‌های روسیه اعلام خودمختاری و سپس جمهوری می‌کند. این منازعات با درگیری نظامی در سال
۱۹۹۲ ادامه پیدا می‌کند و بخش زیادی از مردم اوستیا مجبور به مهاجرت به اوستیای شمالی می‌شوند. 
همواره رهبران جدایی طلب اوستیای جنوبی بر اتحاد میان اوست‌ها و پیوستن به روسیه تاکید داشتند. به هرحال تعیین مقصر در این میان بسیار مشکل است و باید ریشه آن را در میراث کمونیستی جست‌و‌جو کرد. 
آنچه تا کنون اتفاق افتاده، حمله ناگهانی ارتش گرجستان با پشتیبانی معنوی غرب و آمریکا به سرزمین اوستیا است که متاسفانه بازی میان ابرقدرت‌ها تنها به ضرر مردم بی‌گناه منطقه تمام شد. 
ساکاشویلی رهبر جوان و مغرور گرجستان خود را در بازی آمریکا و روسیه مهره قرار داد، تا نامی نامناسبی در تاریخ از خود به یادگار بگذارد، تاریخی که گرجیان به فرهنگ و صلح دوستی شهره هستند. با اتفاقات افتاده بعید است که اوستیا به گرجستان بازگردد و چوب حماقت یک رهبر را این ملت بزرگ خواهند خورد. درگیری آبخازیا در شب گذشته نیز بر مشکلات دولت گرجستان بیش از پیش افزود. 
در پایان این ماجرا، بهانه‌ای برای حضور روسیه در گرجستان پیدا شد. خبر‌ها از اوستیا حاکی از کشته شدن
۲۰۰۰ نفر غیرنظامی است که یک فاجعه در ایام برگزای المپیک خواهد بود. به هر حال امیدواریم که این قضایا موجب سوء استفاده از دوملت اوست و گرجی نشود و این دو ملت بازیچه زورآزمایی قدرت‌های جهان نشوند

 

اقوام ايراني اوستيا در قفقاز 

منطقه قفقاز از نظر ساختار ملیتي و قومیتی يكي از پیچیده ترین منطقه‏ها در سطح دنيا است. از دیدگاه منابع خدادادی و انرژی نیز حائز اهمیت می باشد .  این منطقه برزخ بین آسیا و اروپا است که با گذشت قرنها، جابجایی های مختلف در آن انجام شده است. قفقاز مکان سرکوب بسیاری از گروه هایی است که از سوي دولتهای مختلف در این سرزمین، تحت فشار قرار گرفته بودند. اکنون در این منطقه بیش از 50 قومیت زندگی می کنند و مردم آن در کل به چهار خانواده زبانی تقسیم می شوند: قفقاز شمالی، کارتولی، آلتایی و هند و اروپایی. خانواده قفقاز شمالی در برگیرنده گروه آبخاز- آدیگسکی و ناخسکو- داغستانی است، خانواده هند و اروپایی در قفقاز بیشتر گروه ارمنی، ایرانی و اسلاویایی را دربرمی‏گیرد و خانواده آلتیایی در برگیرنده گروه ترک است. بیشتر ساکنین قفقاز اقوام ایرانی هستند که در حکومت قاجار به اشغال روسها در آمدند . بایستنی است این خانواده و قومیتهای ایرانی را با جدیت تمام گرد یکدیگر آوریم و از آنان حمایت کنیم زیرا در غیر این صورت عکس این حرکت صورت خواهد گرفت و همین قومیت ها ابزاری برای سواستفاده و سرمایه گذاری کشورهای استعمارگر جهان خواهد شد . تشکیل یک اتحادیه مشترک ایرانی و یا ابطال قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان یکی از این راهکارهاست .   

مردم اوستیا به زبان هند و اروپایی (شاخه ایرانی) صحبت می کنند. حفظ زبان فارسی در زبانهای ایبرو- قفقازی فقط می تواند به دلیل این باشد که در طی هزاران سال زبان هند و اروپایی در آسیای مرکزی بدون وقفه وجود داشته است. این زبان با زبانهای محلی در ارتباط بوده، به همین خاطر زنده مانده ،گسترش یافته و غنی شده است. بیشتر در بخش دستور زبان تغییر کرده اما از بین نرفته است

در هزاره سوم ميلادي در قفقاز گروه های بسیاری از نژادهای مختلف قفقازها با هم زندگی و به زبان هند و اروپایی صحبت می کردند. قدیمیترین آنها   خطها (Hittim) هستند که در اواخر هزاره سوم ميلادي به آسیای پیشین حرکت کردند و در آنجا حکومت خود را تشکیل دادند. در نیمه اول هزاره دوم ميلادي.  خطها  که در قفقاز مستقر شده بودند با قبایل هندوایرانی ادغام شدند و سرزمینهایی از اروپای شرقی تا کوه های قفقاز را اشغال کردند. این افراد که با قبایل همسایه ادغام می شدند، فرهنگ خود را گسترش می دادند ولی نژاد خود را حفظ می کردند. در این زمان، در سرزمین قفقاز شمالی فرهنگ و آداب و رسوم دفن کردن مردگان در یک راهروی زیرزمینی( کاتاکومبا) توسط ایرانی زبانها بوجود آمد و گسترش پیدا کرد. در اواخر هزاره دوم ميلادي در قفقاز  اسکیفها  زندگی می کردند. آنان از قبایل ایرانی زبانی بودند که فرهنگی غنی بوجود آوردند.  اسکیفها  تمدن بزرگی را پس از یونانیها ساختند. دو یادگار  اسکیفها  که در قفقاز بسیار معروف است عبارتند از: کوبانسکی (دستاوردهای برنزی) و تلییسکی (نقش و نگارهایی که حاکی از این است که اسکیفها به سرزمین قفقاز بسنده نکرده و به ماورای قفقاز سفر کردند). درصد بیشتری از  اسکیفها  زندگی کوچ نشینی داشتند که با لشکرکشی نیز ارتباط داشت. بر اساس گفته هرودوت،  اسکیفها  در قرن هفتم ميلادي. از ماورای قفقاز به سوی آسیای پیشین حرکت کردند و در آن جا 28 سال پادشاهی کردند و پس از آن توسط هوخشتر، پادشاه ماد سرنگون شدند. تعدادی از آنها به قفقاز برگشتند و برخی دیگر به آسیای مرکزی رفتند.  اسکیفای  بازگشته از ماورای قفقاز به حوالی دریای سیاه لشکرکشی کردند و طبق شواهد مکتوب،80 سال در آن جا پادشاهی کردند. سپس توسط  سوراماتها ( از قرن 4 ميلادي سارماتها) از این مناطق رانده شدند.  ساوروماتها  مناطق وسیعی از قفقاز شمالی را اشغال کردند و زمانی که قبایل آنها با هم متحد شدند  آلانها  (Allon) را بوجود آوردند که از دریای آزوف تا دریای خزر تحت حکومت آنان بود

آلانها  از قرن اول ميلادي. در تاریخ سیاست ماورای قفقاز بخصوص در  ایبریا  (گرجستان شرقی) نقش مهمی داشتند. نه تنها یادگارهای فرهنگی مادی بلکه منابع نوشته شده به زبانهای یونانی، لاتین، ابری، ارمنی و گرجی نیز شاهدانی بر این موضوع هستند

به این ترتیب در طی هزاران سال دوره ای از زمان نبوده است که در سرزمین قفقاز بخصوص در قسمت مرکزی آن قبایل هند و اروپایی و ایرانی با زبان و آداب و رسوم ایرانی زندگی نکرده باشند. مهاجرت و زندگی کوچ نشینی بسیاری از قبایل را وادار به تغییر مکان می کرد ولی در سرزمین قفقاز مرکزی همیشه گروهی ایرانی زبان بر جای باقی می ماندند. البته واضح است که هندوایرانیهایی که در قفقاز مستقر بودند در طی هزاران سال ارتباط با قفقازیها چه از نظر فرهنگ مادی و چه معنوی کمی  قفقازی  شده اند ولی هرگز زبان و فرهنگ اصیل خود را از یاد نبر ده اند

در نیمه دوم هزاره دوم و نیمه اول هزاره اول ميلادي فرهنگ مادی آنها که در ادبیات تخصصی به آن، فرهنگ کوبانسکی( برنزی) گفته می‏شود، شکل گرفت و گسترش یافت. دستاوردهای مادی آنها در اوستیای شمالی بیشتر به چشم می خورد و می توان گفت که سازنده و حامل این فرهنگ باستانی قبایل ایرانی زبان بودند

مردم اوستیا وارث، جانشین و ادامه دهنده فرهنگ معنوی و زبان سازندگان کوبانسکی و تلییسکی هستند

امروز توسط بسیاری از تاریخدانان تایید می شود که نژاد اوستیایی در هزاره اول ميلادي در قفقاز به وسیله ادغام جمعیت بومی بوجود آمد و این بومیان زبان ایرانی را به آنها اعطا کرده و از این طریق فرهنگ خود را گسترش دادند

اوستیا ارتباط با ایران را هم قبل از اسلام و هم پس از اسلام حفظ کرد و حتی اسلام را پذیرفت. ایران همیشه سعی داشته است که توجه اوستیا را به خود جلب کند. با تحکیم قدرت روسیه در اوستیا روابط اوستیا با ایران به حداقل رسید

به عقیده آبایف ـ دانشمند اوستیایی ـ  اصطلاح آلان  بی شک فرم تلفظی تغییر یافته کلمه آریا است . خود اوستیایی ها به خود  آیران آدام  (مردم آریایی) و به کشور خود  ایریستون  می گفتند

احتمال مي‏رود که تا قبل از آمدن اسلام، ایران در میان اوستیاهای قوم و خویش و شرق قفقاز شمالی از طریق گرجستان مذهب میتراییسم و زرتشت را ترویج داده باشد. اوستیاها نیز مانند مردمان آران – باکو – ایروان – ارمنستان – گرجستان – تاجیکستان – ترکمنستان و ازبکستان همگی بخشی از قومیتهای ایرانی به حساب می آیند . ریشه های تمدن و فرهنگ و جشنها و آداب و رسوم آنان بسیار مشابه ایران کنونی است

 

جهان ایرانی

اوستیا؛ سرزمین فرزندان سلم و میراث‌داران فرهنگ ایرانی در قفقاز

 

 

حامد کاظم‌زاده 
دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز دانشگاه تهران

اوسِتیا، سرزمینى‌ شامل‌ دو بخش‌ است که‌ بخشى‌ از آن‌ با نام‌ «جمهوری‌ خودمختار اوستیای‌ شمالى ـ آلانیا» تابع‌ جمهوری‌ فدراتیو روسیه‌، و بخش‌ دیگر آن‌ با نام «استان‌ خودمختار اوستیای‌ جنوبى» تابع‌ جمهوری‌ گرجستان‌ است‌. مردم‌ اوستیا خود را «ایرُن»، و سرزمین‌ خویش‌ را «ایرستون» مى‌نامند. مردم‌ اوستیا از بازماندگان‌ قومِ‌ سکا، سرمت و آلان‌ به‌ شمار مى‌آیند.
مساحت‌ اوستیای‌ شمالى‌ 8 هزار کیلومتر مربع و اوستیای‌جنوبى‌ 900،3 کیلومتر مربع است. سرزمین‌ اوستیا پیش‌ از تأسیس‌ حکومت‌ شوروی‌ جزو امپراتوری‌ روسیه‌ بود. واقع‌ بودن‌ سرزمین‌ اوستیا در دو سوی‌ رشته‌‌کوه‌های‌ قفقاز سبب‌ شد که‌ از دیدگاه‌ تقسیمات‌ کشوری‌، در حاکمیت‌ شوروی‌، به‌ دو شاخه‌ بخش‌ شود.

جمهوری‌ خودمختار اوستیای‌ شمالى ‌در 1924 م. /1303 خورشیدی استان‌ خودمختار و در 1936 م‌/1315 خورشیدی ‌جمهوری‌ خودمختار شد. این ‌جمهوری‌ دارای‌ 8 بخش‌، 6 شهر و 7 شهرک‌، و مرکز آن‌ شهر ولادی‌قفقاز است‌. جمعیت‌ اوستیای‌ شمالى‌ در 1985 م.‌/ 1364 خ.، 612 هزار نفر بوده‌ است‌ که‌ 71 درصد آن‌ها در شهرها سکنا‌ داشتند. جمعیت تقریبی اوستیا هم‌اکنون در حدود 800 هزار نفر است. در این‌ جمهوری‌ روس‌ها، اینگوش‌ها، ارمنی‌ها، گرجی‌ها، اوکراینی‌ها، یونانی‌ها، ایرانی‌ها و قموق‌ها نیز سکنا‌ دارند.

اوستیای‌ جنوبى‌ در 1922‌/1301‌ به‌ صورت‌ استان‌ خودمختار درآمد. این‌ استان‌ شامل‌ 4 بخش‌، یک‌ شهر و 4 شهرک‌، و مرکز آن‌ شهر تِسخی‌نُوالى‌ است‌. جمعیت‌ اوستیای‌ جنوبى‌ در 1978 م‌.، 103 هزار نفر بوده‌ است. 5/66 درصد جمعیت‌ این‌ استان‌ اوستیایى‌، 3/28 درصد گرجى‌ و 6/1 درصد روس‌ هستند. در آخرین سرشماری 70 هزار نفر جمعیت ثابت برای این منطقه ثبت شده است، چون بسیاری از مردم این سرزمین به نقاط شمالی (اوستیای شمالی) مهاجرت کرده‌اند و تنها برخی فصل‌ها را به اوستیای جنوبی می‌آیند.


تاریخ منطقه
از نظر تاریخی در دوران پیش از تاریخ و اوایل دوران تاریخی، قفقاز شمالی و به‌ویژه نواحی مرکزی آن همواره تحت نفوذ قبایل هندواروپایی از جمله سکاها بوده است. آثار باستان‌شناسی و اشتراکات فراوان این فرهنگ و تمدن در این ناحیه با فلات ایران و آسیای مرکزی تا حدودی این موضوع را اثبات می‌نماید.

در هزاره‌ی سوم میلادی در قفقاز، گروه‌های بسیاری از نژادهای مختلف قفقازی با هم زندگی و به زبان هند و اروپایی صحبت می‌کردند. قدیمی‌ترین آن‌ها هِت‌ها (Hittim) هستند که در اواخر هزاره‌ی سوم میلادی به آسیای پیشین حرکت کردند و در آن‌جا حکومت خود را تشکیل دادند. در نیمه‌ی اول هزاره‌ی دوم میلادی خت‌ها که در قفقاز مستقر شده بودند با قبایل هندوایرانی ادغام شدند و سرزمین‌هایی از اروپای شرقی تا کوه‌های قفقاز را اشغال کردند. این افراد که با قبایل همسایه ادغام می‌شدند، فرهنگ خود را گسترش می‌دادند ولی نژاد خود را حفظ می‌کردند. در این زمان، در سرزمین قفقاز شمالی فرهنگ و آداب و رسوم خاک‌سپاری مردگان در یک راهروی زیرزمینی (کاتاکومبا) توسط ایرانی‌زبان‌ها به‌وجود آمد و گسترش پیدا کرد.

در اواخر هزاره‌ی دوم میلادی در قفقاز، اسکیف‌ها زندگی می‌کردند. آنان از قبایل ایرانی‌زبانی بودند که فرهنگی غنی به‌وجود آوردند. اسکیف‌ها (سکاها) تمدن بزرگی را پس از یونانی‌ها ساختند. درصد بیشتری از اسکیف‌ها زندگی کوچ‌نشینی داشتند که با لشگرکشی نیز ارتباط داشت. بر اساس گفته‌ی هرودوت، اسکیف‌ها در قرن هفتم میلادی از ماورای قفقاز به سوی آسیای پیشین حرکت کردند و در آن‌جا 28 سال پادشاهی کردند و پس از آن توسط هوخشتر، پادشاه ماد سرنگون شدند. شماری از آن‌ها به قفقاز برگشتند و برخی دیگر به آسیای مرکزی رفتند. اسکیف‌های بازگشته از ماورای قفقاز به حوالی دریای سیاه لشگرکشی کردند و برابرِ شواهد مکتوب، 80 سال در آن‌جا پادشاهی کردند. سپس - از قرن 4 میلادی - توسط سورامّات‌ها (سارمات‌ها) از این مناطق رانده شدند (سرمت‌ها از نظر استوره‌ای، پسران سلم در شاهنامه فردوسی هستند که برادر ایرانیان و تورانیان بوده‌اند). سورامات‌ها مناطق وسیعی از قفقاز شمالی- یعنی از دریای آزوف تا دریای مازندران - را گرفتند و زمانی که قبایل آن‌ها با هم متحد شدند، آلان‌ها (Allans) را به‌وجود آوردند که تقریباً هزار سال در این منطقه دوام می‌آورند. آلان‌ها از قرن اول میلادی در تاریخ سیاست ماورای قفقاز به‌ویژه در ایبریا (گرجستان شرقی) نقش مهمی داشتند. نه تنها یادگارهای فرهنگی مادی بل‌که منابع نوشته‌شده به زبان‌های یونانی، لاتین، ابری، ارمنی و گرجی نیز شاهدانی بر این موضوع هستند (از نظر تاریخی و باستان‌شناسی سکاها، سرمت‌ها و آلان‌ها از یک‌دیگر جدا نبوده و هر سه ادامه‌دهنده‌ی فرهنگ هندواروپایی و ایرانی در شمال قفقاز بوده‌اند و تنها از نظر نام متفاوت شده‌اند).

به این ترتیب در طی هزاران سال دوره‌ای از زمان نبوده است که در سرزمین قفقاز به‌ویژه در قسمت مرکزی آن، قبایل هند و اروپایی و ایرانی با زبان و آداب و رسوم ایرانی، زندگی نکرده باشند. مهاجرت و زندگی کوچ‌نشینی، بسیاری از قبایل را وادار به تغییر مکان می‌کرد ولی در سرزمین قفقاز مرکزی همیشه گروهی ایرانی‌زبان بر جای باقی می‌ماندند. البته واضح است که هندوایرانی‌هایی که در قفقاز مستقر بودند در طی هزاران سال ارتباط با قفقازی‌ها - چه از نظر فرهنگ مادی و چه معنوی - کمی قفقازی شده‌اند ولی هرگز زبان و فرهنگ اصیل خود را از یاد نبرده‌اند. امروز توسط بسیاری از تاریخ‌دانان و نژادشناسان تأیید می‌شود که نژاد اوستیایی در هزاره‌ی اول میلادی در قفقاز به وسیله‌ی ادغام جمعیت بومی به‌وجود آمد و این بومیان، زبان ایرانی را به آن‌ها اعطا کرده و از این طریق فرهنگ خود را گسترش دادند
در 372 م.‌ هون‌ها به‌ این‌ سرزمین‌ حمله‌ بردند و دولت آلان‌ها را منقرض‌ کردند. گروهى‌ از آلان‌ها در لشگرکشى‌ به‌ اروپا به‌ هون‌ها پیوستند و گروه‌ دیگری‌ از آنان‌ که‌ بر جای‌ مانده‌ بودند، به‌ تابعیت‌ خاقان‌ مازندران درآمدند. روس‌ها این‌ بخش‌ از آلان‌ها را که‌ تا آغاز حمله‌ی مغولان‌ در جنوب‌ روسیه‌ باقى‌ مانده‌ بودند، اوستین‌ نامیده‌اند. در سده‌ی 5 و اوایل‌ سده‌ی 6 م‌. آلان‌ها‌ متحد ایران‌، بر ضد امپراتوری‌ روم‌ شرقى‌ (بیزانس‌) بودند. در سده‌ی 6 م.‌ مسیحیت‌ از طریق‌ بیزانس‌ میان‌ آلان‌ها راه‌ یافت و تا سده‌ی 13 م‌. اتحاد قومى‌ به‌نسبت‌ وسیعى‌ وجود داشت‌ که‌ در تاریخ‌ با عنوان‌ اتحاد آلان‌ ـ اوستیا مشهور است‌، ولى‌ این‌ اتحاد با هجوم‌ لشگریان‌ تاتار و مغول‌ فروریخت‌. پس‌ از هجوم‌ مغولان‌ رفته‌رفته‌ نام‌ آلان‌ها از منابع‌ تاریخى‌ محو شد و آلان‌هایى‌ که‌ در محل‌ کنونى‌ اوستیای‌ شمالى‌ و جنوبى‌ و سرزمین‌های‌ هم‌جوار آن‌ سکنا‌ داشتند، به‌ مرور نام‌ اوست‌ به‌ خود گرفتند.

در سده‌ی 16 م.‌/10 خ.‌ کابارداها بر اوست‌ها مسلط شدند. در 1774/1188 اوستیای‌ شمالى‌ به‌ تصرف‌ روسیه‌ درآمد و بخشى‌ از مردم‌ اوستیا، تابعیت‌ روسیه‌ را گردن‌ نهادند. گروهى‌ نیز از شمال‌ به‌ دشت‌های‌ جنوبى‌ مهاجرت‌ کردند که‌ سرزمین‌ آن‌ها در 1801/1216‌ به‌ عنوان‌ اوستیای‌ جنوبى‌ شناخته‌ شد. دسته‌ای‌ از آنان‌ به‌ ناحیه‌ی ولادی‌قفقاز رفتند و در آن‌جا به‌ کشاورزی‌ پرداختند. در 1860‌/1276‌ قلعه‌ی ولادی‌قفقاز که‌ در 1784‌/1198‌ بنا شده‌ بود، به‌ صورت‌ شهر درآمد و از 1863‌/1280‌ به‌ مرکز اوستیای‌ شمالى‌ بدل‌ گشت‌ (ولادی‌قفقاز به زبان روسی یعنی صاحب قفقاز و شاید علت این نام گذاری، به موقعیت استراتژیک این شهر در مرکز قفقاز برمی‌گردد). اوستیا ارتباط با ایران را هم پیش از اسلام و هم پس از اسلام حفظ کرد و حتا اسلام را از راه ایران پذیرفت. ایران همیشه سعی داشته است که توجه اوستیا را به خود جلب کند. با تحکیم قدرت روسیه در اوستیا روابط اوستیا با ایران به حداقل رسید.

 


دین و فرهنگ
زبان‌ مردم‌ اوستیا متعلق‌ به‌ گروه‌ زبان‌های‌ ایرانى‌ شمال‌ خاوری‌ و نمایان‌گر بسط زبان‌ آلانى‌، یکى‌ از زبان‌های‌ سکایى‌ ـ سرمتى‌ است‌. در زبان‌ اوستى‌ دو گویش‌ عمده‌ی ایرُنى‌ و دیگوری‌ وجود دارد. دیگوری‌ که‌ گویشى‌ باستانى‌ است‌، تنها در چند ناحیه‌ی شمالى‌ و باختری‌ رواج‌ دارد. درگذشته‌ از هر دو گویش‌ در زبان‌ ادبى‌ استفاده‌ مى‌شد، ولى‌ رفته‌‌رفته‌ گویش‌ دیگوری‌ جای‌ خود را به‌ گویش‌ ایرُنى‌ داد (زبان اوستیایی با لهجه‌ی ایرنی را یک ایرانی در حدود 10 تا 20 درصد متوجه می‌شود. این زبان هم اکنون بیشتر در روستاها استفاده می‌شود و در مدارس به صورت اختیاری آموزش داده می‌شود. استفاده از آن در مراسم‌های ملی و جشن و سُرورها اجباری است و در صورت استفاده از زبان روسی، بی‌حرمتی به جمع تلقی می‌شود).
مردم‌ اوستیا مسیحى‌ ارتدوکس، و در حدود 30 درصد‌ مسلمان‌ هستند (از نظر سیاسی اوستیای شمالی تنها جمهوری قفقاز شمالی است که در قانون اساسی آن دین رسمی، مسیحیت ارتودکس است). هنگامى‌ که‌ در سده‌ی 16 م‌./10 ق.‌ کاباردها بر اوستیا مسلط شدند، دین‌ اسلام‌ نیز در میان‌ مردم‌ آن‌جا رو به‌ گسترش‌ نهاد. در سده‌ی 19 م.‌ دولت‌ روسیه‌ سیاست‌ همگون‌سازی‌ را در مناطق‌ غیرروسى‌ شمال‌ قفقاز در پیش‌ گرفت‌ و کوشید تا به‌ تبلیغ‌ مسیحیت‌ در سرزمین‌های‌ مسلمان‌نشین‌ بپردازد. در اوستیا به‌ استثنای‌ منطقه‌ی کوه‌نشینان‌، تبلیغ‌ آیین‌ مسیح‌ مجاز بود. در دوران‌ حکومت‌ شوروی‌، شماری‌ از مسلمانان‌ اوستیا، از جمله‌ دیگورها از سرزمین‌ خود رانده‌، و به‌ دیگر مناطق‌ کوچانده‌ شدند. از دوران‌ امپراتوری‌ روسیه‌ فرقه‌های‌ چهارگانه‌ی صوفیه‌ی قادری‌ در اوستیای‌ شمالى‌ فعالیت‌ داشته‌اند.


میراث ایرانی در اوستیا
اوست‌ها در دو منطقه‌ی اوستیای شمالی در روسیه و اوستیای جنوبی در گرجستان پخش هستند. این قوم بزرگ که به ایرانیان شمالی معروف هستند، خود را با زبان بومی‌شان، ایرونی می‌نامند و کشور خویش را ایرستون (ایرستان) می‌گویند. این ایرانیان دارای یکی از قدیمی‌ترین زبان‌های موجود ایرانی هستند و لهجه‌ی آنان مانند کردهای ایرانی است. مردمان بی‌نهایت مهربان، خون‌گرم و مهمان‌واز و بسیار ایران‌دوست که کم‌تر نقطه‌ای از جهان می‌توان دید. آن‌ها بازمانده‌ی قوم باستانی و ایرانی آلان هستند که هم‌اکنون نیز به جمهوری خویش آلانیا می‌گویند. آداب و رسوم ملی آن‌ها بازمانده‌ای از آداب ایرانیان باستان است که در فلات ایران به علل گوناگون کم‌رنگ شده ولی در این دیار و به‌علت زندگی کوهستانی آن‌ها هم‌چنان باقی مانده است. دعا بر سر میز غذا، نوروز، چهارشنبه‌سوری، جشن‌های گوناگون و رفتارهای ناب اجتماعی، بازمانده‌ای از آن است. تقریباً تمامی رفتارهای اجتماعی آنان از نظر جامعه‌شناسی قابل بررسی و مقایسه با رفتار ایرانیان است. آداب و رسوم دفن مردگان، احترام به بزرگان خانواده، جایگاه زن و مرد و... از نمونه‌های بارز آن است.

در مورد مذهب اوست‌ها نیز نکات جالبی موجود است. بخشی از آن‌ها مسلمان و بخشی دیگر مسیحی هستند ولی تمامی آن‌ها به آیینی اعتقاد دارند که تنها در مذهب آریایی‌ها و مزداپرستی وجود دارد، یعنی اعتقاد به 7 ایزد و 1 خدا. این نکته بسیار جالب است و اشتراک فراوانی با ایران باستان دارد.

1. مسجد پرسیس‌کیوس یا ایرانی ولادی‌قفقاز (اوستیا): این مسجد که تقریباً 120 سال از بنایش می‌گذرد، هم‌اکنون در شهر ولادی قفقاز پایتخت اوستیای شمالی قرار گرفته است و در حدود 50 سال است که بسته است و به مسجد شیعی معروف گشته است. این مسجد زیبا و ساده با معماری اصیل ایرانی در کنار رودخانه‌ی معروف ترک واقع شده و به‌علت عدم توجه و عدم حضور شیعیان در این منطقه رو به تخریب است.

2. محله‌ی ایرانیان ولادی‌قفقاز (اوستیا): این محله که در بخش قدیم شهر واقع شده برای کارکنان معدن قدیم شهر که در یک‌صد سال پیش دایر بوده است، تعبیه گشته است که اکثر آن‌ها ایرانیان آذربایجان و گیلان بوده‌اند که برای کار در این منطقه زندگی می‌کردند. این محله هم‌اکنون هنوز هم ایرانی دارد ولی هیچ کدام نه فارسی می‌دانند و نه با ایران ارتباط دارند. جالب است که ایرانیان تا سال 1922 در مدرسه‌های روسی می‌توانستند آموزش فارسی ببینند ولی به مرور زمان این حق را از ایرانیان گرفتند.
3.
کنسولی و مدرسه ایران در ولادی‌قفقاز (اوستیا): تا 1918 م. کنسولی ایران در قفقاز یعنی در تفلیس و ولادی‌قفقاز دایر بود ولی با قدرت گرفتن بولشویک‌های روسیه این مراکز بسته شد. در ولادی‌قفقاز ساختمان قدیمی کنسولی ایران که به مدت صد سال در آن‌جا فعالیت می‌کرد هم‌چنان پابرجاست ولی نامی از ایران در آن‌جا موجود نیست. در ولادی‌قفقاز به علت وجود ایرانیان بسیار، مدارس فارسی‌زبان زیادی فعالیت می‌کردند که به‌مرور زمان آن‌ها نیز روسی شدند از جمله مدرسه‌های معروف ایران در قفقاز، مدرسه‌ی نوروز بود که تا سال 1922 هم‌چنان فعالیت می‌کرد و مدرسه‌ای مذهبی و شبانه‌روزی بوده است.
4.
معماری بومی اوستیا: معماری بومی اوستیا عناصر ظریفی دارد که در این مقال نمی‌گنجد ولی معماری آنان هم‌چون معماری ایرانی است و یک ایرانی در شهرهای اوستیا احساس غربت نمی‌کند. این شباهت را می‌توان با معماری سنتی ایران در تهران قدیم با ولادی‌قفقاز مقایسه نمود.

5. جاده‌های معروف قفقاز: در قفقاز جاده‌های معروف تاریخی وجود دارند که در تاریخ جهان نیز شناخته شده هستند. جاده‌ی نظامی قفقاز که ما ایرانیان به آن داریال می‌گوییم که از قدیمی‌ترین گذرگاه‌های بشر است و همواره در تاریخ ایران، دروازه‌ی شمالی ایران نامیده می‌شود. در این جاده می‌توان آثار بی‌بدیع ایرانی فراوانی را یافت. این جاده مسیر اصلی لشگرکشی شاه عباس صفوی به قفقاز و هم‌چنین نادرشاه و حمله‌ی روس‌ها به ایران بوده است. نکته‌ی جالب دیگری که قابل بیان است همانا نگاه ارتش آلمان و هیتلر به این جاده بود که برای فتح آن در جنگ جهانی دوم تا 50 کیلومتری آن نیز رسیدند ولی نتوانستند پیروز شوند و در اصل می‌خواستند با در اختیار گرفتن این جاده نیروهای خود را تا ایران پخش کنند. جاده‌ی دیگری که نامش هم ایرانی است و یادگار نادرشاه افشار است، شاهناد است که در کوه‌های سخت‌گذر قفقاز واقع شده است. به این جاده که نادر از آن گذشته و در آن جنگیده، بومیان شاهناد (شاه نادر) می‌گویند.


واگرایی و هم‌گرایی تاریخی اوست‌ها با گرجی‌ها و روس‌ها
اوست‌ها بعد از انقراض پادشاهی آلان در قفقاز شمالی توسط تاتارها و حمله‌ی تیمور رفته رفته به نواحی و دشت‌های جنوبی سرازیر شدند و در قلم‌روی کارتلی شمالی قرار گرفتند. در سال 1774 م. با قدرت‌گیری روس‌ها در منطقه‌ی قفقاز شمالی، اوست‌ها نخستین ملت قفقاز بودند که به روس‌ها پیوستند و در جنگ‌های بعدی علیه ایران و عثمانی جزو نیروهای ارتش تزار درآمدند، با این‌که این اتحاد برای تمامی اوست‌ها اتفاق نیفتاد و تا سال‌های عهدنامه‌ی گلستان و ترکمن‌چای برخی از قبایل با ایران هم‌پیمان بودند. یکی از دلایلی را که تاریخ‌نویسان اوستی در هم‌گرایی با روس‌ها نام می‌برند، اختلاف با اقوام جنوبی از جمله گرجی‌هاست. نکته‌ی دیگری که شایان ذکر است، هم‌کیش بودن اوست‌ها با روس‌هاست که مذهب رسمی اوست‌ها در کنار سایر ادیان، ارتدوکس روسی است و تنها جمهوری غیر اسلامی در قفقاز شمالی است. در جنگ‌های جهانی اول و دوم، اوست‌ها بیش از سایر اقوام غیر روس دلاوری نشان دادند تا جایی که در جنگ جهانی دوم بیش از 70 قهرمان ملی از خود بر جای نهادند. پس از فروپاشی شوروی نیز جزو معدود ملل قفقاز بودند که شعار جدایی سر ندادند و همواره به اتحاد با روس‌ها پای‌بند بودند. هم‌اکنون نیز با مشاهدات میدانی نگارنده در سال اخیر، روس‌ها نزد مردم اوستیا بسیار محبوب هستند و دیمتری مدودف و ولادیمیر پوتین چهره‌های شاخص در نزد مردم اوستیا هستند.

در برابرِ این هم‌گرایی، اوست‌ها نوعی دشمنی و واگرایی تاریخی با گرجی‌ها دارند، به‌طوری که همواره نزاعی همیشگی بر سر زمین میان اوست‌ها و گرجی‌ها در مناطق اطراف تیسخی‌نوالی و سایر نقاط اوست‌نشین وجود داشته است. اوست‌ها نیز همواره ادعای نسل‌کشی گرجی‌ها نسب به خود را دارند و در پیشینه‌ی تاریخی آن‌ها، چه به صورت واقعی یا جعلی، وجود دارد.
 
اختلافات و درگیری میان اوست‌ها و گرجیان همواره وجود داشته و در تقسیم بندی‌های سیاسی و قومی، نزاع‌ها بیشتر برگرفتن زمین تأکید داشته است. بعد از مهاجرت اوستیایی‌ها به جنوب در 6 قرن اخیر و زندگی مسالمت‌آمیز گرجیان با اوست‌ها، از اوایل قرن بیستم درگیری و نزاع برای تصاحب زمین، میان این دو قوم روی داد. این درگیری‌های به‌علت تعیین مرزهای مصنوعی بدون در نظر گرفتن تاریخ و فرهنگ قومیت‌ها در دوران شوروی صورت گرفت
تأثیر اورجکیندزه و استالین، یاران گرجی لنین برای احیای کولخید و ایبریای باستان در دوران ابتدایی شوروی در تقسیم‌بندی مرزها کم نبود. با تأسیس جمهوری گرجستان در 1936 م. و پیوست اوستیای جنوبی به‌عنوان استان خودمختار به آن، نطفه‌ی نفاق در منطقه میان این دو قوم باستانی کاشته شد.

پس از فروپاشی شوروی، استان خودمختار اوستیای جنوبی از فرصت استفاده کرده و با توجه به حمایت‌های روسیه اعلام خودمختاری و سپس جمهوری می‌کند. این منازعات با درگیری نظامی در سال 1992 ادامه پیدا می‌کند و بخش زیادی از مردم اوستیا مجبور به مهاجرت به اوستیای شمالی می‌شوند. همواره رهبران جدایی‌طلب اوستیای جنوبی بر اتحاد میان اوست‌ها و پیوستن به روسیه تأکید داشته‌اند
گرجستان نیز با لغو خودمختاری اوستیا، آبخازیا و آجاریا مقابله به‌مثل می‌نماید و درگیری نظامی آغاز می‌شود. در سال 1991 م. «گامساخوردیا» رییس‌جمهور وقت گرجستان با فراخوان «گرجستان برای گرجی‌ها» دستور داد به سوخومی و تیسخین‌والی حمله شود
در پایان این مرحله، ادوارد شواردنادزه رییس‌جمهور پسین گرجستان در 14 ژوئیه 1994 پیمان «داگومیس» را با بوریس یلتسین رییس‌جمهور روسیه امضا کرد تا به جنگ داخلی پایان داده شود و نیروهای حافظ صلح روسیه به‌طور قانونی به مناطق درگیری اعزام شوند. این آرامش تا سال 2003 م. و قدرت‌گیری ساکاشویلی در انقلاب مخملی موسوم به انقلاب رُز ادامه یافت. ساکاشویلی در تمامی عرصه‌های سیاست داخلی به تمامیت ارضی و بازگرداندن 47 درصد از خاک گرجستان که در تسخیر سه جمهوری آبخازیا، آجاریا و اوستیاست، تأکید می‌کرد. آن‌ها توانستند به راحتی آجاریا را به گرجستان بازگردانند ولی در دو منطقه‌ی دیگر به‌علت حمایت روسیه، این امر به وقوع نپیوست. در نوامبر 2006 م، همه‌پرسی در اوستیای جنوبی برگزار شد که بیشتر شرکت‌کنندگان در آن به استقلال اوستیای جنوبی رأی مثبت دادند. تفلیس در آوریل 2008 م. پیشنهاد داد تا در ساختار قدرت اوستیای جنوبی سهیم باشد که این پیشنهاد با مخالفت روسیه و پارلمان اوستیای جنوبی روبه‌رو شد. به هرحال تعیین مقصر در این میان بسیار مشکل است و باید ریشه‌ی آن را در میراث کمونیستی جست‌وجو کرد.

 

مناقشه‌ی اوستیای‌ جنوبی
آن‌چه تا کنون اتفاق افتاده، حمله‌ی ناگهانی ارتش گرجستان در 8 آگوست (اوت) با پشتیبانی معنوی غرب و آمریکا به سرزمین اوستیاست که متأسفانه بازی میان ابرقدرت‌ها تنها به ضرر مردم بی‌گناه منطقه است. ساکاشویلی، رهبر جوان و مغرور گرجستان خود را در بازی آمریکا و روسیه مهره قرار داد، تا نام نامناسبی در تاریخ از خود به یادگار بگذارد، تاریخی که گرجیان به فرهنگ و صلح‌دوستی شهره هستند. با این روی‌دادها بعید است که اوستیا به گرجستان بازگردد و چوب حماقت یک رهبر را این ملت بزرگ خواهند خورد. درگیری آبخازیا نیز بر مشکلات دولت گرجستان بیش از پیش افزود. در پایان این ماجرا، بهانه‌ای برای حضور روسیه در گرجستان پیدا شد. خبرها از اوستیا حاکی از کشته شدن 2100 نفر غیرنظامی و بیش از هفده هزار نفر آواره است که فاجعه‌ای بزرگ در روزهای برگزاری المپیک بود.

 

 

 

ارتش روسیه به بهانه‌ی دفاع از اتباع و نیروهای صلح‌بانش که گویی این جنگ را پیش‌بینی کرده و در بهار امسال یک مانور نظامی در منطقه‌ی قفقاز برگزار کرده بود، توانست در ساعات اولیه جنگ، 18 درصد از خاک گرجستان را اشغال نماید و تا نزدیکی شهر تفلیس پیش برود. در این حمله، تمامی مراکز نظامی و تأسیسات زیربنایی گرجستان آسیب دید. با به تکاپو افتادن اتحادیه‌ی اروپا و سفر سارکوزی به منطقه در 13 آگوست (اوت)، معاهده‌ی آتش‌بس در شش بند به توافق نهایی رسید. اصول معاهده آتش‌بس شامل عدم به کارگیری زور از سوی طرفین مناقشه، توقف کامل اقدام‌های نظامی، تأمین شرایط دست‌رسی آزاد به کمک‌های انسان‌دوستانه، بازگشت نیروهای گرجستان به پادگان‌ها و نیروهای روسیه به خطوط پیش از آغاز اقدام‌های جنگی گرجستان و آغاز بحث در مورد امنیت اوستیای جنوبی و آبخازیا در سطح بین‌المللی است. در این حال، روسیه پیشنهاد داد که منطقه‌ای حایل پیرامون اوستیای جنوبی و آبخازیا وجود داشته باشد که هیچ سرباز گرجی در آن‌جا نباشد. روسیه هم‌چنین خواستار معاهده‌ای است که تضمین کند گرجستان هرگز از نیروی نظامی‌ خود برای تسخیر مجدد منطقه استفاده نخواهد کرد. پس از امضای معاهده، سخن‌گوی وزارت دفاع روسیه بر باقی‌ ماندن نظامیان روسی در اوستیای جنوبی و آبخازیا تأکید کرد و حتا زمان دقیق خروج نیروهای روسی از سایر نواحی گرجستان اعلام نشد، هر چند تاکنون برابرِ اخبار حاصله تمامی نیروهای روسی از سایر نواحی گرجستان خارج شده‌اند (در اصل روز 18 اوت خروج نظامیان روسی به مواضع خود اعلام شد که مقر آن‌ها بنا به تصمیم کمیسیون حل مناقشه‌ی گرجستان ـ اوستیا، مصوبه‌ی 1999 م. تعیین شده است. روز 22 اوت به خروج نیروهای روسیه پایان داده شد).

اوست‌ها و از جمله وزارت حوادث غیرمترقبه‌ی روسیه‌ از عزم جدی گرجستان برای پاک‌سازی قومی در اوستیای جنوبی خبر می‌دهند و ادعا دارند که گرجستان نیز مانند ارمنستان و آذربایجان خواستار یک دولت و ملت تک‌قومی است. به هر ترتیب در 24 امرداد ماه، دیمیتری مدودف با دیدار با رییسان‌جمهور اوستیای جنوبی و آبخازیا، یعنی ادوارد کوکویتی و سرگی باگاپش در کرملین، حمایت قاطع روسیه را از این دو جمهوری اعلام کرد.

روس‌ها در این چند روز با متهم کردن آمریکا و غرب به حمایت پنهان و علنی از گرجستان، خود را درگیر جنگی نیمه‌سرد با غرب نمودند. کشف زرادخانه‌ی بزرگ سلاح‌های ساخت آمریکا در غرب گرجستان و اعلام رسمی دستگاه اطلاعاتی روسیه مبنی بر آگاهی آمریکا از حمله‌ی گرجستان با وجود 130 مشاور نظامی آمریکایی در تفلیس و سفر رایس پیش از حوادث اخیر به گرجستان، نشان‌دهنده‌ی حمایت آمریکا از ساکاشویلی است. این در حالی است که به صورت نامحسوس رژیم صهیونیستی نیز به حمایت از گرجستان متهم است و قرارداد نظامی روسیه با سوریه در چند روز پس از آتش‌بس، در اصل نشان‌دهنده‌ی تنش در روابط مسکو ـ تل‌آویو است. هم‌چنین وزیر دفاع گرجستان یک اسراییلی‌تبار است که به زبان عبری تسلط دارد و رابط نظامی اسراییل و گرجستان است. شخص ساکاشویلی نیز بارها در نطق‌های عمومی خود از اسراییل تشکر کرده و کارآیی ابزار نظامی اسراییل را در این جنگ ستوده است.

هم‌اکنون با توجه به درگیری‌های لفظی میان دولت‌های غربی و عدم نتیجه‌گیری و تصویب قطع‌نامه در شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه‌ی اروپا و هم‌چنین ناتو، شرایط در منطقه پیچیده‌تر از گذشته شده است و هنوز سازوکار صلح شکل نگرفته است. این در حالی است که بازگشت این دو منطقه به گرجستان بعید به نظر می‌رسد و با توجه به به‌رسمیت شناختن استقلال این دو جمهوری واقع در خاک گرجستان توسط شورای فدراسیون (سنای) و دومای روسیه و هم‌چنین اقدام پارلمان اوستیای شمالی مبنی بر تصویب درخواست اوستیای جنوبی از دولت روسیه و سایر کشورهای جهان برای به‌رسمیت شناختن استقلال آن از گرجستان، کار را برای ادامه‌ی حیات سیاسی ساکاشویلی نیز مشکل خواهد کرد. سخنان دیمتری مددوف و ولادیمیر پوتین در رابطه با دفاع از استقلال این دو جمهوری و عدم تخلف از قوانین بین‌المللی، شرایط تازه‌ای را برای گرجستان رقم زده است. روز 26 اوت رییس‌جمهور روسیه حکم به‌رسمیت شناختن استقلال جمهوری‌های آبخازیا و اوستیای جنوبی را امضا کرد و روسیه را رودروی غرب قرار داد.

با این حال ساکاشویلی نه تنها نتوانست غرور ملی گرجی‌ها را افزایش دهد و تمامیت ارضی گرجستان را حفظ نماید، بلکه به تمایلات استقلال‌طلبانه‌ی آبخازیا و اوستیا وجه‌ی بین‌المللی داد و حال دیگر این مسأله در قالب روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان حل نخواهد شد. هزینه‌ی گزاف این جنگ بالغ بر روزی 200 میلیون دلار برای دولت گرجستان خرج تراشیده است، در حالی که گرجستان در بسیاری از زیرساخت‌ها نیاز به سرمایه‌گذاری دارد. آیا مردم آزاداندیش گرجستان که صاحب کشوری تاریخی و باستانی با تمدنی شکوفا هستند، از ساکاشویلی در مورد هزینه‌ی جنگ، از بین رفتن تمامیت ارضی گرجستان و درگیری نظامی با همسایه‌ی روسی خویش، سوآل نخواهند کرد. در روزهای اخیر در مسکو اعضای بنیاد «وحدت مردم روسیه و گرجستان» و گرجی‌های مقیم روسیه از میخاییل ساکاشویلی خواستند تا هر چه سریع‌تر استعفا دهد. این حوادث با توجه به اقدام‌های غیر انسانی ارتش گرجستان یعنی بمب‌باران شهر تیسخی‌نوالی و ویرانی کامل شهر، به گلوله بستن مردم غیرنظامی، حمله به صلح‌بانان روسی در مرز اوستیا آن‌هم روز افتتاحیه‌ی المپیک، بیش از پیش کار ساکاشویلی را زشت و ناپسند نشان می‌دهد. این روی‌داد در تاریخ مردم صلح‌دوست و فرهنگ‌دوست گرجستان که خواهان حق طبیعی خود، یعنی تمامیت ارضی وطن‌شان هستند، لکه‌ای تاریک خواهد بود. در اصل ساکاشویلی در حال پرداخت هزینه‌ی پیوستن به ناتو است تا بتواند از این طریق امنیت خود را برقرار و دولت خویش را حفظ کند ولی آیا امنیت و پیوستن به ناتو با کشتار غیرنظامیان و جنگ با روسیه به‌دست خواهد آمد یا خیر؟!

قولِ سارکوزی و مرکل، رهبران فرانسه و آلمان در سفرهای خود به تفلیس مبنی بر پیوستن گرجستان به ناتو و قول کمک یک میلیاردی آمریکا به گرجستان در سفر اخیر دیک‌چنی به تفلیس، تا حدودی شرایط ساکاشویلی را بهبود بخشیده و حمایت‌های مردم گرجستان در گردهم‌آیی‌های ملی از وی و زنده شدن حس میهن‌پرستی و ضد روسی در میان روشن‌فکران و جوانان گرجی، شرایط را برای ادامه کار راحت نموده است ولی باید چشم به شرایط آتی داشت. در روزهای اخیر مدودف لحن تند روسیه نسبت به ساکاشویلی را تغییر داده و در مصاحبه با بی‌بی‌سی اعلام کرد که روسیه قصد براندازی رژیم گرجستان را ندارد و این موضوع به ملت گرجستان بستگی دارد. با این حال نمی‌توان از حق قانونی گرجستان نسبت به تمامیت ارضی خویش و پیروی از قواعد بین‌المللی چشم پوشی کرد.
گرجستان در پایان این ماجرا تبدیل به محلّ مناقشه‌ی منافع ملی روسیه و آمریکا در قفقاز شد و نتوانست منطقه سوق‌الجیشی اوستیای جنوبی را که حلقه‌ی واسط شمال و جنوب قفقاز و ارتباط دهنده‌ی اروپا به آسیاست، باز پس بگیرد. این در حالی است که لوله‌ی انتقال نفت باکو ـ جیهان و صادرات انرژی از گرجستان موقتاً قطع شده است.

گرجستان در اقدامی تلافی‌جویانه قطع کامل روابط دیپلماتیک خود با روسیه را در پارلمان تصویب کرد و هم‌چنین پارلمان گرجستان مناطق اوستیای جنوبی و آبخازیا را که روسیه استقلال آن‌ها را به‌رسمیت شناخته است به‌عنوان مناطق اشغال‌شده از سوی روسیه اعلام نمود. علاوه بر این، در سند مصوبه پارلمان گفته می‌شود که تمامی نیروهای مسلح غیرگرجستانی که در خاک گرجستان هستند، نیروهای مسلح غیرقانونی اعلام می‌شوند و هم‌چنین دولت را موظف کردند که تمامی توافق‌نامه‌هایی که حضور نیروهای روسی در خاک گرجستان را در نظر دارند، فسخ کند. اتحادیه‌ی اروپا نیز در نشست بروکسل نتوانست قطع‌نامه‌های پیشنهادی لهستان و ایتالیا در مورد تحریم روسیه را به تصویب برساند.

در طرف دیگر، کشور نیکاراگوئه رسماً استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا را اعلام کرد. هم‌چنین حزب اتحاد بزرگ ترکیه، حماس، جمهوری قره‌باغ، جمهوری قبرس شمالی از استقلال این دو ناحیه دفاع کرده و کشورهایی مانند بلاروس، تاجیکستان و ونزوئلا به رسمیت شناختن استقلال این دو ناحیه را در دستور کار قرار داده‌اند. با این‌که اکثر کشورهای جهان این موضوع را نپذیرفته و احتمالاً کشورهای کمی حتا از هم‌پیمانان روسیه استقلال این نواحی را اعلام خواهند کرد. کشورهای شرکت‌کننده در سازمان همکاری‌های شانگهای نیز از نقش فعالانه‌ی روسیه در کمک به برقراری صلح در اوستیای جنوبی حمایت کردند ولی در پایان از احترام به تمامیت ارضی گرجستان و حقوق بین‌الملل نیز دفاع کردند. استقلال در این دو ناحیه، شرایط امنیتی قفقاز و سایر نقاط جهان را به هم خواهد ریخت و کشورهای چند قومی با تهدید استقلال نواحی مختلف کشورشان مواجه خواهند شد.


در این مطلب سعی شد به معرفی اجمالی قوم اوست و تنها به حوادث رخ داده در ماه گذشته و به تاریخ مناقشات این منطقه اشاره شود و کمتر به تحلیل پرداخته شود، هر چند امید دارم این قضایا موجب سوء‌استفاده از مردمان اوست و گرجی نشود و این دو، بازیچه‌ی زورآزمایی قدرت‌های جهانی نشوند. در پایان نیز امیدوارم دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران از این فرصت استفاده کرده و بازیچه‌ی معامله‌ی روس‌ها با غرب نگردد و بتواند در زمینه‌ی انتقال انرژی و نیروی صلح‌آمیز هسته‌ای، بازی‌کننده‌ی اصلی در معاهدات بین‌المللی باشد. با توجه به این‌که اروپا هم‌چنان به دنبال جای‌گزین مناسب انرژی روسیه در خاورمیانه است و بهترین و به صرفه‌ترین راه کماکان می‌تواند ایران باشد.

 

 

 

 

 

 

 

اوستيا در تاريخ:

اوستيا (جنوبي و شمالي) يكي از ايالت‌هاي كوچك قفقاز است كه در تاريخ به نام "آلانيا "شناخته مي‌شود. اين منطقه در سال 1774 به امپراتوري روسيه پيوست و تا انقلاب اكتبر 1917 جزيي از خاك روسيه بود. به دنبال اين انقلاب درگيري‌هاي خونيني ميان بولشويك‌ها و بورژواها در اوستيا به وجود آمد.

شوراي رهبر حزب كمونيست گرجستان در 21 دسامبر 1921قانوني را درباره اوستيا از تصويب گذراند و در پي آن كميته انقلابي كه وابسته به بولشويك‌ها بود، مرزهاي مناطق اوستيا را مشخص كرد. يعني مناطق شمالي اوستيا به خاك روسيه پيوست و بورژواهاي گرجستان نيز حاكميت خود را بر مناطق جنوبي تحكيم بخشيدند. به هرحال اين چنين تقسيمي باعث شد تا بذر اختلافات و درگيري هاي آينده در اوستيا كاشته شود.

گرجستان در سال 1922 همراه با جمهوري‌هاي ماوراي قفقاز به اتحاد جماهير شوروي پيوست و در 5 دسامبر 1936 گرجستان به‌صورت رسمي يكي از جمهوري‌هاي اتحاد جماهيري شوروي محسوب شد. در همين هنگام گرجستان اعلام كرد كه اوستياي جنوبي يكي از ايالت‌هاي اين جمهوري است كه به آن خودمختاري اعطا مي‌كند.

زماني که نشانه هاي فروپاشي در اتحاد جماهير شوروي آشکار شد، نمايندگان اوستياي جنوبي در نوامبر 1989 به جمهوري مستقل اوستيا راي مثبت دادند. بنابراين جمهوري مستقل اوستياي جنوبي در سپتامبر 1990 اعلام موجوديت كرد. گرجستان در برابر اين اقدام،  قانون خود مختاري اوستياي جنوبي، آبخازي و آجاريا را در دسامبر 1990 لغو كرد و اين اقدام مقدمه‌اي براي درگيري‌هاي خونيني در اين مناطق شد.

ادوارد شواردنادزه رئيس جمهور وقت گرجستان در 14 ژوئيه 1994پيمان "داگوميس" را با بوريس يلتسين رئيس جمهور روسيه امضا كرد تا به جنگ داخلي پايان داده شود و نيروهاي حافظ صلح روسيه به‌طور قانوني به مناطق درگيري اعزام شوند.

در نوامبر 2006 همه پرسي در اوستياي جنوبي برگزارشد كه بيشتر شركت كنندگان در آن به استقلال اوستياي جنوبي راي مثبت دادند. در مقابل نيز ساکاشويلي رييس جمهور طرفدار آمريکاي گرجستان از حل و فصل نهايي اوستيا و پيوستن کامل آن به گرجستان خبر داد. تفليس در آوريل 2008 پيشنهاد داد تا درساختار قدرت  اوستياي جنوبي سهيم باشد كه اين پيشنهاد با مخالفت پارلمان اوستياي جنوبي روبرو شد. اختلافات ميان دو طرف كار را به جايي رساند كه گرجستان به اوستياي جنوبي حمله كرد كه در اثر آن تعدادي از اتباع روسيه كشته و زخمي شدند و ارتش روس به بهانه حمايت از شهروندان وارد عمل شد و جنگ ميان گرجستان و روسيه آغاز گشت. [منبع: خبرگزاري فارس]

مردم اوستيا به سبب تعلق به اقوام آريايي خود را "ايرن" و همچنين سرزمين خود را "ايرستون" مي نامند؛ که مشابه نام ايران است.

 سرزمين مردم آريايي

مردم اوستيا به سبب تعلق به اقوام آريايي خود را "ايرن" و همچنين سرزمين خود را "ايرستون" مي نامند؛ که مشابه نام ايران است.

 به اعتقاد پژوهشگران اوستي‌ها از بازماندگان اقوام آريايي "سكا" هستند. سكاها همان قومي هستند كه در اساطير ايراني و شرقي از آنها به تورانيان نام مي‌برند. از ديدگاه زبان شناسي زبان مردم اوستي از شاخه زبان‌هاي ايراني شناخته شده ‌است. بيشتر مردم اوستيا مسيحي و گروه قابل ملاحظه‌اي از آنان مسلمان هستند.

اين قوم داراي يکي از قديمي ترين زبان هاي موجود ايراني، مي باشند و لهجه آنان مانند کردهاي ايراني است. مردمان بي نهايت مهربان، خونگرم و مهمانواز و بسيار ايراندوست که در کمتر نقطه اي از جهان مي توان ديد. آداب و رسوم ملي آنها بازمانده اي از آداب ايرانيان باستان است. دعا بر سر ميز غذا، نوروز، چهارشنبه سوري، جشن هاي گوناگون و رفتارهاي ناب اجتماعي بازمانده اي از آن است. تقريبا تمامي رفتارهاي اجتماعي آنان از نظر جامعه شناسي قابل بررسي و مقايسه با رفتار ايرانيان است. آداب و رسوم دفن مردگان، احترام به بزرگان خانواده، جايگاه زن و مرد و ... از نمونه هاي بارز آن است که اشتراک فراواني با ايران باستان دارد

 

جمهوری اوستیای شمالی-آلانیا (به روسیРеспубликаСевернаяОсетияАлания, Respublika Severnaya Osetiya — Alaniya) یکی از واحدهای فدرال کشور روسیه است. مرکز آن شهر ولادی‌قفقاز است. جمعیت این جمهوری در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی ۷۱۲٬۹۸۰ نفر اعلام شد.

نام آلانیا به قوم ایرانی آلان اشاره دارد.

این جمهوری، یکی از بخش‌های ناحیه فدرالی قفقاز شمالی است. مساحت این جمهوری در حدود ۸۰۰۰ کیلومتر مربع است. حدود ۲۲٪ از مساحت این جمهوری را جنگل‌ها تشکیل می‌دهند. رود مشهور تِرِک از جمله رودهایی است که از این جمهوری عبور می‌کند.

سرزمین اوستیا پیش از تأسیس شوروی نیز، جزئی از امپراتوری روسیه بود.

این سرزمین در سال ۱۹۲۴ میلادی، ابتدا به یک استان خودمختار و سپس در ۵ دسامبر ۱۹۳۶ به یکی از جمهوری‌های خودمختار کشور شوروی تبدیل شد. بر طبق تقسیم‌بندی‌های اداری در سال ۲۰۱۴ میلادی، این سرزمین از ۸ بخش و ۶ شهر تشکیل شده‌است. مرکز این جمهوری خودمختار، شهر ولادی قفقاز است.

مردم[ویرایش]

جمعیت اوستیای شمالی در ۱۹۸۵م/ ۱۳۶۴ش، ۶۱۲ هزار نفر بوده‌است که ۷۱٪ آن‌ها در شهرها سکنی داشتند. در سال ۲۰۱۰ میلادی جمعیت این سرزمین ۷۱۲٬۹۸۰ نفر برآورد شد.

نتایج سرشماری سال ۲۰۱۰ نشان می‌دهداوستی‌ها ۶۵٫۱٪، روس‌ها ۲۰٫۸٪، اینگوش‌ها ۴٫۰٪، ارمنی‌ها ۲٫۳٪، قموق‌ها ۲٫۳٪، گرجی‌ها۱٫۳٪، اوکراینی‌ها ۰٫۴٪و دیگر نژادها نیز ۳٫۸٪ از جمعیت این سرزمین را تشکیل می‌دهند.[۱]

 

موقعیت جمهوری اوستیای شمالی-آلانیا در نقشهٔ روسیه

 

نقشه جمهوری اوستیای شمالی-آلانیا

 

جمهوری اوستیایی شمالی-آلانیا
اوستیاییРеспубликӕЦӕгатИрыстонАлани
روسیРеспубликаСевернаяОсетия-Алания

جمهوری


پرچم


نشان

سرود: National Anthem of the Republic of North Ossetia-Alania


جایگاه جمهوری اوستیای شمالی-آلانیا بر روی نقشه فدراسیون روسیه

 

مختصات۴۳°۱۱′ شمالی ۴۴°۱۴′ شرقیمختصات۴۳°۱۱′ شمالی ۴۴°۱۴′ شرقی

کشور

 روسیه

منطقه فدرالی

قفقاز شمالی

منطقه اقتصادی

قفقاز شمالی

بزرگترین شهر

ولادی‌قفقاز

تأسیس

۵دسامبر ۱۹۳۶

مرکز

ولادی‌قفقاز

حکومت

 • نوع

جمهوری

 • رئیس جمهور
نخست وزیر

تیموراز مامسوروف
ندارد

مساحت

 • جمهوری

۸٬۰۰۰ کیلومتر مربع (۳٬۱۰۰ مایل مربع)

رتبهٔ منطقه

۷۹ام

جمعیت (۲۰۱۰)

 • جمهوری

۷۱۲٬۹۸۰

 • رتبه

۶۴ام

 • تراکم

۸۹/کیلومتر مربع (۲۳۰/پا)

 • منطقهٔ شهری

٪۶۳٫۸

 • روستایی

٪۳۶٫۲

نژاد

 • اوستی‌ها

٪۶۵٫۱

 • روس‌ها

٪۲۰٫۸

 • اینگوش‌ها

٪۴٫۰

 • ارمنی‌ها

٪۲٫۳

 • قموق‌ها
بقیه

٪۲٫۳
٪
۵٫۵

منطقهٔ زمانی

MSD (یوتی‌سی ۴+)

پلاک خودرو

۱۵

زبان‌های رسمی

روسی، اوستیایی

واحد پول

روبل

وب‌گاه

www.rso-a.ru

 

با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو

با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو

خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو

راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن

دیگر بگو از جان من, جانا چه می‌خواهی؟ بگو

گیرم نمی‌گیری دگر, زآشفته ی عشقت خبر

بر حال من گاهی نگر, با من سخن گاهی بگو

ای گل پی هر خس مرو, در خلوت هر کس مرو

گویی که دانم, پس مرو، گر آگه از راهی بگو

غمخوار دل ای مه نیی, از درد من آگه نیی

ولله نیی, بالله نیی, از دردم آگاهی بگو ؟

بر خلوت دل سرزده یک شب درآ ساغر زده

آخر نگویی سرزده, از من چه کوتاهی بگو؟

من عاشق تنهایی‌ام سرگشته شیدایی‌ام

دیوانه‌ای رسوایی‌ام, تو هرچه می‌خواهی بگو

مهرداد اوستا

وفا نکردی و کردم

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم

شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم


اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت

کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم


کی ام ؟ شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب

ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم


مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم

چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم


چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم

چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم


بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم

ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم


نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل

ز دست شکوه گرفتم، به دوش ناله کشیدم


جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی

چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم


به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون

گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم


وفا نکردی و کردم، به سر نبردی و بردم

ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

مهرداد اوستا

امارت بخارا

 

امارت بخارا
فارسی
امارت بخارا
ازبکی
Buxoro amirligi

 

۱۷۸۵۱۹۲۰

 

 

پرچم

 

امارت بخارا (سبز) ۱۸۵۰ میلادی

پایتخت

بخارا

زبان‌(ها)

زبان فارسی (رسمی)[۱]
زبان ازبکی

دین

سنی، شیعه، تصوف(نقشبندیه)، یهودیت

دولت

Monarchy

امیر

 - ۱۷۸۵۱۸۰۰

میر معصوم شاه‌مراد

 - ۱۹۱۱۱۹۲۰

امیر عالم خان

تاریخچه

 

 - Manghit control

۱۷۴۷

 - تأسیس

۱۷۸۵

 - تسخیر شده توسط امپراتوری روسیه

۱۸۶۸

 - تحت‌الحمایه روسیه

۱۸۷۳

 - انقراض

اکتبر ۱۹۲۰

امارت بخارا دولتی در آسیای مرکزی بود که از سال ۱۷۸۵ تا ۱۹۲۰ میلادی موجودیت داشت. این امارت با فروپاشی امپراتوری نادرشاه افشار پا گرفت و با پیروزی بلشویکها در روسیه از پا افتاد. پایتخت این امارت شهر بخارا بود.

امارت بخارا رسماً در سال ۱۷۸۵ ایجاد شد و در سال ۱۸۶۸ میلادی، در جنگ با روسیه مغلوب شد و به قلمرو این امپراتوری ضمیمه گشت. در سال ۱۹۲۰ میلادی، امارت بخارا را بلشویک‌ها تسخیر کردند و آن را جمهوری خلق شوروی بخارا نامیدند.

فهرست امیران بخارا (۱۷۸۵–۱۹۲۰)

 محمد علیم خان (۱۸۸۰-۱۹۴۴) آخرین امیر امارت بخارا.

نام رسمی

نام شخصی

سلطنت

اتالیق

خدایار بیگ

?

اتالیق

محمد حکیم

? - ۱۷۴۷

اتالیق

محمد رحیم

۱۷۴۷۱۷۵۳

امیر

محمد رحیم

۱۷۵۳۱۷۵۶

خان

محمد رحیم

۱۷۵۶۱۷۵۸

اتالیق

دانیال بیگ

۱۷۵۸۱۷۸۵

امیر معصوم

شاہ مراد بن دانیال بیگ

۱۷۸۵۱۸۰۰

امیر

حیدر تورہ بن شاہ مراد

۱۸۰۰۱۸۲۶

امیر

حسین بن حیدر تورہ

۱۸۲۶۱۸۲۷

امیر

عمر بن حیدر تورہ

۱۸۲۷

امیر

نصراللہ بن حیدر تورہ

۱۸۲۷ - ۱۸۶۰

امیر

مظفر الدین بن نصراللہ

۱۸۶۰۱۸۸۶

امیر

عبدل احد بن مظفر الدین

۱۸۸۶۱۹۱۰

امیر

امیر عالم خان
محمد عالم خان بن عبدل احد

۱۹۱۰۱۹۲۰

سرنگونی امارت بخارا توسط جمهوری خلق شوروی بخارا که پس از آن بلشویک‌ها جایگزین آن شدند.

 خانات بخارا (به ازبکی: Buxoro Xonligi) کشوری فئودالی بود که از اوایل سده شانزدهم میلادی تا اواخر سده هجدهم بر بخش‌هایی از آسیای میانه شامل جنوب ازبکستان و جنوب تاجیکستان کنونی حکومت می‌کرد.

محمد شیبانی بنیان‌گذار دودمان شیبانیان با اشغال سمرقند (۱۵۰۰، ۱۵۰۵) و بخارا (۱۵۰۶) این دولت را بنیان نهاد و بخارا را به پایتختی آن برگزید. اقتدار و وسعت خان‌نشین بخارا در عصر عبدالله خان دوم (۱۵۷۷۱۵۹۸) به اوج رسید.

در سده‌های هفده و هجده میلادی دودمان جانی (اشترخانی یا هشترخانی) بر این امیرنشین حکومت می‌کرد. در ۱۷۴۰ نادرشاه آن را فتح کرد، اما در ۱۷۴۷ با مرگ نادر فرزندان امیر خدایار خان به قدرت رسیدند. در ۱۷۸۵ شاه مراد، از نوادگان وی، حکومت موروثی خاندان خود را رسمیت بخشید و خانات بخارا بهامارت بخارا تبدیل شد.

در ۱۸۶۸ امارت بخارا از امپراتوری روسیه شکست خورد و با واگذاری بخشی از قلمرو خود از جمله سمرقند تحت‌الحمایه روسیه شد. با وقوع انقلاب اکتبر، ارتش سرخ در ۲ سپتامبر ۱۹۲۰ بخارا را فتح کرد و جمهوری شوروی خلق بخارا تشکیل شد. به دنبال آن در ۱۹۲۴ بیشتر قلمرو آن در جمهوری شوروی ازبکستان و بخشی نیز در جمهوری شوروی تاجیکستان قرار گرفت.

 سید میر محمد امیر عالم‌خان (۱۹۴۴۱۸۸۰)، آخرین امیر بخارا، و از نوادگان چنگیزخان بود که پیش از چیرگی کامل حکومت اتحاد جماهیر شوروی بر ماوراءالنهر، حکمرانی داشت. دلیل عالم خوانده شدن این امیر، درس خواندنش در دانشگاه استراسبورگ و تحصیل کرده بودنش عنوان شده است.

با وجودی که از سال ۱۸۷۳ خانات بخارا تحت‌الحمایه امپراتوری روسیه قرار گرفته بود، امیر در اداره امور داخلی آزادی عمل داشت و نظام سلطنت مطلقه برقرار بود.

روز ۲ سپتامبر ۱۹۲۰ میلادی نیروهای ارتش سرخ شوروی به فرماندهی ژنرال میخائیل فرونزه به بخارا حمله کردند. پس از چهار روز نبرد ارک امیر ویران شد و پرچم سرخ برفراز مناره کلیان به اهتزاز درآمد. امیر ناچار به دوشنبه و از آنجا به کابل رفت و در همان‌جا درگذشت. او را در گورستان شهدای صالحین به خاک سپردند. ولی نوه امیر عالم خان از غلط بودن این موضوع آگاهی میدهد و میگوید که امیر از راه کولاب و کابل به مشهد آمد و با نام خانوادگی غفاریان تربتی مجاور شناسنامه ایرانی گرفت و تا پایان زندگی در مشهد ماند و در همین شهر هم به خاک سپرده شد. نسرین غفاریان دلیل برگزیدن پسوند تربتی مجاور را زندگی در مجاورت تربت علی بن موسی عنوان میکند.

امیر در سال‌های پناهندگی در افغانستان علاوه بر ارتباط با باسماچیان و رهبری صوری آن‌ها، خاطرات خود را به نام تاریخ حزن‌الملل بخارا به زبان فارسی نشر کرد که با کوشش محمد اکبر عشیق کابلی در سال ۱۹۹۰ در پیشاور به چاپ رسید.

امیر عالم‌خان تا پایان عمر خود امید بازیافتن تاج و تختش را رها نکرد و در غربت چشم از جهان بربست.

روزنامهٔ فارسی زبان بخارای شریف در زمان زمامداری وی تعطیل شد.

 

مدیریت کسب و کار

 

مدیریت کسب و کار | بخش اول

مدیریت کسب و کار | بخش اول

بهتر است مورد انتقاد واقع شوید:چرا که نه؟

شما نمی­توانید تمام افراد را راضی نگه دارید. آیا می­دانید چرا؟ حتی نباید این­کار را امتحان کنید. اگر این­کار را انجام دهید، امنیت و پیش­بینی پذیری­تان را از دست خواهید داد.

این حرکت برای صاحب کسب و کاری که می­خواهد تجارت موفقی را پرورش دهد، هوشمندانه نیست. چرا؟ چون وقتی سرتان را پایین بیندازید، سخت کار کنید و نادیده گرفته شوید،دستیابی به هر موفقیتی در هر زمینه شغلی غیرممکن خواهد بود.

راه چاره، پذیرش انتقادهاست.

به جای اینکه روی زمینه ­های قبلی زمان صرف کنید، می­ توانید انجام اموراتی که مهم­تر هستند را مدنظر قرار دهید و روش کار مخصوص خودتان را همگانی کنید.

هرچند، وقتی این کار را انجام دهید ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرید؛ اما این هزینه­ای است که باید صرف دیده شدن و ویژگی کنید، که افراد در شما می بینند.

انتقادها همیشه سازنده نیستند، مثل دانش آموز زورگویی در مدرسه که برای داشتن احساس بهتر نسبت به خودش، به بچه­های دیگر آسیب می­زند و نکته همین­جاست. انتقادها به خودی خود جالب هستند. این مهم ترین مسئله درباره انتقاد است. انتقاد ها نیاز به کسب پاسخ، و شنیده شدن را بیشتر می کنند.

به این خاطر است که ترس از انتقادگری، کسب و کارتان را عقب نگه می­دارد. ترس را احساس کنید؛ سپس سریعا به ماهیت واقعی آن توجه نمایید. همان بخش گریزناپذیری که باید به آن توجه داشته باشید.

موفقیت خود را پیش بینی کنید

افراد گاهی می­پرسند که آیا ایده جدیدی که در کسب­ و کار شان پیش گرفته اند به موفقیت خواهد انجامید یا نه. البته، تنها راه اطمینان یافتن، عملی کردن ایده و دیدن نتایج آن است.

دلیل اینکه نمی­توانید موفقیت پروژه ای را در آینده پیش بینی کنید، این است که ایده- حتی یک ایده شگفت آور- به خودی خود نمی­تواند عامل موفقتین باشد.

برای مثال:

  1. یک ایده شگفت آور بدون تحمل سختی ها به موفقیت نخواهید انجامید. موفقیت در هر ایده ایی مستلزم مداومت، انرژی و انگیزۀ زیاد برای پیشبرد پروژه جدید است. اگر فشار و تحمل سختی وجود نداشته باشد، نیروی حرکت نیز وجود نخواهد داشت؛ و اگر نیروی حرکتی نباشد، موفقیت رخ نخواهد داد.
  2. درصورتی که بازاریابی اثرگذار و کارآمد نباشد، ایده شگفت­آور شکست خواهد خورد. شما باید با اطلاعات صحیح به افراد مورد نظرتان دست یابید.

پیش بینی موفقیت در آینده

در اینجا مسائلی درباره افرادی که به موفقیت می­رسند و افرادی که شکست می­خورند، ارائه شده است.

  • اغلب صاحبان کسب­وکار کوچک، بخش اول کار را به درستی انجام می­دهند. آنها خوشحالند که سخت کار می­کنند.
  • تعداد بسیار کمتری به بخش دوم راه می­یابند. اینها افرادی هستند که با سخت­کوشی و هوشمندانه کار کردن، به موفقیت می­رسند.

خلاصه، مهم نیست که یک ایده روی کاغذ چقدر خوب به نظر برسد. مهم نیست که طرز فکر افراد درباره آن ایده چقدر مثبت و خوب باشد. آنچه مهم است این است که اگر می­خواهید ایده یا پروژه ای را با موفقیت اجرا کنید، باید با فعالیت هوشمندانه از آن پشتیبانی نمایید.

 

تبدیل شدن به بهترین کارآفرین

 

تبدیل شدن به بهترین کارآفرین

معرفی چند راهکار ساده برای تبدیل شدن به بهترین کارآفرین

رید هافمن از کمپانی لینکدین می گوید: “احداث یک شرکت مثل این است که خودتان را از روی صخره به پایین پرت کنید و در فاصله ای که میان زمین و آسمان قرار دارید، باید یک هواپیما را مونتاژ کنید.” ساختن چیزی که تا به حال وجود نداشته است، حقیقتا یک گام دشوار با فراز و نشیب های بسیار و سردرگمی شدید خواهد بود. با تمام این اوصاف، راهکارهایی وجود دارند که می تواند این مسیر دشوار را کمی آسان تر کند. در ادامه با چهار روش آشنا می شوید که باید قبل از آغاز تجارت خود از آنها مطلع باشید:
۱- شلیک کنید و سپس هدف بگیرید

فکر کردن بیش از حد می تواند ایده ی احداث کمپانی را از بین ببرد. شما همیشه باید از طرز فکر روان و محرک برخودار باشید. فیس بوک در شعار خود به این گونه از طرز فکرها اشاره کرده است: “به سرعت حرکت کنید و چیزهایی که سر راه شما قرار دارند را بشکنید.” البته این بدان معنا نیست که بی پروا عمل کنید؛ فراموش نکنید که باید هوشیار باشید و متفکرانه عمل کنید. اما زمان هایی فرا می رسند که علیرغم داشتن یک ایده ی خوب یا بد، باید آن را در جهان اطراف عرضه کنید. بگذارید که آزاد باشد. به آمار و عکس العمل ها توجه کنید، مردم در این باره چه عقیده ای دارند؟ مردم چه کارهایی انجام می دهند؟ اگر از چیزی که شما ساخته اید، استفاده نمی کنند، به سرعت دلیل آن را کشف کنید. توجه کنید که در چه مرحله ای استفاده از محصول شما را کنار می گذارند. اگر هنوز هم از آن بهره می برند که عالی خواهد بود؛ در اینصورت می توانید محصول خود را به مراحل بعدی ارتقا دهید. آزمودن تمام ایده ها در بازار، تنها راه برای اجرای عمل است.
۲- تا جایی که می توانید مطالعه کنید

پیشنهاد می کنیم که درباره ی علوم رفتاری و روانشناسی تکاملی مطالعه کنید. شما باید سیستم اجرایی ذهنی خود را آپگرید کنید. همه ی ما درباره ی مدل های رفتاری مردم، عقیده ی منحصر به خود را داریم که آنها را از طریق سال ها تجربه و یادگیری کسب کرده ایم. با تمام این اوصاف، بسیاری از افراد با مشکلاتی در سیستم اجرایی ذهن خود مواجه هستند که باعث می شود طرز فکر چندگانه ای را در ارتباط با رفتار های مردم داشته باشند. عمیقا پیرامون علوم شناخت و رفتار انسان، مطالعه کنید.

هدف کلی شما این است که درک عمیقی از نحوه ی تفکر مردم را ایجاد کنید؛ با دانستن عمیق این علوم می توانید از طرز تفکر و احساس مشتریان و اعضای تیم خود باخبر شوید. با تشخیص درست می توانید آنها را تغییر داده و یا روی آنها تاثیرگذار باشید. متاسفانه اغلب ما باور داریم که مردم بیش از چیزی که واقعا هستند، منطقی عمل می کنند. همین مساله باعث می شود که استراتژی های قانع کننده ی بسیاری را پیش بگیریم که شاید به شکست یا ناامیدی منجر شود.
۳- هر شب ۸ ساعت بخوابید

تنها ۵ درصد افراد از خواب موثر ۶ ساعته در طول شب بهره می برند. این احتمال وجود دارد که شما جزء این افراد نباشید؛ پس پیشنهاد می کنیم که ۸ ساعت کامل را در طول شب به خوابیدن اختصاص دهید.

اغلب در جهان کارآفرینی، کار کردن بسیار زیاد، نوعی افتخار به شمار می رود؛ اما اینطور نیست. اصلا جالب نیست که با بدن و مغز خود این گونه رفتار کنید. اگر خواب کامل ۸ ساعته نداشته باشید، تصمیم گیری های ضعیفی خواهید داشت؛ فراموش نکنید که تجارت در واقع مجموعه ای از تصمیم گیری های درست و دقیقی است که توسط شما یا اعضای تیمتان گرفته می شود.

شما نباید به فکرهایی که در نتیجه ی خواب ۵ یا ۶ ساعته به سراغ شما می آید اعتماد کنید. چنین تصمیمات یا برنامه هایی را در روز هایی که بهتر استراحت کرده اید، دوباره بررسی کنید.
۴- مطمئن شوید که افراد درستی را در تیم خود جای داده اید

یک استارتاپ در واقع یک خانواده است. در یک خانواده، مواردی هستند که بیش از روابط خونی بین افراد، اهمیت دارند. به سرعت کسی را استخدام نکنید. به هر کسی اجازه ی ورود ندهید. اگر در یک جزیره با سایر اعضای تیم خود تنها باشید، فکر می کنید چقدر طول می کشد تا عقل و صبر خود را از دست بدهید؟ کسانی را به کار بگیرید که به اندازه ی شما به ماموریت و هدف تعیین شده ایمان دارند.

تنها به خاطر مهارت های مورد نیاز خود افراد را استخدام نکنید. نباید اولین کسی که به سراغ شما آمده را به کار بگیرید؛ این رویکرد کاهلانه به فراموشی سازمان شما منجر می شود. برای مثال گوگل را در نظر بگیرید، این کمپانی، روند کلی استخدام را پیرامون محدود کردن تعداد استخدامی های اشتباه، برنامه ریزی کرده است. گوگل اطمینان حاصل می کند که تمام استخدام ها از یک روند آرام و با دقت عبور کرده است؛ علاوه بر اینکه، سوال هایی را برای مصاحبه با کاندیدها طراحی می کنند. در اینصورت، پاسخ هر کدام از آنها با دیگران مقایسه می شود و هر کدام از متقاضیان کار باید از فیلترهای لازم عبور کنند تا بتوانند به افراد بی شماری که استخدام شده اند، ملحق شوند. گوگل به خوبی می داند که به کار گرفتن افراد شایسته، مهمترین کاری است که باید انجام شود؛ و برای حصول اطمینان از این مورد، از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.

پر واضح است که این رویکرد، روند استخدام را کند می کند. اما به یاد داشته باشید که در حال ساختن یک خانواده هستید. اگر از این چهار توصیه پیروی کنید، قطعا از مسیر روان تری به مقصد می رسید.

انواع بازاریابی اینترنتی و راهکارهایی برای کسب درامد

 

انواع بازاریابی اینترنتی و راهکارهایی برای کسب درامد

قبل از اینکه در مورد موضوع مقاله صحبت کنیم، توجه شما را به این نکته جلب میکنم که بازاریابی الکترونیکی تنها به ایجاد سایت و در دسترس بودن از طریق موتورهای جستجو مثل گوگل ویاهو محدود نمی شود. روش هایی وجود دارند که حتی از تبلیغات در رسانه های مختلف هم میتوانند مؤثرتر و پول سازتر باشند. صاحبان کسب و کارها برای موفقیت و تولید پول بیشتر، باید در مورد تمامی این موارد آگاهی کافی پیدا کنند و بعد بر اساس نیازهای ویژه ی کسب و کارِ خود، بهترین شیوه را انتخاب و به بهترین شیوه ی ممکن از آن استفاده کنند:

انواع بازاریابی اینترنتی و راهکارهایی برای کسب درامد

۱- نوشتن مقالات تخصصی و آموزشی: یکی از ابزارهایی که برای جذب مخاطب می توانید مورد استفاده قرار دهید، نوشتن مقالات پربار و آموزشی است. این مقاله، در واقع شما و افکار و دیدگاه هایتان را به مشتری یا مخاطب می شناساند و در صورت هماهنگی با نیازها و علائق او، او را به سمت شما جذب میکند. برای تألیف و انتشار مقالات، به چند نکته باید توجه داشت:

از ناشرانی برای تألیف و نشر مقالات تان استفاده کنید که از شهرت کافی برای جذب مخاطب برخوردار باشند. حتی بهترین و پرمحتواترین مقالات هم در صورت تألیف نامناسب، و هم در صورت انتشار از طریقِ مجراهای نامطرح و نه چندان مشهور، هیچ مخاطبی را جذب نخواهند کرد.
حوزه ی فعالیت شما دست کم با زمینه ی کسب و کار شما مرتبط باشد و سوابقِ نشر و تألیف در این زمینه داشته باشد. نمی توان از یک مهندس برق و الکترونیک انتظار داشت که یک بیمار قلب و عروق را جراحی کند!
حواس تان باشد که در پایان مقاله، حتماً نام و نشانی اینترنتی تان را بنویسید. چون اگر مخاطب بعد از مطالعه ی مقاله تان، بخواهد با شما ارتباط برقرار کند، فقط از طریق این نام و نشانی می تواند با شما در ارتباط باشد.

۲- پست الکترونیکی (Email): ایمیل یکی از ابزارهای بسیار رایج و معمول برای بازاریابی الکترونیکی است. در این روش، بعد از تعیین مخاطب و مشتریان بالقوه، و همچنین مشتریانی که پیش از این هم سابقه ی خرید از شما را داشته اند، از طریق ارسال پیام ها،خبرنامه ها و تبلیغات اینترنتی ارتباط برقرار می کنید. با اینکه این روش، یکی از شیوه های قدیمی برای جلب مشتری است، اما همچنان تأثیر خود را حفظ کرده و یکی از ابزارهای کسب اعتبار در میان مشتریان است. از این طریق، هم می توانید مشتریانتان وفادارتری داشته باشید، هم مشتریان جدیدی را جذب کنید، هم روابط خود و کسب و کارتان را با مشتری مدیریت کنید و اینکه مشتریان از شما شناخت بیشتری خواهند داشت و شما را به عنوان یکی از گزینه های آینده ی خود در نظر خواهند داشت. فقط فراموش نکنید که آدرس سایت خود را در انتهای ایمیل های ارسالی تان ذکر کنید.

۳- تبادل لینک: این روش که یکی از روشهای پر کاربرد، حتی در میان کسانی که در زمینه ی بازاریابی الکترونیکی فعالیت ندارند نیز رایج است. در این روش آدرس سایت یا وبلاگ ترجیحاً معروف و پرمخاطبی را در وب سایت خود قرار می دهید و طرفِ مقابل شما نیز آدرس وب سایت شما را در وب سایت یا وبلاگ خودش قرار می دهد. این تبادل لینک ها در سایت های مختلف، باعث شناخته شدن شما و جلب مشتری های احتمالی بیشتر خواهد شد.

۴- شبکه های اجتماعی: با توجه به اینکه شبکه های اجتماعیِ پربازدید هر روز بیشتر از گذشته مشهور و گسترده میشوند، بنابراین صاحبان کسب و کارهای مختلف و فروشندگان کالاها و خدمات میتوانند با عضویت در این شبکه های اجتماعی، با فروش به هر یک از مشتریان بالقوه ای که از این محیط ها بازدید میکنند، میتوانند فروش خود را گسترش دهند. بدین ترتیب که وقتی کسی از شما خرید میکند و از محصول تان رضایت دارد، آن را به فهرست دوستان خود نیز معرفی میکند و در واقع به عنوان یک تبلیغ کننده، محصول شما را به دیگران معرفی و تولید مشتری بیشتر میکند. اگر به موقع دست به کار شوید و خود را در این محیط ها بشناسانید، در آینده ی نزدیک، شاهد تحول چشمگیری در میزان حضور و تماس مشتریان و درآمد و پول سازیِ بیشتر خواهید بود.

خلاصه ی کلام: در واقع باید گفت که با چنین خلاقیت هایی است که میتوان متفاوت از دیگران بود و متفاوت و متمایز بودن، تنها رمزِ بهترین بودن است. برای اینکه بهترین باشید باید تغییر کنید و برای انتخاب روش های بهتر قدم های تازه بردارید و ریسک پذیر باشید. مطالبی که در بالا عنوان شد، تنها گوشه ای از روش های گسترده و متنوع بازاریابی الکترونیکی و اینترنتی است. واضح است که آشنایی با شیوه های نوین در این حوزه از بازاریابی و فروش، نیازمندِ مطالعات و تحقیقات بیشتر و گذراندن دوره های تخصصی در این حوزه و زمینه های مرتبط خواهد بود.

آموزش بازاریابی ایمیلی موثر در ۱۰ گام ساده ولی پرکاربرد

 

آموزش بازاریابی ایمیلی موثر در 10 گام ساده ولی پرکاربرد

بازاریابی ایمیلی دسترسی سریع به اطلاعات تماس و مدیریت آنها به منظور انتقال پیغام های مهم، به روز رسانی ها، نکات و ترفیعات فروش به مخاطبان شما می باشد. متأسفانه اسپم کننده های زیادی وجود دارند که از بازاریابی ایمیلی سوء استفاده می کنند و این رساندن پیام به مخاطبان و برانگیختن آنها را با مشکل مواجه کرده است. مخاطبان ایمیل ها امروزه آگاهی بیشتری پیدا کرده اند، و به راحتی اسپم ها را تشخیص می دهند، این موضوع بازاریابان را وادار کرده است که رویکرد خلاقانه تری نسبت به پیغام های خود داشته باشند.
به دلیل تجارب تلخی که مردم از ایمیل های اسپم داشته اند، بازاریابی ایمیلی جایگاه مناسبی در استراتژی های بازاریابی آنلاین ندارد. مطالبی که راجع به بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) و لینک سازی وجود دارد، بسیار بیشتر از استراتژی های بازاریابی ایمیلی می باشد. اگرچه استراتژی های SEO برای حضور اینترنتی شما و ورود مشتریان به وبسایت شما بسیار اهمیت دارد، اما به اندازه هدف قرار دادن مستقیم مشتریان موجود شما (که ایمیل هایشان را دارید) مؤثر نیستند.

در اینجا به ۱۰ گام ساده برای اجرای مؤثر یک فعالیت بازاریابی ایمیلی اشاره می کنیم:
۱. انتخاب یک ارائه دهنده خدمات بازاریابی ایمیلی
مهم ترین کاری که باید انجام دهید، بررسی ارائه دهندگان خدمات بازاریابی ایمیلی و انتخاب یکی از آنهاست. قطعاً ما وقت و پول کافی برای اجرای دقیق و کامل بازاریابی ایمیلی نداریم. بنابراین برای اینکه کارتان راحت تر شود می توانید از یکی از ارائه دهندگان خدمات بازاریابی ایمیلی نظیرAWeber، MailChimp و Constant Contact استفاده کنید.
۲. پایگاه داده موجود خود را مرتب کنید.
اگر تاکنون وبسایتی داشته اید، احتمالاً حجم عظیمی از اطلاعات تماس دارید که توسط وبسایت یا نیروهای فروش شما جمع آوری شده است. این داده ها را مرتب، اطلاعات منقضی را حذف و اطلاعات آنها را تکمیل کنید. از مفید ترین ابزارهای به روز رسانی اطلاعات تماس و رسیدگی به آدرس ایمیل ها می توان به Jigsaw، D&B و StrikeIron اشاره کرد.
۳. مخاطبان را وارد لیست Opt-In کنید.
هرچه ایمیل های بیشتری به افرادی بزنید که در لیست Opt-In قرار ندارند، برای قبول لیست شما توسط ارائه دهنده خدمات ایمیلی با مشکل بیشتری مواجه می شوید. بهترین مخاطبانی که می توانید به آنها ایمیل بزنید، مخاطبان Opt-In شما می باشند. در اینجا به خلاقانه ترین راه ها برای جذب مردم به وارد کردن ایمیل خود در لیست ایمیل های شما (Opt-In) اشاره می کنیم:
• در صفحات مرتبط وبسایتتان مکانی برای عضویت در خبرنامه تخصیص دهید.
• لینکی بر روی امضای ایمیلتان قرار دهید، تا به مخاطبان یاد آوری شود که می توانند در لیست Opt-In قرار بگیرند.
• فیلد Opt-In را به فرم های درخواست خود اضافه کنید.
• یک لینک Opt-In بر روی تأییدیه های سفارشات و تحقیقات مشتریان که ارسال می کنید، قرار دهید.
۴. اطلاعات تماس خود را سازماندهی کنید.
یکی از متداول ترین مواردی که معمولاً در بازاریابی ایمیلی نادیده گرفته می شود، بخش بندی لیست ها است. اگر نتوانید به درستی اطلاعات تماس خود را بخش بندی کنید، در نتیجه بعد از فرستادن ایمیل ها با نرخ کلیک و نرخ پاسخ پایین تری مواجه خواهید شد. برخی فیلدهای متداول برای بخش بندی لیست ها شامل موارد مکان، صنعت و راه آشنایی (رسانه های مختلف) می شود.
۵. هدف فعالیت بازاریابی خود را تعیین کنید.
اغلب شرکت ها مخلوطی ازاخبار شرکت، به روز رسانی ها، نکات و ترفیعات فروش را در یک پیغام نامنظم ارسال می کنند. به جای این کار، با تیم بازاریابی و فروش خود به دقت هدف هر پیام را بررسی کنید تا بتوانید ظاهر آنرا به درستی طراحی کنید و آنرا به بخش مناسبی از لیست خود ارسال نمایید. شما می توانید اهداف فعالیت های بازاریابی تان را به صورت خلاقانه ای اطلاع رسانی کنید:
• محتوایی فراتر از اطلاعاتی که تا کنون داشته اید، ایجاد کنید.
• یک محصول یا خدمت خاص را برای بازگشت مشتریان موجود تبلیغ کنید.
• ترافیک را به صفحات و مقالات جدید وبسایتتان بیاورید.
۶. در طراحی ها زیاده روی نکنید.
یک قانون کلی در بازاریابی وجود دارد: هر چیزی ساده تر باشد، اثر گذاری آن بیشتر است. این قانون در مورد طراحی نیز صادق است. بهتر است طرح ایمیل ساده باشد. در زیر به بعضی نکات برای تأثیر گذاری بیشتر ایمیل ها اشاره می کنیم:
• به جای عکس بیشتر از متن استفاده کنید.۸۰ % متن، ۲۰ % عکس، نسبت معقولی است.
• یک درخواست انجام فعالیت (call to action) هم به شکل لینک متنی و هم به شکل گرافیکی داشته باشید.
• از عناصر طراحی به گونه ای استفاده کنید که توجه را بیشتر به مهمترین بخش های پیام شما جلب کند.
• عنوان صفحه، محتوای پیام و درخواست انجام فعالیت (CTA) نسبت به عناصر زیبا کننده نظیر عکس ها اهمیت بیشتری دارند.
۷. در محتوای خوب سرمایه گذاری کنید.
اگر قرار باشد فقط در یک چیز سرمایه گذاری مالی و زمانی کنید، آن چیز محتوای پیام ایمیل شما می باشد. اگر نویسنده خوبی نیستید، شخصی که در نوشتن محتوای مؤثر، تخصص دارد را استخدام کنید. اگر ترجیح می دهید که خودتان این کار را انجام دهید، عضو بعضی از خبرنامه های حرفه ای نظیر Chris Borgan، Copyblogger و SEOMoz شوید تا از کسانی که این کار را به خوبی انجام می دهند، الگو برداری کنید.
۸. بر روی عنوان مطلب تمرکز کنید.
شبیه محتوای خوب، یکی از مهم ترین عناصر بازاریابی ایمیلی موفق، عنوان مطلب است. اگر عنوان مطلب شما ضعیف باشد، در نتیجه ایمیل شما هرگز باز نخواهد شد و حتی ممکن است به عنوان ایمیل اسپم تلقی شود. در زیر به برخی نکات برای انتخاب عنوانی که شانس بیشتری برای باز شدن دارند، اشاره می کنیم:
• از واژه های اسپمی نظیر «تضمین»، «مجانی»، «همین الان تماس بگیرید»، «فوری» و «حالا سفارش دهید» کمتر استفاده کنید.
• کمتر از ۵۰ حرف باشد (با خط فاصله ها)
• نام شرکت/برند شما در آن باشد
• به یاد ماندنی، جالب، جذاب و قابل پیگیری قانونی باشد
۹. از یک نرم افزار پیگیری استفاده کنید. قبل از اینکه هر پیامی را بفرستید، یک برنامه مناسب برای پیگری نصب کنید تا بتوانید اثربخشی هر ارسال را ارزیابی کنید. این کار به حداکثر سازی بازگشت سرمایه، کمک می کند. بعضی از معیارهایی که شما باید در داشبورد ارائه دهندگان خدمات ایمیلی یا تجزیه تحلیل وبسایت نظیر Google Analytics بررسی کنید شامل موارد زیر می شود:
• Deliverability: نرخ کانتکت هایی که واقعاً پیام شما را دریافت کرده اند.
• Open rate: نرخ کانتکت هایی که ایمیل شما را باز کرده و پیام شما را دیده اند
• Click through rate: نرخ کانتکت هایی که درخواست انجام فعالیت و لینک هایی که در پیام گذاشته اید را کلیک کرده اند.
• Conversation rate: نرخ کانتکت هایی که اقدام به درخواست یا خرید کرده اند یا بعد از دیدن پیام وارد وبسایت شده اند.
۱۰. آزمون و اصلاح کنید.
هر قدر ما به شما توصیه کنیم، باز هم بهترین نتایج به اقتضای شرایط کاری شما بدست می آید. بهترین راه برای رسیدن یک ترکیب بهینه از طراحی، محتوا و . . . پیگیری و آزمون ترکیب های مختلف می باشد. برخی از عناصر اصلی که همیشه باید آنها را پیگیری، آزمون و اصلاح کنید شامل موارد زیر می شود:
• عنوان مطلب
• سبک، لحن و متنی که استفاده می کنید
• سایز، رنگ و فرمت فونت ها
• درخواست انجام فعالیت (CTA)

کارآفرین شدن ساده است !

 

کارآفرین شدن ساده است !

کارآفرین شدن ساده است !

کارآفرین و کارآفرینی واژه شیرینی است و در حال حاضر صحبت‌های زیادی درباره‌ی رها کردن شغل فعلیتان، دنبال کردن رویاهای‌تان، کسب درآمد حتی در زمان خواب و زندگی همراه با شور و هیجان می‌شنوید. و گاهی آنچنان مدهوش این داستان‌ها می‌شوید که تصمیم می‌گیرید بعد از نوشیدن فنجان چای‌تان بروید و کسب و کار خود را راه بیندازید.

همه‌ی این‌ها فوق‌العاده هستند. اما، چیزهای زیادی وجود دارند که کارآفرینان مشتاق نمی‌شنوند. چیزهایی هستند که هیچ‌کس درباره‌ی شروع یک کسب و کار به شما نخواهد گفت، و من فکر می‌کنم وقت آن رسیده‌است که یک نفر آنها را با شما در میان بگذارد.

پیشنهاد می کنیم این مطلب را هم مطالعه کنید: چگونه استارتاپ خود را با آمادگی بیشتری راه اندازی کنیم؟

پس با من همراه باشید تا ۱۰مورد از مواردی که ممکن است هیچکس به شما نگوید را به شما بگویم.

۱- برای شروع کسب و کار خود به اندازه‌ی کافی خوب هستید اما برای برنده شدن هنوز آماده نیستید.

شما باید همیشه پیشرفت کنید و برای کارتان وقت بگذارید تا هر روز بهتر از روز قبل باشید. نباید آن‌قدر صبر کنید تا قبل از شروع کار تمام دانش لازم را کسب کنید (شما باید همیشه در حال کسب دانش باشید)، اما قبل از رسیدن به جایی که مد نظرتان است، باید بیش‌تر از آن‌چه اکنون می‌دانید، یاد بگیرید.

مهارت‌ها و استعدادی که همین حالا دارید، برای شروع کمک‌تان می‌کند، اما برای موفقیت باید بهتر شوید. شما نمی‌توانید به پیروزی برسید اگر هرگز مهارت‌هایی که شما را به این کار کشاند، بهبود ندهید.

۲- شما باید خود را در اولویت قراردهید.

اگر نتوانید از خودتان مراقبت کنید، نمی‌توانید از دیگران نیز مراقبت کنید. این مراقبت شامل آموزش، هدایت، تربیت، راهنمایی و هر کار دیگری که برای رهبری کردن لازم است، می‌شود. اگر نتوانید خودتان را هدایت کنید، قادر به هدایت دیگران نیز نخواهید بود.

شما همچنین باید وظایف و فعالیت‌هایتان را اولویت‌بندی کنید، این کار باعث می‌شود به اهداف خود برسید. زمانی که یک کسب‌وکار جدید را شروع می‌کنید، نه تنها باید بدانید انجام چه کارهایی لازم است، بلکه باید متوجه باشید که خودتان باید این کارها را انجام دهید و مطمئن شوید که تمام کارها در پایان روز تکمیل می‌شوند.

این شما هستید که باید پایتان را از روی ترمز بردارید و گاز بدهید!

۳- شما باید نخستین مشتری خودتان باشید.

اگر از محصولات و خدمات خودتان استفاده نمی‌کنید، چرا دیگران باید استفاده کنند؟ به علاوه، با استفاده از محصولات خودتان، می‌توانید آنها را آزمایش و ارزیابی کنید، و دقیقا بدانید که سری دوم محصولات‌تان چه‌طور باید باشند.

بهترین سر‌آشپزها کسانی هستند که غذا را قبل از فرستادن به میز مشتری، امتحان می‌کنند. درباره‌ی خودم هم باید بگویم که، مشاورها آن‌چه که به ارباب رجوع خود یاد می‌دهند، به کار نمی‌برند. اگر می‌خواهیم در کسب‌وکار خود موفق شویم، باید این روند را تغییر بدهیم؛ اگر می‌خواهیم دیگران محصولات ما را استفاده کنند، باید خودمان هم از محصولات‌مان استفاده کنیم.

۴- شما باید بزرگ‌ترین طرفدار خود باشید.

اگر خودتان از خودتان حمایت نکنید، چرا دیگران باید چنین کاری بکنند؟ در آغاز، باید بزرگ‌ترین طرفدار خودمان باشیم. باید تیم حمایتی خودمان باشیم. باید از خودمان حمایت کنیم و از آن‌چه باور داریم دفاع کنیم.

گاهی اوقات ممکن است یکه و تنها باشید، اما برای شروع تنها بودن غیرقابل اجتناب است. من اغلب کارآفرینانی را می‌بینم که از ترویج و تبلیغ خود هراس دارند. آنها می‌ترسند که “متکبر” خطاب شوند یا به عنوان آدم‌هایی شناخته شوند که بی‌شرمانه خود را تبلیغ می‌کنند.

۵- بیش از تصورتان باید کار و تلاش کنید.

ابدا شوخی نمی‌کنم! موفق شدن (نه فقط در کسب‌وکار بلکه در ورزش، زندگی، عشق و غیره) زمان، تلاش، خون دل خوردن، عرق ریختن و اشک‌های زیادی می‌طلبد؛ احتمالا بیش‌تر از آن‌چه تصورش را دارید!

اگر هنوز کارتان را شروع نکرده‌اید، در مرحله‌ی “ماه عسل” تلاش برای خلق کسب‌وکار جدیدتان به سر می‌برید. ذهن‌تان حول قدم زدن در ساحل، دیر خوابیدن، گشتن دور دنیا و غیره می‌چرخد، اما در واقعیت چنین چیزی وجود ندارد. روزهای طولانی، شب‌های طولانی، هفته‌های طولانی، آخر هفته‌های طولانی، همه و همه صرف ساختن رویا و زندگی جدیدی می‌شود که برایتان خوشبختی به همراه دارند.

غلو نمی‌کنم، اما دیروز من ۱۸ ساعت به طور پیوسته کار کردم. در نهایت، خسته شدم، اما عاشق کل فرآیند بودم. دیدگاه من این است که انجام هر کار ارزشمندی، تلاش زیادی می‌طلبد و شما نه تنها باید در خودتان بلکه برای موفقیت کسب‌وکارتان سرمایه‌گذاری کنید.

۶- چیزهایی وجود دارند که باید کنار بگذارید، اگر می‌خواهید پیروز شوید.

تقریبا هر هفته با یک نفر صحبت می‌کنم که می‌خواهد کسب و کار جدیدی را شروع کند یا کسب‌وکار فعلی خود را بهبود دهد؛ اما خواهان فداکاری و حذف بعضی چیزها از برنامه‌ی زمانی خود نیست. قطعا در تقویم شما چیزی وجود دارد که (هر چه که باشد! ) باید آن را ابطال یا حذف کنید، اگر می‌خواهید برای تحقق رویا و کسب‌وکارتان زمان صرف کنید.

بله، شما می‌توانید زمانی را برای استراحت، گذراندن با خانواده، دوستان، بچه‌ها و غیره برنامه‌ریزی کنید، در واقع باید هم چنین کاری بکنید، اما اگر می‌خواهید موارد قابل حذف را به دقت بررسی کنید، بهتر است روی کارهایی تمرکز کنید که باید انجام بپذیرند.

۷- نخستین‌ ایده‌ی شما لزوما بهترین ایده‌ی شما نیست!

ایده‌ها فراوان و ارزان هستند. اگر برای شروع یک کسب و کار برنامه‌ریزی می‌کنید، مواقعی پیش می‌آید که تصور می‌کنید ایده‌تان یک ایده‌ی نسبتا خوب است. نمی‌خواهم بگویم که این‌طور نیست، در حقیقت شاید ایده‌ی خوبی باشد. اما باید بگویم که نخستین ایده‌های من معمولا بهترین ایده‌هایی که دارم نیستند.

نخستین ایده‌ی شما برای عنوان یک مطلب در وبلاگ، طراحی وب‌گاه یا یک محصول جدید هر چه که باشد مشکلی نیست زیرا بعدها می‌توان آ‌نها را با موارد بهتری جایگزین کرد. در هنگام تولید محصولات کسب تجربه می‌کنید و متوجه می‌شوید که با گذشت زمان ایده‌های شما بالغ‌تر و بهتر می‌شوند. در کنار گذاشتن ایده‌های اولیه‌تان راحت باشید و اجازه بدهید که ایده‌هایی بهتر در ذهن‌تان تولد بیابند.

۸- محصول و یا خدمات شما برای همه نیست، و قرار نیست همه مشتری شما باشند!

در شروع کار، تصور می‌کردم چیزی که قرار است ارائه بدهم به درد همه می‌خورد. در حالی که این‌طور نبود و من برای شناختن مشتری ایده‌آل خودم، کسی که کسب‌وکار من را تضمین می‌کند، زمان صرف کردم و یاد گرفتم که قرار نیست به همه خدمت‌رسانی کنم. “همه” بازار هدف شما نیستند، اما شخص خاصی که مشکل خاصی دارد می‌تواند بازار هدف شما باشد.

به جای تلاش برای متقاعد کردن کسی که از نظر شما ارزش‌ توجهی که به او می‌کنید را دارد، کسانی را پیدا کنید که از قبل آن را می‌شناسند.

۹- تقویم خود را از هیجانی پویا پر کنید.

زمانی که برای شخص دیگری کار می‌کنید، ممکن است روزهای زیادی را بیکار باشید. بیایید صادق باشیم، شما وقتی کارمند هستید، احتمالا می‌توانید کار خود را در نیمی از زمانی که برای انجام آن اختصاص داده‌اید، کامل کنید، درست است؟

نگران نباشید، قرار نیست شما را محاکمه کنم. من سابقا می‌توانستم کارم را حتی در خواب هم انجام بدهم. اگر می‌خواهید کسب و کار خودتان را شروع کنید، باید هر لحظه از روز خود را به طور کامل در اختیار بگیرید و فقط چیزهایی را در برنامه‌ی زمانی خود وارد کنید که برای رسیدن به اهداف‌تان مفید هستند. عشق ورزیدن به کلمه‌ی قدرتمند “نه” را یاد بگیرید و احساس خوبی نسبت به آن داشته باشید.

۱۰- شما باید عده‌ای از اطرافیانتان را کنار بگذارید

شما بدون ترک کردن جایی که در آن قرار دارید، نمی‌توانید به جای دیگری برسید، و گاهی اوقات این دوستان شما هستند که مانع جلو رفتن شما می‌شوند. قرار نیست همه در این سفر شما را همراهی کنند، و مشکلی هم نیست. دوستان واقعی شما در کنارتان می‌مانند و باقی دور خواهند شد. اگر دور نشوند، باید رشته‌های ارتباطی بینتان را قطع کنید و آنها را پشت سر بگذارید.

استارتاپ (startup) | اصطلاحات استارت‌آپ و کارآفرینی

 

استارتاپ (startup) | اصطلاحات استارت‌آپ و کارآفرینی

استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برای کسب‌و‌کار ارائه می‌دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور دانشگاه استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا کردن یک مدل کسب‌و‌کار تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر راه‌اندازی می‌شود. البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند.

از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است ؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند.

اصطلاحات رایج در استارتاپ

افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم.

Lean Startup

متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد.

Unicorn Startup

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox و Pinterest اشاره کرد.

بنیان‌گذار استارتاپ (Founder)

به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.

شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators)

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند.

استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند.

استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

تجارت B2B

این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد.

تجارت B2C

تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند.

تجارت C2C

نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند.

سرمایه‌ی بذری (Seed Funding)

همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود.

واگذاری (Vesting)

به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.

بنچمارک (Benchmark)

به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.

بوت‌استرپ (Bootstrapped)

زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است.

وام موقت (Bridge loan)

این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند.

فروش (Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود.

سرمایه (Capital)

به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.

دو دلیجنس (Due diligence)

به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد.

بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)

همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.

خروج (Exit)

برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&AA اتفاق می‌افتد.

آی‌پی‌او (IPO)

زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست.

 مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد.

توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA)

NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند.

پیوت (Pivot)

زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود.

مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.

نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS)

به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود.

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم

شما برای ساختن یک استارتاپ موفق به ۳ چیز احتیاج دارید: ایده‌ی ساختن محصولی که مشتری‌ها واقعا به آن علاقه داشته باشند، پیدا کردن یک هم‌بنیان‌گذار و کم کردن هزینه‌ها تا جای ممکن. اکثر استارتاپ‌هایی که شکست می‌خورند، معمولا در عمل کردن به یکی از این ۳ مورد ناموفق هستند. درواقع شما به یک ایده‌ی خاص و عالی برای شروع کردن استارتاپ خود نیازی ندارید. کافی است تکنولوژی جدیدی به کاربران معرفی کنید که در حال حاضر از آن برخوردار نیستند. این تکنولوژی جدید باید بتواند نیازهای آن‌ها را به بهترین نحو از بین ببرد. در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه‌اندازی استارتاپ بخوانید.

۱- ببینید دنیا چه چیزی کم دارد

اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که سیستم‌های تاکسیرانی قبل از پیدایش Uber بسیار کسالت‌آور بودند. یا اینکه قبل از پیدایش اسپیس‌ایکس مردم علاقه‌ی چندانی به فضا نداشتند. شما نیز باید فکر کنید و ببینید چه چیزی در دنیا کم است و سعی کنید ایده‌ی جدیدی برای آن ارائه دهید.

۲- آن را یادداشت کنید

مهم نیست که چقدر باهوش هستید. مطمئنا بعد از گذشت مدتی برخی جزئیات ایده‌ی خود را فراموش خواهید کرد. افکار شما و مکالماتی که در این زمینه با دیگران انجام می‌دهید بسیار ارزشمند هستند پس تمام افکار و جزئیات مکالمات خود را یادداشت کنید.

۳- یک نمونه‌ی اولیه بسازید

بسیاری از ایده‌های خلاقانه‌ی ما حتی بهترین‌ها، متأسفانه هیچ موقع به دنیای واقعی وارد نمی‌شوند و شما حتی اگر آن‌ها را یادداشت کنید، بازهم بعد از گذشت مدتی فراموششان خواهید کرد. تنها چیزی که می‌تواند مانع از فراموش شدن آن‌ها شود، تهیه‌ی یک نمونه‌ی اولیه است. آن‌ها را برنامه‌نویسی کنید یا به‌صورت فیزیکی طراحی کنید و بسازید. بسیاری از مردم در همین مرحله متوقف می‌شوند بنابراین اگر بتوانید از آن گذر کنید، یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود.

۴- نمونه‌ی اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهید

حالا شما باید از نقطه‌ی آسایش خود خارج شوید و نمونه‌ی اولیه خود را به دیگران نشان بدهید و نظر آن‌ها را جویا شوید. بهتر است این ۱۰۰ نفر از میان افراد کاملا ناشناس انتخاب شوند تا شناختن شما در بازخوردشان نسبت به محصول تأثیری نگذارد. چرا ۱۰۰ نفر؟ زیرا شما در این مرحله به چشم‌اندازی وسیع برای بازخوردها احتیاج خواهید داشت.

۵- تکرار کنید

مردم کمی هستند که در اولین تلاش خود موفق می‌شوند و شانس اینکه شما جزو این دسته باشید بسیار کم است. بنابراین خودتان را برای طراحی کردن مجدد همه چیز کنید.

۶- یک هم‌بنیان‌گذار (Co-Founder) پیدا کنید

زمانی که احساس کردید نمونه‌ی اولیه‌تان به نتیجه رسیده است، به دنبال یک شریک بگردید تا حاضر باشد سال‌های عمر خود را صرف عملی کردن این ایده کند.

۷- کسب‌و‌کار خود را ثبت کنید

بعد از صحبت کردن با شریک یا شرکای خود و تعیین توافقات، بهتر است شرکت خودتان را ثبت کنید.

۸- به دنبال سرمایه‌گذار باشید و اولین نسخه را تولید کنید

اگر بودجه‌ی کافی برای تولید کردن اولین نسخه از محصول خود ندارید، بهتر است یک سرمایه‌گذار پیدا کنید. بهتر است در حین پیدا کردن سرمایه‌گذار کار تولید را متوقف نکنید؛ زیرا هر استارتاپی نمی‌تواند بودجه‌ی مورد نظر خود را از سرمایه‌گذاران دریافت کند.

۹- راه‌اندازی کنید

هرچقدر نسخه‌ی اولیه‌تان ناقص بود، آن را راه‌اندازی کنید. ویژگی‌های اضافه، واسط کاربری بهتر، افزایش سرعت اجرا و دیگر موارد مربوط به بهینه‌سازی از جمله مواردی هستند که می‌توانند در آینده نیز به محصول اصلی اضافه شوند.

۱۰- با کاربران همراه باشید

مشتری‌های خود را تحت نظر داشته باشید و ببینید آیا برمی‌گردند یا خیر. اگر برنگشتند، علت را پیدا کنید.

۱۱- دوباره راه‌اندازی کنید

هر چقدر احتیاج بود، محصول خود را بعد از اعمال تغییرات دوباره راه‌اندازی کنید. حتی اگر مشاهده کردید که تعداد کمی از مردم دوباره به شما مراجعه کردند، باز هم به کارتان ادامه دهید؛ زیرا این یعنی در حال تولید یک محصول باارزش هستید.

۱۲- محصول را به ۱۰۰۰ نفر نشان دهید

شاید رقم بالایی به نظر نرسد؛ اما اولین ۱۰۰۰ نفر نقاط ضعف محصول شما را شناسایی خواهند کرد. از آنجایی که شما هنوز ناشناخته هستید، شاید لازم باشد این افراد را به‌صورت دستی استخدام کنید. هیچ ایرادی ندارد حتی اگر شده لپ‌تاپ آن‌ها را قرض بگیرید و وب‌سایت‌ خود را به آن‌ها نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید.

۱۳- رشد کنید

پاول گراهام، دانشمند علوم کامپیوتر و سرمایه‌گذار، استارتاپ‌ها را تشویق می‌کند که در هفته ۵ درصد رشد داشته باشند. اگر ۴ سال به همین ترتیب ادامه دهید، در طی گذشت این مدت به تعداد ۲۵ میلیون کاربر خواهید رسید. به‌ عبارت‌ دیگر، تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین استارتاپ‌ها خواهید شد.

۱۴- به موفقیت برسید

شما می‌توانید شرکت خودتان را به شخص دیگری بفروشید یا سرمایه‌گذاران را قانع کنید که با شما همکاری کنند. شما تا اینجا موفق شده‌اید استارتاپ خود را به نتیجه برسانید؛ بعد از این به خودتان بستگی دارد که بخواهید آن را ادامه دهید یا آن را به صاحبان جدیدش واگذار کنید.

سرمایه­ گذاری خطرپذیر (Venture Capital) چیست؟

 

سرمایه­ گذاری خطرپذیر (Venture Capital) چیست؟

سرمایه­ گذاری خطرپذیر (Venture Capital) چیست؟

سرمایه­ گذاری خطرپذیر یا VC که مخفف واژه Venture Capital است، عبارت است از تأمین سرمایه برای شرکت ها و کسب و کارهای نوپا (استارت آپ) و کارآفرین و عموما دانش بنیان که مستعد جهش و رشد ارزش و البته خطر فراوانی هستند. این شرکت ها در مراحل ابتدایی رشد و تکامل اقتصادی خود، مورد توجه سرمایه گذارانی هستند که با وارد کردن سرمایه خود، شکاف سرمایه و کمبود نقدینگی شرکت های کارآفرین را جبران می‌کنند و در گروه سهام داران آن‌ها قرار می‌گیرند. سرمایه گذار خطر‌پذیر با مدیریت فعالانه و برنامه‌ریزی در توسعه مدل‌های راهبردی، در کسب و کار هدف و ارزش افزوده و افزایش قیمت سهام این شرکت ها نقش مهمی ایفا می‌کند. رونق و توسعه فعالیت‌های سرمایه گذاری خطر‌پذیر موتور محرکه و محور اصلی رشد محصولات جدید و نوآوری در عرصه فناوری است. در واقع شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر (VC Firm) یک شرکت متخصص در امور مالی و سرمایه گذاری است که در شرکت های رو به رشد و غالبا دانش بنیان سرمایه گذاری می کند.

سرمایه خطرپذیر سرمایه‌ای است که نهاد‎های خصوصی یا دولتی و اشخاص حقیقی به همراه کمک های مدیریتی، در اختیار شرکت های جوان، کوچک، به سرعت در حال رشد، دارای آتیه اقتصادی و عموما دانش بنیان قرار می‌دهند. سرمایه خطر پذیر، از منابع مهم تأمین مالی شرکت های کوچک و نوپا است. به بیانی می‌توان گفت شرکت های برزگ و دارای منابع مختلف، پول و تجارب مدیریتی را در اختیار شرکت های در حال رشد قرار می‌دهند و آن‌ها هم این امکانات را برای تبلیغات، پژوهش، ایجاد زیرساخت و تولید محصول استفاده می‌کنند. شرکت سرمایه گذار را شرکت سرمایه گذار خطرپذیر (Venture Capital Firm) و پولی که به شرکت در حال رشد داده می‌شود را سرمایه خطرپذیر (Venture Capital Fund) نامند. شرکت­ های VC عموماً در شرکت هایی سرمایه گذاری می‌کنند که به تکنولوژی و محصولی جدید یا روش کار جدیدی دست پیدا کرده باشند، و یا روش و خدمتی را به شیوه‎ای نوین و دانش بنیان و اثربخش و متفاوت ارائه می‎کنند. این سرمایه گذاران در ازای پولی که سرمایه گذاری می‌کنند، سهام آن شرکت را تصاحب می‌کنند و از این طریق خلق ثروت می‌کنند. در رویکرد رایج در دنیا، سرمایه سرمایه گذاری شده، معمولاً هنگامی که سهام آن شرکت عرضه عمومی می‌شود، نقد می‎گردد.

به طور کلی شرکت های سرمایه گذاری خطر پذیر، شهرک های نوپا و دانش بنیان را از ابعاد مختلفی چون اندازه شرکت، نوع صنعت، افق سرمایه گذاری، مقدار خطر، منطقه فعالیت، دوره سرمایه گذاری و … بررسی می کنند. به این ترتیب گستره فعالیت های سرمایه گذاری بسیار وسیع است.

ویژگی های مهم صندوق های سرمایه گذاری خطر پذیر:

مشارکت در مدیریت شرکت‌ها

سرمایه ‌گذاران که عموما باتجربه و دارای شم تجاری و اقتصادی بالا هستند، با اتکا به تجربه‌های حاصل از کمک به شرکت‌های مشابه، با مشارکت در مدیریت شرکت‌های سرمایه­ پذیر نوپا، به ایجاد ارزش افزوده می پردازند و نقش کارآفرینی پررنگتری از نقش تامین کنندگی منابع مالی ایفا می کنند.

ارزیابی همه ­جانبه

سرمایه ها بیشتر در شرکت های نوپا و دانش بنیانی سرمایه گذاری می شود که رشدی سریع دارند. اما همواره می بایست جهت سنجش توان طرح ها و شرکت ها از نظر موفقیت ارزیابی هایی در مورد وضعیت بازار، مدیریت، فناوری و … صورت گیرد.

خطر‎پذیری

خطر‎پذیری نقش بسزایی در توسعه تکنولوژی دارد. خطر پذیری به مجموعه شرایطی وابسته است که یکی از آنها ایجاد مشوق‌هایی برای سرمایه داران صندوق هاست تا درقبال سرمایه گذاری های مطمئن پاداش دریافت نمایند و در قبال شکست بی تفاوت نباشند.

مشارکت در مالکیت شرکت ها

زمانی که صندوق‌ های سرمایه گذاری خطرپذیر در مالکیت شرکت ها سهیم می شوند، از هر ابزاری برای کمک به موفقیت این شرکت ها استفاده می‌کنند. مشاوره‌های متعدد در کمک به شرکت های نوپای دانش بنیان و مبتنی بر تکنولوژی و نوآوری مطرح می‌گردد و این کار به‌معنای پیوند نظام­مند ایده و تخصص کارآفرینان جوان با تجربه و شم تجاری کارشناسان صندوق های سرمایه گذاری است.

انگیزه سودآوری سرمایه گذاری خطرپذیر

صندوق که سرمایه خود را در طرح‌های نوآورانه و دانش بنیان و در عرصه تکنولوژی های پیشرفته در معرض خطر قرار می‎دهد، برنامه نسبتا طولانی برای کسب سود بیشتر دارد و عموما سود مورد نظر صندوق‌ سرمایه گذاری خطر پذیر، از محل افزایش ارزش سهم مالکیت آن‌ها در زمان فروش حاصل می‎شود و کمتر از راه درآمد جاری شرکت ها.

وجه به شرکت های نوپا

در مرحله ابتدایی معمولا کارآفرینانی با ایده‌ها و نوآوری های جالب وجود دارند و در بسیاری از موارد، حتی ساماندهی مناسبی در قالب شرکت ندارند. پس ارزیابی ظرفیت کارآفرینان جوان با ایده های دانش بنیان و نوآورانه بسیار دشوار است و خواهان مهارت‌های ویژه‌ای با افق زمانی سودآوری بلندمدت می‎باشد. عموما جهت گیری سرمایه گذاری صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر (VC-Venture Capital) بیشتر به سمت شرکت های نوپا و نوآور است.

دیدگاه بلند مدت

خطرپذیری برای کسب سود بدون در نظر داشتن دیدگاه بلند مدت امکان پذیر نمی‌باشد. اساسا دیدگاه کوتاه‌مدت در توسعه تکنولوژی و نوآوری جایی ندارد و اگر دیدگاه کوتاه مدت بر صندوق‎ سرمایه گذار خطرپذیر حاکم شود، این صندوق ها از مفهوم سرمایه گذاری خطرپذیر دور می‌شوند. صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر عموما دیدگاه بلند مدت دارد.

مدیریت حرفه‌ای

تصمیم‌گیری درباره انتخاب پروژه های مناسب برای سرمایه گذاری از اهمیت خاصی برخوردار است و باید به گونه‌ای باشد که بازگشت سرمایه را به بالاترین میزان برساند و از خطر موجود به میزان زیادی بکاهد. مدیریت در صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر بگونه ای است که کاهش خطر از طریق مشارکت در پروژه ­های متعدد دنبال می­ شود و نه از طریق مشارکت کردن در پروژه ­های کم­ خطر.

کوچ (coach) کیست، کوچینگ (coaching) چیست؟

 

کوچ (coach) کیست، کوچینگ (coaching) چیست؟

کوچ (coach) کیست، کوچینگ (coaching) چیست؟

کوچینگ شیوه ای است نوین و رو به رشد برای کمک به افراد و گروه ها در جهت بهبود، پیشرفت، یادگیری مهارتهای جدید، تشخیص راههای رسیدن به موفقیت های فردی و گروهی ، دستیابی به اهداف و مدیریت نقاط عطف زندگی و چالش ها.
 

کوچ (coach) کیست ؟

کوچ‌ها نه معلم هستند، نه روان شناس و نه مشاور، آنها در حقیقت تسهیل گرانی هستند که به شما کمک می‌کنند به آگاهی برسید و مسائلی را خودتان کشف کنید و یاد بگیرید. کوچ‌ها هرگز شما را نصیحت نمی‌کنند و به شما راهکار ارائه نمی‌دهند، بلکه آنها با استفاده از ابزارهایی کارآمد در حرفه خود (مانند گوش دادن فعال، پرسیدن سوالات موثر و قدرتمند و بازخورد)، به شما کمک می‌کنند تا نقشه راه را برای پیشبرد اهدافتان تعیین کنید یا پازل‌های درونی که موجب بروز مسائلی در زندگی شما شده‌اند را کنار هم ببینید و به نتیجه برسید.  کوچ‌ها در حقیقت به افراد کمک می‌کنند که خودشان با رسیدن به آگاهی و پاسخ‌ها، میان آن کسی که هستند و آن کسی که می‌خواهند باشند پلی ایجاد کنند. کوچ‌ها به افراد کمک می‌کنند تا افکار و پیچیدگی‌های ذهن خود را خودشان سر و سامان دهند، ساده کنند و به شفافیت برسند.

آنها با گوش دادن فعال و عمیق به صحبت‌های مراجعه‌کننده، پرسیدن سوالات قدرتمند و موثر، ارائه بازخورد‌های موثر از آنچه که از صحبت‌های مراجعه‌کننده متوجه شده‌اند، ایجاد رابطه‌ای بی واسطه، عمیق و صمیمی با مراجعه‌کننده و پشتیبانی وی به او کمک می‌کنند تا مسیر صحیح و مناسبی را برای زندگی خود تعیین کند.  یکی از بارزترین ویژگی‌های جلسات کوچینگ این است که مراجعه‌کننده کاملا در آن آزاد و صاحب اختیار است. کوچ‌ها هرگز برای شما انتخاب نمی‌کنند و تصمیم نمی‌گیرند، بلکه این خود شما هستید که کل روند جلسه را تعیین می‌کنید و پیش می‌برید. در این حین کوچ برای شما نقش حامی جهت شفاف‌سازی ذهن و مسیر را بازی می‌کند تا شما به نقطه مورد نظر و مطلوب خود برسید.  بسیاری از افراد گرفتن راهکار از شخصی دیگر را ساده‌تر می‌دانند تا اینکه خودشان فکر کنند و به راه حل برسند اما این راه ساده ایرادات مخصوص به خود را نیز به همراه دارد:

۱- خیلی وقت‌ها بهترین پاسخ‌ها نزد خود شما است و نه یک مشاور. در این‌صورت بهترین راه این است که خود شما به کمک یک کوچ به آن پاسخ‌ها دست یابید زیرا اگر مشاور به شما پاسخ‌ها را بگوید، این کار بیشتر جنبه نصیحت پیدا کرده و چندان تاثیری بر شما نمی‌گذارد و به بیانی دیگر، برای شما ناملموس است. اما در پروسه کوچینگ شما تا جایی پیش می‌روید که خودتان به پاسخ می‌رسید و اگر درکی صورت نگیرد، حداقل، فهمی از آن را پیدا می‌کنید.

۲- خیلی وقت‌ها لازم است که برای برخی از موضوعات خود، برنامه‌ای متناسب با شخصیت و روحیات خود طراحی کنید و نه اینکه شخصی دیگر برای شما برنامه‌ریزی کند و شما مجبور به عمل به آن باشید. یکی از ایرادات وارده بر برنامه‌ریزی‌هایی که توسط مشاورین انجام می‌شود این است که در بسیاری از مواقع آن برنامه متناسب با شخصیت و روحیات شما نیست، بنابراین، به آن عمل نمی‌کنید یا عمل به آن آسیب‌هایی به شما وارد می‌کند؛ اما در کوچینگ این خود شما هستید که با کمک و همراهی کوچ، بهترین برنامه را برای خود تنظیم می‌نمایید، برنامه‌ای متناسب با شخصیت و روحیات خودتان.

۳- خیلی وقت‌ها شما به راهکار تخصصی نیاز ندارید بلکه خودتان صرفا با کمک گرفتن از یک فرد حرفه‌ای جهت سامان دادن به افکار خود می‌توانید به بهترین راهکار‌ها برسید. خیلی وقت‌ها بهترین راهکار‌ها نزد خود شما است و نه هیچ فرد دیگری.

۴- خیلی وقت‌ها شما پاسخ‌ها و برنامه‌ها را می‌دانید اما نیاز به پشتیبانی و حمایت فردی دارید که با پیگیری، به شما کمک کند تا کار‌ها را انجام دهید. این فرد می‌تواند یک کوچ باشد که شما را آزاد می‌گذارد و تنها با پیگیری برنامه خود شما، محرکی جهت انجام کار‌ها است.

۵- خیلی وقت‌ها نیاز شما این است که افکار آشفته خود را نظم دهید تا بتوانید با شفافیت بیشتری فکر کنید، در این صورت یک کوچ مناسب ترین شخصی است که می‌تواند به شما کمک موثری را ارائه دهد.

کوچینگ (coaching) چیست ؟

کوچینگ روندی است که جهت بهبود عملکرد افراد در زندگی حرفه ای، اجتماعی و حتی عاطفی کار می‌کند، به این معنی که در بسیاری از زمینه‌های زندگی، برای پیشرفت و ارتقاء عملکرد می‌توان از کوچینگ کمک گرفت. تمرکز کوچینگ به جای گذشته بر حال و آینده (نزدیک) فرد است و به کنکاش و رفع مسائل و مشکلات گذشته نمی‌پردازند. باور کوچینگ بر این است که افراد بهترین مسیر را خودشان می‌توانند تشخیص دهند و غالبا پاسخ مشکلات افراد، نزد خود آنها است. از این رو در پروسه کوچینگ انتخاب‌کننده و پیش برنده جلسه خود مراجعه‌کننده است و کوچ او فقط نقش یک تسهیلگر را بازی می‌کند. در حقیقت به نوعی می‌توان گفت که اصطلاحا، کوچینگ به جای اینکه ماهی را در دهان افراد بگذارد، ماهیگیری را، به‌طور غیر مستقیم و به کمک خود مراجعه‌کننده، آموزش می‌دهد خود فرد با کمک کوچ به مناسب ترین و متناسب‌ترین راهکار برای خود می‌رسد. در کوچینگ، به افراد مستقیما آموزشی داده نمی‌شود، بلکه فرد طی پروسه جلسات کوچینگ، به کمک کوچ، خودش به آگاهی‌هایی درباره خود دست می‌یابد.
 

 شیوه کوچینگ

  • کوچینگ دستاوردهای متفاوتی دارد.
  • کوچینگ به جای مطرح کردن نظرات جدید ایده ها را از ذهن افراد بیرون می کشد.
  • به جای تحمیل عقاید راهکارهای ذهنی شخص را پرورش می دهد، به جای رهنمون دادن، وی را به تفکر وا می دارد.
  • کوچینگ وابسته به واکنش فرد، قابل انعطاف و کارآمد است، نه اینکه تجویدی و دستوری باشد.
  • در این روش از قضاوت خودداری می شود و به افراد کمک می شود تا در زمینه های گوناگونی رشد و پیشرفت داشته باشند.
  • کوچینگ تئوری نیست بلکه میدانی ست و باید آن را با تمرین و تکرار زندگی کرد.

تفاوت مشاور با کوچ چیست؟

مشاوران بیشتر راهکار‌های تخصصی جهت رفع یک مشکل یا درمان یک اختلال را ارائه می‌دهند. آنها بیشتر متمرکز بر گذشته افراد هستند و به دنبال چرایی برخی از مسائل و اتفاقات می‌گردند و سعی می‌کنند با همفکری با مراجعه‌کننده یا ارائه راهکار تخصصی قدمی در رفع مشکل او بردارند. تمرکز آنها هم بر درون افراد و هم بر عوامل بیرونی است، در حالی‌که تمرکز کوچینگ بیشتر بر درون افراد و کمک به آنها برای دستیابی به آگاهی‌هایی از خود است. در آخر، هر رشته و تخصصی در جایگاه خود نفعی برای افراد دارد که شما با شناختی که از حرفه‌های مختلف پیدا می‌کنید بهتر می‌توانید تصمیم بگیرید در مقطعی که هستید، کدام یک بیشتر به شما کمک می‌کند. تلاش و تمرکز این مقاله بیشتر بر ارائه معرفی مختصری از حرفه کوچینگ و تفاوت آن با مشاغل مشابه است و اصلا به این معنی نیست که کوچینگ بهتر از مشاغل مشابه یا هم گروه خود است.

منتور (mentor) کیست، منتورینگ (mentoring) چیست؟

 

منتور (mentor) کیست، منتورینگ (mentoring) چیست؟

منتور mentor به افرادی می گویند که در یک زمینه ی خاصی تخصص ، تسلط و تجربه دارند و در آن زمینه کارشناس هستند و می تواند به دیگران در یادگیری آن کار کمک کنند. منتور یک رابطه ارگانیک و دوستانه با افراد جوانتر تحت سرپرستی خود برقرار میکند و نه تنها در مورد دروس دانشگاهی بلکه در خصوص مشاغل و مشکلات فرهنگی، اجتماعی و روحی و روانی ایشان را یاری می دهد.همه ما در زندگیمان فردی را ملاقات کرده ایم که هم نشینی و هم صحبتی با او برای زندگی ما اهمیت داشته است. برای مثال، این فرد میتواند یکی از معلمهای ما و یا یکی از اعضای خانواده باشد. چنین فردی را می توان منتور نامید.

خصوصیات منتور ها:

  • سابقه کار قابل توجه
  • علاقمند به آموزش و انتقال تجربیات خود به دیگران
  • دارای ارتباطات قابل توجه
  • اهل دانش

مزایای یک منتور برای یک استارتاپ

یک منتور برای یک استارتاپ مزایای زیادی می‌تواند به همراه داشته باشد.

  • او بازار را به خوبی می‌شناسد و رفتار با مشتری را به شما می‌آموزد.
  • او چشم‌اندازی بزرگ دارد و صحبت با او چشم‌انداز شما را بهبود می‌دهد.
  • راه و چاه را از هم شناخته و شما را با برخی اشتباهات فاحشی آشنا می‌کند که نبایدانجام دهید.
  • او شبکه‌ای بزرگ از کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و مسوولین دارد که می‌توانید واقعاً روی آن حساب کنید.
  • خود او شاید در مقام یک فرشته کسب‌وکار روی کسب‌وکار شما سرمایه‌گذاری کند.
  • شما گاهاً درگیر امور اجرایی جزئی می‌شوید و از بحث‌های کلانی مثل استراتژی کسب‌وکارتان دور می‌شوید. او کسب‌وکار را از بیرون می‌بیند و مسیر نادرست را گوشزد می‌کند.
  • او فردی موفق است و باانگیزه. پس در مراحل سخت و خشن راه‌اندازی کسب‌وکار در ایران به شما روحیه و انگیزه مضاعف می‌دهد.

شایان ذکر است تعاملات منتور و شرکت بر پایه انتقال تجربیات و صحبت­های عمومی می­ باشد و منتور برای شرکت تعیین تکلیف نمیکند.

کسی که طرف صحبت منتور هست و از او کمک دریافت می کند، منتی menti نامیده میشود. منتور به صحبتهای منتی خود با دقت گوش می دهد و با طرح سوال های مختلف، تفکر و تعمق در او ایجاد میکند.منتور و منتی با هم برابر هستند و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند. هم منتور و هم منتی از طریق دیالوگ و هم صحبتی از همدیگر چیزهای زیادی یاد می گیرند. ولی موضوع صحبت را منتی و نیاز او تعیین می کند.

چرا داشتن منتور مفید است؟

رابطه با منتور را میتوان کمک به خود تلقی کرد. داشتن منتور نشانه ضعف نیست، بلکه بر عکس هم منتور و هم منتی باید تا حدودی قوی باشند تابتوانند با هم رابطه منتوری بر قرار کنند. فرد میتواند دلایل مختلفی برای داشتن منتور داشته باشد. می توان مسائل شغلی و تحصیلی یا بعضی از وسائل شخصی خود را با یک فردبا تجربه در میان گذاشت, و یا از طریق منتور خود ارتباطهای بیشتری در زمینه به خصوصی کسب کرد.

برای مثال بعضی از رئیس های شرکتها یک منتور جوان انتخاب میکنند تا بتواند با کارمندان جوان خود بهتر رابطه بر قرار کند. شما می توانید منتور انتخاب کنید تا بتوانید مسائل مختلف را با او در میان بگذارید.

بطور مثال اگر می خواهید شرکت خود را تاسیس کنید و یا احتیاج به مشورت در زمینه کاری و یا انتخاب رشته تحصیلی دارید، می توانید منتوری انتخاب کنید که در این زمینه ها تجربه داشته باشد. به طور خلاصه یک منتور می تواند به شما کمک کند تا شما خودتان را، ازجمله نقاط قدرت خود را و هم چنین امکانات مختلفی را که جامعه محل زندگیتان در اختیار شما می گذارد، بهتر بشناسید.

چگونه بازاریابی محتوا (content marketing) جذاب تر انجام دهید؟

 

چگونه بازاریابی محتوا (content marketing) جذاب تر انجام دهید؟

چگونه بازاریابی محتوا (content marketing) جذاب تر انجام دهید؟

 

کدامیک از این رویکردها را درست تر می دانید؟
۱٫من این پست را در وبسایت نوشتم و لازم می دانم همین حالا آن را بخوانید.
۲٫من معتقدم ایده ای وجود دارد که کسب و کارتان را رشد خواهد داد، بنابراین این مطلب را برای شما نوشتم.

کدامیک از دو مورد را ترجیح می دهید؟
۱٫یک فایل صوتی برای شما تهیه کردم که وجودش برایتان ضروری می باشد.
۲٫صاحبان کسب وکارهای کوچک به خاطر این چالش نیازمند کمک هستند، بنابراین یک فایل صوتی در مورد آن تهیه کردم.
در این نمونه ها اکثر مردم خیلی بیشتر جذب رویکرد دوم شده اند. علیرغم آن، تقریبا هر تبلیغاتی که من از کسب و کارهای کوچک و متوسط دیده ام، بر مبنای رویکرد اول می باشد. این رویکردها به جای اینکه بر نیازهای افراد متمرکز باشند، ناشی از طرز فکری متمرکز بر خود شخص است.

بازاریابی هوشمند

اگر می خواهید مردم پیام شما را بپذیرند و شما را استخدام کنند یا از شما خرید کنند، بازاریابی تان باید هوشمندتر از این باشد. اینکه به شخصی بگویید که می دانید محصولات رقابتی وجود دارد، اما آن ها باید محصولات شما را بخرند، چون شما آن ها را تولید کرده اید، موثر نخواهد بود. ارباب رجوع یا مشتری آینده نگر به آنچه شما می خواهید توجهی نمی کند. آن ها به پاسخ های نیازها و خواسته هایشان توجه می کنند.
وقتی بازاریابی خود را بر پایه چیزی که دیگران می خواهند، و چیزی که برای آن ها مهم است، قرار می دهید، این کار سرعت پذیرش و دیدگاه راجع به شما را بهبود می بخشد.

به شما توصیه می کنم زمانی را به بررسی بازاریابی تان اختصاص دهید. تاکید بر تمرکز بر خود را تغییر دهید، از چیزی که شما می خواهید به آنچه آن ها (مشتریان) می خواهند شیفت کنید.
بدترین چیزی که می تواند اتفاق بیفتد این است که بازاریابی تان برروی خواسته ها و نیازهای بازارتان متمرکز شده باشد. این موضوع را بدرستی دریابید و همچنین این موضوع به احتمال زیاد درخواست مشتری/ فروش شما را به طور قابل توجهی افزایش می دهد.

بیزنس پلن یا طرح تجاری کسب و کار ( Business Plan ) چیست؟

 

بیزنس پلن یا طرح تجاری کسب و کار ( Business Plan ) چیست؟

طرح تجاری کسب و کار ( Business Plan ) چیست؟

بیزینس پلن یا طرح کسب و کار به طرحی ابلاغ میگردد که کسب و کار در نظر داشته ی شخص را در یک دوره ی زمانی مشخص در دنیای بیرون کاملا بسنجد ، فرصت ها و تهدیدها ، نقاط قوت و نقاط قابل بهبودش را بررسی کند ، رقبا و وضعیت بازار را بسنجد ، حوزه های قدرتمند برای مانور را شناسایی کند ، وضعیت اقتصادی و بازدهی کسب و کار را توضیح دهد و درنهایت یک برنامه ی توجیهی ، بازاریابی و عملیاتی را با پایین ترین ریسک ممکن ، بالاترین بازدهی و اثربخشی به شخص برای اجرا تحویل دهد .

برنامه کسب و کاربه عنوان ابزاری برای پیش‌بینی و مدیریت بهتر کسب‌ و کارهای موجود و یا جدید می‌باشد. این کار از طریق توجه به اولویت‌ها، نظارت و ارزیابی پیشرفت کار و کمک به دستیابی اهداف از پیش تعیین شده صورت می‌گیرد. اینچنین طرحی، کارآفرینان را قادر می‌سازد تا در مراحل مختلف کسب‌ و کار آمادگی‌های لازم را برای پیشبرد برنامه‌ها به دست آورند.

بیزینس پلان و طریقه درست نوشتن آن چیست

شما می‌توانید چشم‌انداز مالی کسب‌ و کار خود را ترسیم کنید و سرمایه لازم برای راه‌اندازی آن را محاسبه کنید. همچنین اگر سرمایه لازم برای راه‌اندازی کسب‌ و کار جدید را نداشته باشید، می‌توانید ایده‌های ارزشمند خودتان را بر روی کاغذ نوشته و آن را در قالب یک برنامه کسب و کارمنسجم به سرمایه‌گذاران ارائه دهید تا هم ایده‌های ذهنی خودتان را انتقال دهید و هم منافع و خطرپذیری‌‌های واقعی این کار را به سرمایه‌گذار و مخاطبان خود نشان داده و آن‌ها را به سرمایه‌گذاری در زمینه ایده‌تان متمایل کنید.

توجه داشته باشید که خلاصه مدیریتی طرح تجاری یک شرکت اولین چیزی خواهد بود که هر خواننده آن را مطالعه می‌کند. اگر خلاصه شرکت شما ضعیف باشد،خوانندهایی که ممکن است بالقوه مشتری شما باشند، شرکت شما را به سادگی کنار خواهند گذاشت. در نتیجه سایر سرمایه و سوابق شرکتتان بی‌ارزش جلوه خواهد کرد. پس سرمایه‌گذاری روی طرح تجاری شرکت نه تنها جزئی از هزینه‌های کسب و کار محسوب نمی‌شود، بلکه سرمایه‌ای است که می‌تواند حداکثر سود را نیز برای شرکت داشته باشد.

در اینجا به ۱۰ نکته‌ی مهم در نوشتن طرح کسب و کار موفق اشاره می‌کنیم:

۱- از نگاه مخاطب بنویسیدنقطه‌ی شروع هر طرح تجاری باید از نگاه مخاطب باشد. هدف طرح چیست؟ آیا یک سرمایه‌گذاری مطمئن به شمار می‌آید؟ آیا در راستای طرح‌های آتی شرکت قرار می‌گیرد؟ با توجه به مخاطب نویسنده‌ باید به گونه‌ای بنویسد که طرح برای مخاطب قابل درک باشد. چرا که هر مخاطبی با توجه به نیازمندی‌های خود با طرح ارتباط برقرار می‌کند. برای مثال یک سرمایه‌گذار بالقوه به دنبال توضیحات روشنی درباره‌ی نرخ بازگشت سرمایه و چهارچوب زمانی بازگشت پول خود است.

۲- بازار را کاملاً بشناسیدکارآفرین باید به دنبال شناخت کامل بازار خود باشد و اطمینان حاصل کند که در طرح خود حجم بازار، نمودار پیش‌بینی رشد آن، و چگونگی دسترسی به بازار هدف را دیده است. برای مثال در طرح تجاری یک کافی‌نت باید جمعیت منطقه، ضریب نفوذ اینترنت در آنجا، پیش‌بینی‌ها پیرامون رشد مثبت و یا مفنی استفاده از اینترنت و … لحاظ شود. ضمن آنکه بررسی شرایط و محیط رقابتی را نباید از قلم انداخت.

۳- رقابت را درک کنیداز اجزای مهم شناخت هر محیط کسب و کاری، شناخت رقابت حاکم بر آن، چه از نظر ماهیت و چه از نظر الزامات است. آیا محیط به شدت رقابتی است و یا بالعکس رقابت در آن کم است. رقبا چگونه به رقابت می‌پردازند. آیا رقیبی وجود دارد که رهبری قیمت را داشته باشد؟ و نهایتاً داشتن درک عمیقی از مبانی رقابت در بازار الزامی است. آیا با قابلیت‌ها و امکانات موجودتان توان رقابت با رقبا را دارید؟

۴- به جزئیات توجه کنید.طرح را بدون اضافات و حشویات بنویسید. اما به گونه‌ای که جزئیات کافی را در بر گیرد تا خواننده اطلاعات کافی جهت تصمیم‌گیری آگاهانه را داشته باشد. نویسنده‌ی طرح تجاری معمولاً نقش مهمی در راه‌اندازی کسب و کار دارد. طرح تجاری باید حس حرفه‌ای بودن را منتقل کند؛ بدون غلط‌های املایی، شامل استنتاج‌های واقع‌گرایانه، و مدل‌سازی‌های قابل اعتماد و اطلاعات دقیق باشد. نویسنده باید در مورد قالب ارائه هم تصمیم‌گیری کند به عنوان مثال اگر نیاز به ارائه طرح وجود دارد یک مجموعه اسلاید پشتیبان نیز برای آن تهیه نماید.

۵- بر روی فرصت متمرکز شوید.اگر برای کسب و کار خود به دنبال سرمایه‌گذار هستید مهم است که به طور شفاف فرصت سرمایه‌گذاری را شرح دهید. چرا که سرمایه‌گذار باید سرمایه‌گذاری در کسب و کار شما را به سپرده‌گذاری در بانک، خرید سهام یا سرمایه‌گذاری در کسب و کار دیگری ترجیح دهد؟ وجه ممیزه‌ی محصول پیشنهادی شما چیست؟ چرا افراد پول پولشان را صرف خرید از شما می‌کنند؟

۶- مطمئن شوید که تمام حوزه‌های کلیدی را پوشش داده‌اید. پیرامون آن چه یک طرح کسب و کار باید در برگیرد تحقیق کنید. بخش‌هایی را به معرفی شرکت، محصول/خدمت، بازار، رقابت، تیم مدیریتی، بازاریابی، عملیات و برنامه‌های مالی اختصاص دهید. با این که بخش بیشتر طرح از متن تشکیل می‌شود، بهتر است شامل چند نمودار رنگی و جدول ساده نیز باشد.

۷- دو دو تا چهارتا کنید.اعداد باید کاملاً دقیق و معتبر باشد. هزینه‌های باید کاملاً مستند و پیش‌بینی‌های فروش باید محافظه‌کارانه و واقع‌بینانه باشند. در حالی که هزینه‌ها را بادقت بیشتری می‌توان پیش‌بینی کرد، عامل اصلی موفقیت یا شکست یک کسب و کار میزان فروش آن است. اگر نمی‌توانید محاسبات را انجام دهید از کسی بخواهید که جریان نقدی و نمودار نقطه سربه‌سر را برای شما تهیه کند. با استفاده از این دو ابزار خواننده می‌تواند بفهمد که میزان فروش چقدر باید باشد که هزینه‌ها را پوشش دهد و همین طور چه مقدار سرمایه برای یک شروع موفق لازم است. دقت داشته باشید که در شروع کارتان شما هزینه‌های زیادی دارید در حالی که فروش شما نامطمئن است. همچنین اگر نسیه بفروشید مدتی طول می‌کشد تا پول به دست شما برسد.

۸- خلاصه مدیریتی تهیه کنید.شاید مهم‌ترین بخش یک طرح تجاری خلاصه مدیریتی آن باشد. این بخش خلاصه‌ای است از کل طرح و معمولاً در ابتدای طرح قرار می‌گیرد. این خلاصه همچنین عاملی تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری است که با کمبود وقت مواجه است. اگر خلاصه برای سرمایه‌گذار جذاب باشد به خواندن ادامه می‌دهد وگرنه از آن دست می‌کشد. خلاصه‌ی مدیریتی باید پس از پایان نگارش طرح نوشته شود تا نکته‌ای نادیده نماند. خلاصه‌ی مدیریتی باید پرکشش باشد تا خواننده را به خواندن بیشتر ترغیب کند.

۹- طرح را بازبینی کنید.وقتی که طرح خود را کامل نمودید، با دیدی مستقل آن را مورد بررسی قرار دهید. یعنی از شخصی که در فرآیند تهیه‌ی طرح دخیل نبوده است و توانایی انتقاد سازنده را دارد بخواهید که آن را بازبینی کند.

۱۰- برنامه را به کار ببندید.در نهایت یک طرح همواره باید همچون سندی پویا دیده شود و جزئیات دقیق در ارتباط با تاریخ‌ها، زمان‌بندی اتمام کارها، و مسئولیت‌های مشخص را دربرگیرد. طرح باید پیوسته مورد بازبینی قرار گرفته و به روزرسانی شود. همچنین در بررسی تحقق پیش‌بینی‌ها مورد استفاده قرار گیرد. کسب و کارها به شدت وابسته به افرادی هستند که اقدامات را انجام می‌دهند و در قبال آن مسئولیت می‌پذیرند.

تاریخچه نتورک مارکتینگ در جهان

 

تاریخچه نتورک مارکتینگ در جهان

کلمۀ Network در لغت به معنی شبکه و Marketing به معنی بازاریابی می باشد و در جمع معنای بازاریابی شبکه ای را می گیرد . این نوع بازاریابی با نام Multi Level Marketing یا MLM هم معروف است که به معنی بازاریابی چند مرحله ای (لایه ای) است . Matrix Marketing از نام های دیگر این بازاریابی می باشد.
چیزی حدود شصت سال پیش دو دوست با نامهای جِی ون اندل (Jay van Andel) و ریچ دِوُس (Rich Devos) دوستیشون با یک پیشنهاد از سوی ریچ به جی شروع شد . وقتی ریچ از جی خواست تا او را به ازای ۲۵ سنت در هفته با دوچرخه خود به مدرسه برساند . بعد از دوران دبیرستان این دو وارد ارتش شدند و همان زمان تصمیم گرفتند بعد از خدمت با هم یک بیزنس را آغاز کنند . در سال ۱۹۴۹ دو مرد جوان توزیع کننده (بازاریاب) کمپانی نوتریلیت (Nutrilit) شدند نام این کمپانی قبل از نوتریلیت California Vitamin بود . در دهه بعد در سال ۱۹۵۹ این دو ، کمپانی آم وی (Amway corporation) را افتتاح کردند و درواقع اولین کمپانی بازاریابی شبکه ای پا به عرصه گذاشت . و حالا پس از چندین سال همچنان این کمپانی به عنوان یکی از بزرگترین کمپانی های دنیا مطرح است و در ۵۴ کشور دنیا نمایندگی دارد و در بیش از ۸۰ کشور مشتری . جی ون اندل یکی از دارندگان Amway در سال ۲۰۰۴ در گذشت . او متولد سال ۱۹۲۴ بوده است . هم اکنون کمپانی Amway تحت سرپرستی دو تن از پسرهای ریچ و جی می باشد .
امروز این کمپانی به عنوان بزرگترین کمپانی فعال در زمینه نتورک مارکتینگ در دنیا مشهور است . هرچند این کمپانی در ایران از گستردگی قابل تو جهی برخوردار نیست .

 

۱۰ نوآوری که آینده‌ی اقتصاد جهانی را کاملا تغییر می‌دهند.

۱۰ نوآوری که آینده‌ی اقتصاد جهانی را کاملا تغییر می‌دهند.

نوآوری‌های جدید مثل اینترنت اشیا و خودروهای برقی در حال ایجاد بازارهای خود هستند. ولی بعد از این قرار است چه چیزهای جدید دیگری به وجود بیایند؟

بخش دیدگاه‌ها و راه‌حل‌های جهانی موسسه‌ی سیتی فهرستی از ۱۰ نوآوری را جمع‌آوری کرده است که احتمال دارد طرز فکرمان را راجع به اقتصاد تغییر دهند. از زیست‌فناوری (بیوتِک) تا انرژی، این ۱۰ نوآوری بهترین فرصت‌هایی هستند که می‌توانیم از طریق آنها در آینده چیزهای بزرگی به‌دست بیاوریم.

  • ادامه‌ی این مطلب را مطالعه کنید تا از این نوآوری‌ها آگاه شوید:

۱. کلان‌داده‌ در انرژی:

کلان‌داده در اصل یک اصطلاح تخصصی در زمینه‌ی تحلیل داده‌ها است.

کلان‌داده می‌تواند مدل‌های کسب‌ و کار را در زمینه‌ی انرژی و شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی نیرو به کلی تغییر دهد. شرکت‌های نظیر سولارسیتی، و تسلا در نظر دارند راهکاری به آدم‌ها ارائه دهند که بتوانند نیازشان را به برق از طریق آن برطرف کنند. اگر این روند ادامه یابد، دیگر نیروگاه‌های عظیم تنها منبع اصلی نیرو برای بسیاری از آدم‌ها نخواهند بود، بلکه می‌توانیم صفحات خورشیدی را در همسایگی‌مان داشته باشیم.

شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی نیرو می‌توانند با استفاده از فناوری کلان‌داده فراتر از یک واسطه‌ میان خانه‌ها عمل کنند، و به صورت یکپارچه منبع نیرو را برای هر خانه تامین نمایند، خواه با استفاده از صفحات خورشیدی در همسایگی‌شان یا نیروگاه‌های هسته‌ای تولید برق شهر.

به گفته‌ آنتونی یوئِن، تحلیل‌گر موسسه‌ی سیتی، این نوآوری می‌تواند انرژی را از حالت محصول مستقیم نیروگاه‌ها خارج کند.

۲. تجارت متنی:

فرض کنید توصیه‌های آمازون را در مورد “پیشنهادهای ویژه‌ی شما برای هر محصول‌” روی یخچال، داشبورد خودرو، و صفحه نمایش گوشی‌تان ببینید، به این صورت می‌توانید به مفهوم تجارت متنی پی ببرید.

تجارت متنی به مشتری این امکان را می‌دهد محصولات مورد نیازش را در هر زمان و در هر مکان خریداری کند.

مثلا یخچال‌تان متوجه می‌شود ماست یا پنیر ندارید، بنابراین توصیه می‌کند آنها را خریداری کنید. یا این‌که مثلا در برنامه‌ی پیام‌رسان فیس‌بوک در مورد یک مهمانی در حال گفت‌وگو با دوست‌تان هستید، و این برنامه به شکل خودکار به شما توصیه می‌کند برای رفتن به مهمانی از فلان آژانس استفاده کنید.

این گونه توصیه‌های تجاری هوشمند به زودی از راه می‌رسند و فرصت‌های عظیمی را برای شرکت‌هایی فراهم می‌کنند که همواره در مناسب‌ترین موقعیت‌ها به دنبال دسترسی به مشتریان هستند.

۳. بازار مستقیمِ تولید به مصرف:

اِتسی به تولیدکنندگان خرد این امکان را می‌دهد که مستقیما محصولات‌شان را به مشتریان عرضه کنند، و وب‌گاه‌هایی نظیر اسکوئراِسپِیس به کسب‌وکارهای کوچک امکان می‌دهد تا برای محصولات‌شان فروشگاه‌های برخط (آنلاین) درست کنند.

با گسترش اینترنت به‌تدریج بازارهای مستقیم تولید به مصرف در همه‌ جا تاسیس می‌شوند، و این قبیل بازارها فرصت بزرگی برای صنایع مختلفی فراهم می‌کنند که سال‌ها است در محدودیت‌های خرده‌فروشی‌ها و واسطه‌های سنتی گرفتار شده‌اند.

۴. وراژنتیک:

درمان بیماری‌های ژنتیکی بسیار سخت است، و ژن‌های معیوب عامل بسیاری از سرطان‌ها هستند. وراژنتیک دسته‌ای از داروها هستند که ژن‌های هدف را فعال یا غیرفعال می‌کنند، و از این طریق سرطان را متوقف می‌نمایند و به روش‌های درمانی دیگر نظیر ایمونوتراپی امکان می‌دهد تا سلول‌های سرطانی را از بین ببرند.

۵. ظاهر دستگاه‌های الکترونیکی در آینده:

نمایش‌گرهای خم‌شو، مواد جدید، و واقعیت افزوده و همه و همه ممکن است در موج جدید طراحی‌ سخت‌افزارهای فناوری جزء عوامل موثر باشند. گوشی‌ها با نمایش‌گرهای خم‌شو به شکل کیف‌های جیبی در می‌آیند، و شاید تلویزیون‌ها به نازکی کاغذ شوند و بتوانید به راحتی لوله‌شان کنید و همراه خود ببرید.

به گفته‌ی آرتور لای، تحلیل‌گر موسسه‌ی سیتی، حتی ممکن است این موج جدید از محصولات را به همین زودی، یعنی تا ۲۰۱۷ مشاهده کنیم.

۶. جعبه‌ی هوشمند:

وقتی همه‌ی وسایل خانه‌تان به اینترنت متصل باشند، شاید بخواهید دنبال راهی بشد که این وسایل بتوانند با یکدیگر صحبت هم کنند!

اینترنت اشیا امروزه به بیش‌تر فناوری‌ها قابلیت هوشمندی می‌بخشد، ولی جعبه‌ای که بتواند همه‌ی این وسایل هوشمند را به یکدیگر متصل کند واقعا نوبر است.

اگر یک شرکت نظیر گوگل یا اپل بتواند استانداردی برای تعامل این دستگاه‌ها ایجاد کند، شاید برای جعبه‌ای که بتواند تمام دستگاه‌های هوشمندتان را به هم متصل کند بازار بسیار خوبی ایجاد شود.

۷. روش جدید دارو رسانی به چشم:

به گفته‌ی ییگال نوکوموویتز، تحلیل‌گر موسسه‌ی سیتی، آمار آدم‌هایی که در ایالات متحده از بیماری‌های چشمی رنج می‌برند تا سال ۲۰۲۰ به حدود ۲۱ میلیون نفر خواهد رسید. اگر روش جدیدی برای درمان‌های پایدار ایجاد شود، قطعا به سرعت جایگزین قطره‌ها و داروهای فعلی خواهد شد.

به گفته‌ی نوکوموویتز، روش کاشت مصنوعی ( یا ایمپلنت) می‌تواند داروهای لازم را برای مدت زمان مشخص و طولانی به چشم بیماران برساند و به این ترتیب، تا ۱۵سال بعد در بازار تا ۱۳ میلیارد دلار فروش کند.

۸. ربات‌های منبع باز:

ربات‌های سنتی همیشه فقط می‌توانند کارهای تکراری را که برای‌شان برنامه‌ریزی کرده‌ایم، انجام دهند. با پیشرفت‌های جدید در عرصه‌ی ربات‌ها در زمینه‌های مختلف، ربات‌های صنعتی پایه‌های فناوری بزرگ‌تری برای پیشرفت به‌دست خواهند آورد، و می‌توانند کارهایی را انجام دهند که به تعامل و ارتباط بیش‌تری نیاز دارند.

به گفته‌ی مارتین ویلکی، تحلیل‌گر موسسه‌ی سیتی، این قبیل نوآوری‌ها می‌توانند تا ۲۰۲۰ تقاضای بازار را برای ربات‌های صنعتی به دو برابر برسانند.

۹. لوله‌های ترموپلاستیک برای زیر دریا:

انتقال نفت از اعماق دریا می‌تواند رشد عظیمی در زمینه‌ی صنعت نفت تلقی شود، ولی هزینه‌ی این کار بسیار بالا است.

لوله‌های پلاستیکی پیشرفته عمر طولانی‌تری دارند، ارزان‌تر هستند، و مراحل نصب آنها نسبت به لوله‌های قدیمی بسیار آسان‌تر است؛ که همه‌ی این‌ها می‌توانند به شکلی چشم‌گیر هزینه‌های صنعت نفت را کاهش دهند.

۱۰. نیمه‌رساناها با شکاف باند گسترده:

سیلیکون ماده‌ی اولیه‌ی نیمه‌رساناهایی است که تقریبا در همه‌ی لوازم الکترونیکی جدید یافت می‌شوند. ولی وقتی صحبت به سرعت و حجم می‌رسد، فناوری‌ بر پایه‌ی سیلیکون از لحاظ فیزیکی دیگر راه به جایی نمی‌برد.

نوآوری‌های جدید در نیمه‌رساناها با شکاف انرژی گسترده باعث می‌شوند در آینده بتوانیم تراشه‌های (چیپ) کوچک‌تر و قدرتمندتری بسازیم.

کسب و کار اینترنتی

 

کسب و کار اینترنتی

کسب و کار اینترنتی

این نوع کسب و کار جدید بوده و با پیدایش کامپیوتر ، اینترنت، و توسعه ی جامعه ی خدماتی به عنوان یکی از سریع ترین کسب و کارها از نظر تعداد، سود و حجم در عرصه تجارت جهانی مطرح هستند.

تفاوت کسب و کار اینترنتی با تجارت الکترونیکی 
بسیاری از افراد، کسب و کار اینترنتی ( E-Business ) را با تجارت الکترونیکی ( E-Commerce ) اشتباه می گیرند در حالیکه این دو مبحث با یکدیگر متفاوتند. به عبارتی E-Business به مجموعه فعالیتهای مربوط به کسب و کار از جمله مباحث بازاریابی، مالی، خرید و فروش، ارتباط با مشتریان، خدمات پس از فروش، همکاری با سرمایه گذاران و… که از طریق شبکه اینترنت انجام می‌گیرد اطلاق می‌شود در حالیکه E-Commerce تنها شامل مسائل مربوط به خرید و فروش از اینترنت می باشد و خود، زیرمجموعه ای از E-Business است.

انواع کسب و کارهای اینترنتی 
امروزه، کسب و کارهای اینترنتی بسیار متنوعند. اما به طور کلی آنها را می‌توان آنها به ۱۰ گروه عمده تقسیم بندی کرد:
۱- ایجاد اجتماعات آنلاین؛
۲- خرید، فروش و حراج کالاهای مختلف؛
۳- تبلیغات اینترنتی؛
۴- ارائه خدمات تخصصی به دیگران؛
۵- ایجاد امپراطوری اطلاعات، اخبار و آموزش؛
۶- تهیه و ارائه نرم افزارهای مختلف؛
۷- چند رسانه ای یا مالتی مدیا؛
۸- پیوستن به شبکه های واسطه گری؛
۹- خدمات مربوط به ایمیل؛
۱۰- سرمایه گذاری مشترک.

 

راه اندازی سایت اینترنتی

  ثبت اسم اینترنتی 
هر سایت اینترنتی اسم منحصر به خود را دارد. مانند Yahoo . com یا google . com .به اینها اسم دمین می گویند.
این اسم منحصر به فرد است که سایت شما را از دیگر سایت های اینترنتی متمایز می سازد. ثبت اسم اینترنتی و فرستادن آن، باعث می شود که دیگران بتوانند از طریق این اسم اینترنتی به شما دسترسی پیدا کنند. بنابراین، وقتی که شما سایت اینترنتی تان را راه اندازی کنید، کاربران اینترنت می توانند مثلاً با تایپ آدرس (( com . اسم شرکت شما. www )) در جست و جوگر صفحه ی اینترنت، شما را بیابند. شرکتهای مختلفی هستند که در زمینه ی انتخاب نام و ثبت آن در اینترنت از شما حمایت و پشتیبانی کنند.

 

  فناوری اطلاعات

تعریف فناوری اطلاعات 
فناوری اطلاعات عبارتست از کاربرد رایانه‌ها و دیگر فناوری‌ها برای کار با اطلاعات. در اینجا هر گونه فناوری اعم از هر گونه وسیله یا تکنیک مد نظر است. عموماً در فناوری اطلاعات به اشتباه، کار با اطلاعات تنها از طریق فناوری‌های رایانه و ارتباطات و محصولات مرتبط مد نظر قرار گرفته است. باید توجه داشت که واژه فناوری عبارتست از مطالعه چگونگی استفاده از ساخته‌های بشری در دستیابی به اهداف و مقاصدی مانند ارائه محصولات و خدمات؛ این واژه تنها به خود مصنوعات بشری اشاره نمی‌کند.

  کاربرد‌های فناوری اطلاعات 
(۱) سیستم‌های اطلاعات
(۲) کار با رایانه به صورت شخصی
(۳) علم و پژوهش
(۴) کنترل فرایند یا وسیله
(۵) آموزش
(۶) طراحی با کمک رایانه
(۷) هوش مصنوعی

سیستم اطلاعات و فناوری اطلاعات 
یک سیستم اطلاعات سیستمی برای پردازش، ذخیره، تحلیل، و اشاعه اطلاعات در دستیابی به یک مقصود مشخص است. سیستم اطلاعات حتماً نباید رایانه‌ای باشد یا از دیگر فناوری‌ها استفاده کند اگر چه امروزه استفاده از رایانه در سیستم‌های اطلاعات گریزناپذیر است. یک کابینت نگهداری پرونده‌ها یک سیستم اطلاعات در شکل ابتدایی است. سیستم‌های اطلاعات حوزه‌ای متفاوت از فناوری اطلاعات است اگر چه هر دو با اطلاعات سر و کار دارند.
اگر طبق تعریف سیستم‌های اطلاعات، فرایندهای جمع‌آوری، سازماندهی، ذخیره، بازیابی و اشاعه اطلاعات مد نظر باشد آنگاه سیستم‌های اطلاعات حوزه‌ای وسیع‌تر از فناوری اطلاعات است چرا که فناوری اطلاعات به نحوه استفاده از فناوری‌ها در انجام فرایندهای فوق معطوف می‌شود در حالیکه سیستم‌های اطلاعات به چیستی و چگونگی، مسائل و ابعاد سیاسی، اقتصادی، فنی و ملاحظات امکانپذیری، طراحی و مدیریت سیستم موردنیاز می‌پردازد. اگر خود را محدود به سیستم های اطلاعات نکنیم آنگاه سیستم های اطلاعات و فناوری اطلاعات دو حوزه جدا از هم هستند.

 

 کسب و کارهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات

۱-نرم افزاری یا خدماتی 
رایانه ها و وسایل جانبی
بسته های نرم افزاری
تجارت کلی نرم افزار
تجارت خرده فروشی نرم افزار
طراحی رایانه های سیستم های یکپارچه
پردازش رایانه ای، آماده سازی داده ها
خدمات بازیابی اطلاعات
مدیریت خدمات رایانه ای
رهن و اجاره رایانه
تعمیر و نگهداری رایانه
خدمات مرتبط با رایانه

۲-خدمات مخابرات 
مخابرات تلفن و تلگراف
پخش رادیویی و تلویزیونی
خدمات تلویزیون کابلی و انواع دیگر

۳-سخت افزاری 
رایانه ها و وسایل جانبی
تجارت کلی رایانه ها و وسایل جانبی
تجارت خرده فروشی رایانه ها و وسایل جانبی
ماشین های اداری و محاسباتی
وسایل ضبط مغناطیسی و نوری
لامپ های الکترونی
قطعات الکترونیکی غیرفعال
وسایل اندازه گیری الکتریسیته

۴-تجهیزات مخابرات 
وسایل صوتی و تصویری خانگی
تجهیزات تلفن و تلگراف
تجهیزات رادیو، تلویزیون و مخابرات

 

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنید | اینفوگرافیک

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنید | اینفوگرافیک

نمی‌توانید یک استارتاپ داشته باشید اگر ندانید که چطور آن را شروع کنید و این چیزی است که این اینفوگرافیک توضیح می‌دهد. لحظه‌ای را تصور کنید که وقت قرار گرفتن شما در موقعیتی است که باید همه چیز را آغاز کنید و می‌خواهید بدانید فرآیند کار چیست. از کجا شروع کنید؟ البته که شما ایده فوق العاده‌ای دارید که مطمئنید می‌توانید آن را بزرگ کنید. این همه چیزی است که شما برای شروع لازم دارید.

با کمک اینفوگرافیکی با نام چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنید که توسط Funders & Founders ارائه شده می‌توانیم دیدی کلی نسبت به اینکه چه فرآیندی باید طی شود وقتی که تصمیم به شروع یک استارتاپ گرفتیم، پیدا کنیم. مسئله خیلی بغرنجی نیست و گاهی اوقات فقط باید قدرت تصور، خلاقیت و تعهد به کار داشته باشید تا همه کارها انجام شوند.

شرکت‌ها و برندهای زیادی هستند که کار خود را با چیزی بیشتر از چند دلار و یک ایده خوب شروع نکرده‌اند. چیزی که مهم است این است که با این ایده چه کاری انجام دهید. بنابراین، اگر مشتاق هستید که آغازگر یک کسب و کار باشید و یک استارتاپ راه‌اندازی کنید ولی نمی‌دانید که چگونه این کار را انجام دهید این راهنمای کوچک احتمالا چیزی است که برای ادامه راه خود به آن نیاز دارید.

 

 

تکنیک های ساده در بازاریابی موفق به عنوان یک بازاریاب حرفه ای

 

بیان، نگرش، طرز رفتار، شکل ظاهری و پوشش، ادب، کنجکاوی، مخاطب‌شناسی و… امروزه همگی جزو لاینفک موفقیت یا عدم موفقیت یک بازاریاب به شمار می‌آید.

به طور کلی یک بازاریاب ماهر باید روانشناسی هم بداند و هرچه بیش‌تر در این زمینه اطلاع داشته باشد، موفق‌تر است، همچنین باید بداند رفتار او منجر به واکنش‌های خاصی از طرف مردم می‌شود، به این رو باید در پرتو چنین دانشی، از واکنش‌های خاص آن‌ها نتایج سودمندی بگیرد و حتی‌الامکان از اشتباهات جلوگیری کند.
انسان طبیعتا موجودی کنجکاو است و به طور کلی کنجکاوی یکی از قوی‌ترین محرک‌های انسان است. کنجکاوی در هر زمان و هـــــر مکان، همــــراه همیشگی انسان‌هاست و مهم این است که هر شخصی چگونه از آن استفاده می‌کند. یک بازاریاب باید تا جایی که می‌تواند و در هر زمان، از این عامل و شاخص مهم استفاده کند و آن را به کار گیرد. به طور مثال باید بتواند با استفاده از این حس خود، تمایل و علاقهء مشتریان را شناسایی کرده و در جهت ایجاد و تثبیت قرارداد با مشتریان به کار گیرد.

تکنیک های ساده در بازاریابی موفق به عنوان یک بازاریاب حرفه ای

به طور کلی می‌توان گفت، برقراری ارتباط موفق با مشتریان از طریق کنجکاوی ما در علایق و نیازهای مشتریان حاصل می‌شود چرا که مشتریان مختلف علایق و سلایق مختلفی دارند، برای برخی کیفیت مهم‌تر است و برای برخی قیمت، برای برخی رفتار فروشنده مهم‌تر از کالایی است که می‌خرند و برای گروهی دیگر نه.
مثلا باید بدانیم که صرفا ارزان بودن کالایی، تنها شاخص موردپسند مشتری نیست چرا که گروهی از مردم، دوست دارند احساس کنند که می‌توانند بهترین‌ها را بخورند و بپوشند و اگر با آن‌ها طوری رفتار شود که استطاعت چیزی را ندارند، دل آزرده می‌شوند.
مردم عمدتا بیش‌تر چیزها را با قیمت و ارزش مادی تخمین می‌زنند، حتما ضرب‌المثل معروف «مردم عقلشان به چشمشان است» را شنیده‌اید. این ضرب‌المثل حتی در میان سایر جوامع نیز مصداق دارد.
برای نمونه فروشگاه بزرگی در حومهء لس‌آنجلس در شب عید کریسمس، کلاهی را به مبلغ ۱۰۰۰ دلار به معرض نمایش گذاشته بود، جمعیت خانم‌هایی که برای دیدن آن کلاه آمده بودند آنقدر زیاد بود که همهء‌آن‌ها در فروشگاه نمی‌گنجیدند و عده‌ای در بیرون فروشگاه منتظر ورود بودند.
بازاریاب موفق نیز باید این عامل را در روانشناسی فروش به کار بگیرد. مثلا اگر شرکت ما با روش مناسبی در حال تبلیغ است ولی بهره مناسبی از این تبلیغات نمی‌برد، کافی است در گوشه‌ای از تبلیغات خود یا در سایت خود بگوییم انجام این تبلیغات برای ما ۰۰۰ر۱۰۰ دلار هزینه داشته است و بکوشیم تا این موضوع را بر سر زبان‌ها بیندازیم، این موضوع وقتی انجام شود، انبوهی از توجه را به خود جلب می‌کند و نتایج درخشانی در برخواهد داشت، همچنین نوع گفتار و اصطلاحاتی که در بازاریابی و تبلیغات از آن استفاده می‌کنیم بسیار مهم است چرا که نحوهء گویش ما می‌تواند منجر به برداشت‌ها و عکس‌العمل‌های متفاوتی از سوی مخاطبان شود، مثلا خیلی از افراد این‌گونه تبلیغ می‌کنند: «برای یک هفته محصول ما را امتحان کنید، اگر مایل نبودید پول شما را پس خواهیم داد.»
معنای این جمله آن است که چنانچه مشتری از کالای خریداری شده راضی نباشد، تمام پول پرداختی وی یک هفته پس از خرید پس داده خواهد شد.
حال به این جمله دقت کنید: «اگر محصول ما مورد پسند شما واقع شد، پس از یک هفته پول آن را پرداخت کنید.» ملاحظه می‌شود معنایی که از این جمله استناد می‌شود، دقیقا همان معنای جملهء بالایی است با این تفاوت که این جمله برای مشتریان خیلی چشمگیرتر واقع می‌شود و تمایل بیش‌تری در آن‌ها ایجاد می‌کند تا محصول مزبور را امتحان کنند. درستی این موضوع در آزمایشی که سال ۲۰۰۳ از سوی شرکت پرولینک ( Prolink )، تولیدکنندهء دوربین‌های عکاسی و لوازم جانبی آن، در بازار تایوان انجام شد مشخص شد و طی یک دورهء دو ماهه، تعداد مشتریان این شرکت بیش از ۳۶ درصد افزایش یافت.
گادفری هریس، از تبلیغاتچی‌های بزرگ و نویسندهء چندین کتاب در زمینهء تبلیغات و بازاریابی، تفاوت در شیوهء بیان را این‌گونه مطرح می‌کند: تصور کنید دو نفر پیش من می‌آیند و هرکدام خرید یک اسب را به من پیشنهاد می‌دهند. هردوی آن‌ها ادعاهای یکسانی دارند که اسب‌ها خوب و مهربان هستند و حتی یک بچه می‌تواند روی آن سوار شود.
یکی از آن‌ها می‌گوید: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست نبود پولت را پس می‌دهم.» دیگری نیز همین جمله را تکرار می‌کند ولی اضافه می‌کند: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست بود بیا و پول اسب را به من بده.» من طبیعتا اسب دومی را می‌خرم. نکته‌ای که در این مورد وجود دارد وکمتر کسی به آن توجه دارد این است که مشتریان ما و به طور عام همهء انسان‌ها، واکنش بیش‌تری به شنیدن کلمات مثبت و تاییدکننده دارند و آن‌چه سبب شد تا مشتریان شرکت پرولینک افزایش یابد، به کاربردن عبارتی چون «موردپسند واقع شدن» در مقابل «مایل نبودن» بود که تاثیر مثبتی در نگرش و تصمیم‌گیری مشتریان داشت.
امروزه کالاهای بی‌شماری با انواع متعددی از مارک‌های مختلف در بازار موجود است که تفاوت چندانی از نظر کارآیی در رفع نیازهای مشتریان ندارند، از این رو آن‌چه تمایز محصولات را در تسخیر بازار سبب می‌شود، نوع نگرشی است که مصرف‌کنندگان به محصولات مختلف دارند.
البته روش‌های مختلفی برای ایجاد نگرش مثبت نزد خریداران وجود دارد که دستیابی به آن‌ها کار دشواری نیست، کافی است همان‌طور که گفته شد از حس کنجکاوی خود استفاده کرده و آن را تقویت کنید. مثلا اگر از شما پرسش شود که برای افزایش فروش نوعی کتاب تخصصی به گروهی از بازرگانان معتبر و پرسابقه چه روشی را برمی‌گزینید، چه می‌گویید؟ این دقیقا همان پرسشی است که یک ناشر کوچک لندنی از خود کرد و زمانی که پاسخ مناسبی برای آن دریافت، سود کلانی به جیب زد.
وی زمانی که در فروش کتاب‌های خود با شکست روبه‌رو شد، دست به ابتکار جالبی زد که از طریق آن توانست محصول خود را در نظر ر (بازرگانان معتبر و پرسابقه) چشمگیر کند و کاری کند که طی مدت کوتاهی کتاب مزبور به چاپ پنجم برسد. اقدام او این بود که نام خریداران را با چاپ حروف طلاکاری شده روی کتاب حک کرد. این کار انجام شد و با تغییرات بسیار جزئی در مورد نحوهء اطلاع‌رسانی، به زودی هزاران جلد کتاب فروخته شد.

در واقع وی با حک کردن اسم‌ها با طلا به کتاب‌ها، در نظر خریداران ارزش افزونی بخشید چرا که هرگاه شخصی بداند که چیزی با اسم خودش به او تعلق خواهد داشت، تلاش می‌کند تا آن را به دست آورد حتی اگر مجبور باشد مبلغی پول بابت آن بپردازد. استفاده از طلا نیز شیوه‌ای هوشمندانه بود زیرا حک نام افراد با طلا، ارزش مثبت افزونی را در نظر آن‌ها ایجاد می‌کند.
به طریق مشابهی مشخص شده است که هر پیشنهادی که به یک گروه خاص از افراد محدود شود، خیلی موثرتر از پیشنهادی است که به گروه عمده‌ای از مردم می‌شود، مثلا پیشنهادی که برای خرید محصولی به خانم‌‌های خانه‌دار می‌شود، موثرتر از پیشنهادی خواهد بود که به خانم‌ها – به طور کلی- می‌شود زیرا با بیان کلمهء «خانه‌دار»، هنگام خطاب قرار دادن در واقع محرک‌های ذهنی این گروه بیش‌تر تحریک شده و برای واکنش آماده‌تر می‌شوند، در واقع بیان کلمهء «خانه‌دار»، امتیازی است که برای گروه خاصی از زن‌ها- نه همهء آن‌ها- در نظر گرفته شده است و کسانی که محق امتیاز آشکاری هستند نهایت تلاش خود را برای دستیابی به آن می‌کنند و حتی گاهی سختی‌های زیادی را نیز تحمل می‌کنند.
یکی دیگر از مواردی که یک بازاریاب موفق باید همواره به آن توجه داشته باشد، موضوعاتی است که به واسطهء آن امکان حس منفی افراد، حتی برای مدتی کوتاه فراهم آید و سپس با استفاده از موقعیت به وجود آمده و اصلاح آن‌چه در ذهن مخاطب شکل گرفت است از آن بهترین بهره را ببرد; برای مثال چند سال پیش، یکی از تبلیغاتچی‌های بنام ایران دست به ابتکار جالبی در زمینهء تبلیغ و فروش ماشین لباسشویی زد; وی با گزینش شعار «ما با خانم‌های خانه‌دار ارتباط داریم» و درج آن در تبلیغات محصول مورد نظر، میلیون‌ها تومان سود عاید شرکت خود کرد.
درج چنین عبارتی در تبلیغ یک کالا، به سرعت واکنشی منفی و تدافعی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد و آن‌ها را به تعقیب تمام متن آگهی وامی‌داشت. در انتها نیز مخاطب مزبور با امکانات و مزایای ماشین لباسشویی آشنا می‌شد، ضمن این‌که تا مدت‌ها این تبلیغ را برای دوستان و آشنایان خود تعریف می‌کرد.
ناگفته نماند در این زمینه رعایت چارچوب‌های قانونی و پرهیز از خطا امری کاملا حیاتی و مهم است چرا که کوچک‌ترین لغزشی، عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت. به هر رو برای بازاریابی موفق روش‌های بی‌شماری وجود دارد.
بعضی افراد به طور غریزی آن‌ها را می‌شناسند و برخی دیگر این مراحل را با تجربه فرامی‌گیرند، اما بخش عظیمی از آن‌ها را می‌توان از طریق دیگران آموخت و زمانی که با روش‌های موفقیت‌آمیز آن‌ها آشنا شدیم، بهتر است آن را برای استفاده در موارد مشابه به خاطر بسپاریم، رعایت این موارد مهم هستند.
یک پیشنهاد یکسان که با روش‌های متفاوتی به وجود آمده، ممکن است بازدهی‌های متفاوتی در بر داشته باشد. از این رو در گنجینهء تجربیات باید بهترین روش را به گونه‌ای پیدا کنیم.